۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

گلی به نام ذوب آهن در شوره زار فوتبال

17 آبان 89
علیرضا خطیبی
ابقای اکبرمحمدی و علی دوستی تیر خلاصی بود بر پیکره این فوتبال و بستن تمام روزنه هایی که برای آینده وجود داشت. نتیجه نگرفتن های اخیر تیم های فوتبال در رده ها و جنسیت های مختلف بیش از هر چیزی به عامل سوء مدیریت و حضور افراد غیرفوتبالی که با روح فوتبال آشنا نیستند بازمی گردد. متاسفانه مسولان ما هنوز نمی دانند که چه تصمیمی باید در چه مقطعی و در چه شرایطی باید گرفته شود. آنها پیدا کردن گزینه شان برای تیم ملی بزرگسال را برای این که نشان دهند تا چه حد آینده نگر بوده و به فکر تیم ملی هستند دقیقا در شرایطی مطرح می کنند که تیم ملی و افشین قطبی برای جام ملت های آسیا بیش از هر چیز به تمرکز و انگیزه نیاز دارند. مشخص نیست این تصمیم که اگر هم قرار است گرفته شود باید تنها رئیس سازمان تربیت بدنی و رئیس فدراسیون فوتبال و یکی، دو نفر از معتمدین آنها قرار داشته باشد تا همه چیز به صورت کاملا محرمانه پیش برود در اختیار فتح ا... زاده قرار دارد تا او هم که برای مصاحبه های یک صفحه ای هر روزش حرف کم آورده به یکباره مسئله ای به این مهمی را در بدترین شرایط رسانه ای کند. در شرایطی که فوتبال ایران برای جام ملت های آسیا به فاکتوری به نام همدلی نیاز مبرم دارد همه مربیان لیگ و منتقدان و گزارشگران و خلاصه هر فردی که در این فوتبال نفس می کشد شمشیرهایشان را بسته اند و آرزو می کنند که تیم ملی نتیجه نگیرد تا آنها فرصتی برای از نیام برکشیدن شمشیرهایشان داشته باشند و شاید امیدی برای رسیدن به نیمکت تیم ملی پیدا کنند.
در فدراسیون فوتبال نمی توان بخشی را پیدا کرد که به درستی کارش را انجام دهد. سازمان لیگ از میان پیشنهادات تمام تیم ها برای تعویق بازی شان تنها با پیشنهاد سپاهان موافقت می کند، کمیته داوران کاری به جز حمایت کورکورانه از داوران و کمک هایشان ندارد و کلا اوضاع در این قسمت از فدراسیون مانند تمام قسمت های دیگر گل و بلبل است. کمیته انضباطی، هر روز صفحات روزنامه ها و حتی حاشیه های کناری آن را می خواند تا مبادا کسی حرفی بر خلاف میل آنها زده باشد تا با جریمه نقدی یا حکم ممنوع المصاحبه بودنش او را نقره داغ کنند. ممنوع المصاحبه کردن مربیان و بازیکنان هم از آن ابتکاراتی است که تنها در فوتبال ایران وجود دارد. به نظر می رسد رسیدگی به مصاحبات دایی بسیار مهم تر از اتفاقات ورزشگاه های تبریز و چاقو کشی های آبادان است.
در تمام این بلبشوی فوتبال که هر چه بگردی کوچکترین دلخوشی ای پیدا نمی شود کمتر از یک هفته دیگر قرار است افتخاری آفریده شود. باورش بسیار سخت است. این فوتبال و افتخار؟ این بار تیمی قرار است برای ما افتخار آفرینی کند که به هیچ عنوان جزء کوچکی از یک کل نیست. این تیم به خوبی توانسته خودش را از تمامی حاشیه ها و کثیفی ها و کم و کاستی های فوتبال روز دور نگه دارد و به همین دلیل است که ما نظاره گر بازی این تیم در فینال آسیا هستیم. در مجموعه ذوب آهن به راحتی می توان دید که حضور آدم های فوتبالی تا چه حد می تواند باعث پیشرفت شود. البته ناگفته نماند که آدم های فوتبالی کارآمد و با دانش و نه هر کسی که به قول خودش عکس با شورت ورزشی دارد. اصغر دلیلی، مدیرعامل ذوب آهن تنها عضو غیرفوتبالی این مجموعه است که تا به حال نه اظهار نظری و نه دخالتی از او دیده ایم. او تنها و تنها وظیفه خودش که مدیریت تیم است انجام می دهد و به حیطه های دیگر کاری ندارد. ابراهیم زاده و زوج مجید صالح دیگر به قدرتمندترین کادر فنی لیگ برتر تبدیل شده اند و بازیکنان این تیم هم جزء معدود بازیکنانی هستند که سالهاست کنار یکدیگر بازی می کنند و کم کم در حال تبدیل شده به یک خانواده اند. این تیم قرار است گلی بر شوره زار فوتبال ما برویاند و اگرچه با یک گل بهار نمی شود اما دل آنهایی که برای موفقیت و قهرمانی لک زده با این گل کمی آرام می شود.

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

شاید وقتی دیگر...

تاریخ: 17 آبان 89
امیر حسین احتشامی
شکست ذوب آهن در فینال لیگ قهرمانان آسیا و بسنده کردن به مقام نایب قهرمانی پایان یک تراژدی غم انگیز برای شاگردان منصور ابراهیم زاده بود. سبزپوشان اصفهانی که به امید بدست آوردن معتبرترین جام باشگاهی آسیا راهی توکیو شده بودند با اشک و حسرت تمام در آرزوی قهرمانی ماندند و ناباورانه شاهد شادمانی شاگردان شین تایه یونگ شدند. اما؛ پرسش اساسی این است که آنها چه باید می کردند که نکردند و چرا به آسانی دست ها را به علامت تسلیم بالا بردند؟ این پرسش از چند زاویه قابل بررسی است اما مهمترین نکته ای که می توان بر آن انگشت نهاد و پیرامون آن بحث کرد این است که به نظر می رسید ذوبی ها بازی فینال را با دیگر مسابقاتی که در این تورنمنت برگزار کرده بودند، یکسان می پنداشتند. اشتباه بزرگی که بابت آن تاوان سختی پرداختند. تیمی که در 11 مسابقه تنها پنج گل دریافت کرده به یکباره در بازی نهایی سه بار دروازه خود را باز شده می بیند و بیش از نیمی از موقعیت های گل کره ای ها به بار می نشیند بدین معنی که تیم سئونگنام از کمترین موقعیت های خود بیشترین بهره را می برد و ذوبی ها به درستی توجیه نشده بودند که بازی فینال هر رقابتی جای هیچ گونه اشتباهی نیست. اما دقیقاً جایی که نباید اشتباه می کردند سریال اشتباهات بازیکنان ذوب آهن دامنه دار شد و آنچه نباید می شد، سرانجام شد. به صحنه گل اول اگر به درستی نگاه کنیم می توان آشفتگی غیر قابل قبول مدافعان سفیدپوش را به وضوح دید. صحنه گل دوم باز هم جاگیری نامناسب مدافعان زمینه ساز می شود و صحنه گل سوم هم یک اشتباه در دفع توپ و باز شدن دروازه ذوب آهن به همه امیدها پایان می دهد. نیمکت مربیان ذوب آهن اما در این میان چه کردند؟ آیا آنها هم تنها شاهد پیاده شدن تاکتیک های سر مربی کرده ای بودند و ناکامی برنامه خود؟ ایگورکاسترو 90 دقیقه در چنگال مدافعان حریف اسیر بود چرا برای این موضوع تدبیری اندیشیده نشد؟ محمد قاضی یکی از ضعیف ترین بازیکنان میدان بود، برای چه تا پایان باقی ماند؟ مهدی رجب زاده کجای پازل تاکتیکی منصور ابراهیم زاده قرار داشت و چه کار مثبتی کرد؟ مأمور مهار مولینای کلمبیایی چه کسی بود و چرا این بازیکن براحتی پایه گذار اکثر حملات تیمش بود؟ تدبیر کادر فنی برای این بازیکن چه بود؟ چرا پس از به ثمر رسیدن گل اول سئونگنام شیرازه تیمی ذوب آهن از هم پاشید و شاگردان منصور ابراهیم زاده دیگر نتوانستند به بازی برگردند؟ چرا هیچ یک از کرنرهای پیاپی ذوبی ها در دقایق 24 تا 26 راهی به چارچوب نیافت؟ چرا هرگز عمق دفاع سئونگنام مورد حمله قرار نگرفت و در عوض بازی به گوشه ها برده شد که مورد دلخواه تیم حریف به نظر می رسید آنهم در شرایطی که عمق این دفاع بسیار آسیب پذیرتر از کناره ها بود. چرا تعویض های ابراهیم زاده هیچکدام چاره ساز نشد؟ و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر. اما در نهایت از این همه پرسش می توان به چه نتیجه ای رسید؟ پاسخ پر واضح است که مجموعه ای از اشتباهات فردی، تیمی و تاکتیکی موجب شد تا تمام رؤیاهای ذوب آهن برای قهرمانی نقش بر آب شود و این تیم بهترین فرصت برای جاودانه شدن را از دست بدهد. با این همه، فراموش نمی کنیم که عنوان نایب قهرمانی نیز در این شوره زار فوتبال ایران برای ذوب آهن ما بی تردید قابل تقدیر و راهگشاست. باشد تا شاید وقتی دیگر.

دستور پخت يك استيل آذين

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
شايد خيلي ها تا پيش از اين فكر مي كردند كه براي حضور يك تيم در ليگ برتر بايد كارهاي خاصي انجام داد و رنج و زحمت هاي فراواني كشيد اما استيل آذين نشان داد كه جمع كردن يك تيم ليگ برتري پر سرو صدا اصلا كار سختي نيست. آنها به خيال اينكه با پول مي توانند همه كار كنند اين چرك كف دست را در بازار نقل و ا نتقالات مثل ريگ از دست شان دور! كردند اما اگر رئال مادريد در دوره اول كهكشاني شدن توانست قهرمان شود يا اينكه منچستر سيتي تمام نفتي توانست در جزيره كاري از پيش ببرد آن وقت استيل آذين هم مي تواند به بالاهاي جدول برسد. اما تشكيل يك تيم مثلا استيل آذين كار چندان سختي نشان نمي دهد اگر از اين دستور پخت استفاده كنيد؛
1). اولين و مهم ترين فاكتور براي تشكيل چنين تيمي نياز به يك عابر بانك است. البته نه از آن عابر بانك هايي كه در خيابان و در بانك هاي محل گذر مشاهده مي كنيد چون آنها هم حتي اگر به منبع بانك مركزي متصل باشند در اواسط راه كم خواهند آورد و دست شما را در حنا خواهند گذاشت. عاب ربانك مورد نظر ما با نام حسين هدايتي و امثالهم شناخته مي‌شوند و به همين راحتي هم در هر بانك و سر هر چهار راهي يافت نمي ‌شوند كه با منبع لايتناهي اسكناس در ارتباط هستند و بانك مركزي هم بايد پيش آنها لنگ بياندازد.
2). اصلا فكرتان را براي اين كه اين پول را چه طور بايد خرج كرد تا حضوري آبرومندانه در ليگ برتر داشت مشغول نكنيد. خرج كردن پول براي بستن يك تيم ليگ برتري بسيار راحت تر از آن است كه فكرش را مي كنيد. هر بازيكني كه در اروپا بازي مي كرده و امروز به دليل مصدوميت، كهولت سن، پوكي استخوان ، ديدار با خانواده يا هر دليل ديگري گذرش به تهران افتاده را دستگير كرده و با خود به پاي ميز مذاكره ببريد. همچنين به محض اين كه متوجه شديد بازيكن ستاره اي در بازار نقل وانتقالات وجود دارد و تيم هاي حريف به دنبال به خدمت گرفتن آن هستند به سراغش برويد و او را با صد ميليون بيشتر اغفال كنيد. توجه داشته باشيد اين نكته كه آيا اين بازيكن به درد تيم مي‌خورد و بازيكنان ديگري در پست او داريد يا نه كوچكترين اهميتي ندارد و شايد در وهله هاي بعدي اهميت باشد كه اصلا اهميت يعني چه؟ در اين ميان بازيكنان تيم هايي كه به شدت با آنها كري داريد در اولويت قرار دارند و حتي اگر بازيكن درجه دوم و سوم تيم مذكور بودند از خريد آنها غافل نشويد.
3). براي انتخاب سرمربي اصلا به خودتان سخت نگيريد. از بزرگترين نام ها شروع كنيد. از آنجا كه گزافه گويي، البته نه در حد قاسمي مدير عامل ابومسلم كه آسمان را هم مي تركاند و ترك مي انداخت، تنها قسمتي از كار شماست كه احتياجي به پول ندارد. تا مي‌توانيد دروغ هاي بزرگ تري بگوييد. براي شروع بهتر است از بابي رابسون كبير شروع كنيد. باور كنيد در اين اوضاع آن قدر افكار مردم مشغول است كه كسي به ياد نمي آورد او به ديار باقي شتافته. بعد از او به سراغ سرالكس فرگوسن و پپ گوارديولا برويد. حتي مي‌توانيد يكي از اين مربيان را به ايران دعوت كرده و يك عكس يادگاري دسته جمعي با او، حتي الامكان روي پله هاي برقي فرودگاه امام باشد بهتر است، بيندازيد تا چندان به دروغ گويي متهم نشويد. در پايان يك مربي درجه سوم خارجي پيدا كرده و او را روي نيمكت بنشانيد.
4). البته با پيدا شدن سرمربي كار نيمكت شما تمام نشده است مهم تر از پيدا كردن سرمربي، پيدا كردن دستياري است كه يد طولايي در زيرآب زني و خالي كردن زيرپاي سرمربيان داشته باشد. او براي روزهاي بحراني بسيار به درد شما مي خورد. دقت كنيد كه در انتخاب دستياران سابقه حضور آنها در تيمي كه با آن كري داشتيد آنها را در اولويت قرار مي دهد. كارنامه فني؟ اصلا وقت تان را براي آن مسائل پيش افتاده هدر ندهيد. فقط مواظب باشيد كه اين مربي تفاوت بازيكنان اميد را با ستاره هاي با تجربه بداند تا در مصاحبه هايش آبروي شما را نبرد. توانايي فراوان در زدن زير آب و خالي كردن صندلي زير سرمربي براي انتخاب دستياران و همچنين متوهم بودن آنها و در عوالم ديگر سير كردن شان در وهله اول است، يادتان نرود، ها! 5) سرپرست. مهم ترين وظيفه سرپرست هدايت! بازيكنان است و به همين دليل بهتر است به سراغ كسي برويد كه سابقه هدايت بازيكنان رشته هاي ديگر را به خصوص اگر توپ هم در آنها باشد داشته باشد. البته مهم ترين وظيفه سرپرست اين است كه هر خبري كه در تيم اتفاق مي‌افتد را در مقابل رسانه ها تكذيب كند. هستند سرپرست هايي كه توانايي هاي شان بيشتر از اين است و مي‌توانند حتي اتفاقاتي كه مقابل دوربين مي‌افتد را تكذيب كنند. اگر چنين مردان توانايي پيدا كرديد براي همكاري با آنها فرصت را از دست ندهيد. آدم هاي خوش بين كه در هر شرايطي، اوضاع براي آنها گل و بلبل است در اولويت قرار دارند.
6) آخرين چيزي كه تيم شما نياز دارد، چند دست پيراهن است. اين حرفها كه هر تيم بايد يك پيراهن اصلي و يك پيراهن دوم داشته باشد به درد تيم هاي غرب زده و قرتي بازيهاي شان مي‌خورد. شما براي اين كه بازيكنان تان در طول فصل دچار يكنواختي و افسردگي نشوند حداقل 5 دست لباس خريداري كنيد. ترجيحا طرح لباس تان را از تيم هاي مطرح دنيا و همچنين همان تيمي كه با آن كري داشتيد انتخاب كنيد
7). هم اكنون تيم ليگ برتري شما آماده است. مي توانيد در مصاحبه هاي تان از قهرماني در ليگ برتر و گرفتن سهميه آسيايي صحبت كنيد اما يادتان باشد كه در خلوت براي بقا در ليگ برتر دعا كنيد.

بازیکنان آوازه خوان

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
بسياري از ستارگان دنياي ورزش، بخت خود را در زمينه هاي ديگر هم آزموده اند. عده اي به تجارت روي مي آورند، عده اي در زواياي ديگر دنياي ورزش به فعاليت شان ادامه مي دهند و عده اي هم به هنر روي مي آورند. در اينجا به بهانه شایعاتی که می گویند آلوبم رضا عنایتی در راه است و با توجه به آنچه از نیما نکیسا و بقیه در ذهن داریم، به تعدادي از ستارگان اشاره مي كنيم كه بخت خود را در دنيای خوانندگي آزموده اند؛
گلن هادل و كريس وادل
اين دو بدون شك استيل لازم براي خوانندگي پاپ را داشتند اما به هيچ وجه صداي اين كار را نداشتند. گلن و كريس در سال 1987 آلبوم «نور الماس» را روانه بازار كردند. هرچند اين آلبوم از لحاظ موسيقيايي حرفي براي گفتن نداشت اما چهره كلاسيك اين دو بازيكن فوتبال در موسيقي پاپ ماندگار شد.
اندي كول
در سال 1999 مهاجم منچستر يونايتد آلبوم «فوق العاده» را منتشر كرد اما او هم در عرصه موسيقي نتوانست به موفقيتي دست پيدا كند و آلبومش حتي در ميان 40 كار برتر جزيره قرار نگرفت.
پله
اعجوبه فوتبال برزيل نه تنها با توپ مي توانست هنرنمايي كند بلكه با گيتار هم مي تواند گوش ها را نوازش دهد. او چند آلبوم گيتار را در برزيل منتشر كرده و بر روي چند ملودي سامبا هم خوانده است.
جان مك انرو
اين اسطوره دنياي تنيس با گروه «جاني اسميت» در اواسط دهه 90 ميلادي شروع به خوانندگي كرد. عملكرد او به قدري بد بود كه در برخي از اجراهاي زنده طرفداران به طرفش توپ تنيس پرت مي كردند. او سرانجام در سال 1997 دور خوانندگي را خط كشيد.
ديديه دروگبا و مايكل اسين
اين دو ستاره چلسي در سال 2007 يك آهنگ ضد نژاد پرستانه با عنوان «پوست ها» را با هم خواندند.
رايان بابل
او در ليورپول بازي مي كرد، طرفدارانش هلندي بودند و نامش را «ريو» گذاشته بودند اما اين بازيكن عجيب و غريب، آهنگ هاي بسيار ساده اي مي خواند مثل «من مي دانم ساعت چند است، چون يك ساعت نو خريده ام.»
مارك بوچر
اين ستاره دنياي كريكت هم مي خواند و هم گيتار مي زند. آلبوم «آهنگ هايي از خانه خورشيد» اوايل امسال به بازار آمد.
پل گاسكوئين
اين ستاره جنجالي انگليسي نه تنها در زمين فوتبال مي درخشيد بلكه در معدود كارهايش در دنياي موسيقي هم موفق بود. او آهنگ Fog on the Tyne را با Lindis farne خواند و اين آهنگ رده دوم چارت موسيقي را از آن خودش كرد.
الكسي لالاس
اين ستاره سابق فوتبال آمريكا مي تواند خودش را موفق ترين بازيكن فوتبال در عرصه موسيقي بنامد. او دو آلبوم به همراه گروهش «جيپسي ها» روانه بازار كرد و با چند خواننده مطرح هم آهنگ توليد كرد. از او بيش از دو هزار كار در اينترنت وجود دارد.
كارلوس توس
مهاجم فعلي منچستر سيتي براي نشان دادن علاقه اش به منچستر يونايتد، تيم سابقش آهنگي با عنوان «رابطه عاشقانه من» خواند.
باشگاه ليورپول
آهنگ آنفيلد با ترانه عجيب و غريبش و زرقي و برقي كه در ساخت آن به كار رفته چيزي از كارهاي خوانندگان آمريكايي كم ندارد.
چلسي
اين باشگاه در سال 1970 آهنگ «رنگ يعني آبي» را روانه بازار كرد. ترانه اين آهنگ به اين شكل بود: «ما همه با هم هستيم و به هدف مان مي رسيم بنابراين ما را در هواي آفتابي و باراني تشويق كنيد.» طرفداران سن بالاي چلسي مجبور بودند اين شعر كودكانه را در استاديوم سر دهند.
جبرييل سيسه
اين بازيكن فرانسوي با آن ظاهر و مدل موهاي عجيب و غريبش جاي تعجبي نداشت كه به دنياي موسيقي پا بگذارد. او چند آهنگ را به تنهايي خواند اما موفقيتي به دست نياورد.
منچستريونايتد
اين باشگاه در سال 1996 آهنگ «حركت كن، حركت كن، حركت كن» را ساخت. اين آهنگ با استقبال بسيار خوب هواداران يونايتد مواجه شد.
جان بارنز
آهنگ «جهان در حركت» بدون شك تنها آهنگ فوتبالي ماندگار در تاريخ است. اين آهنگ در صدر بهترين ها در جام جهاني 1990 قرار گرفت و قسمت رپي كه جان بارنز در اين آهنگ خواند هيچ گاه از ذهن هواداران فوتبال پاك نخواهد شد.
كوين كمپل
مهاجم سابق آرسنال و اورتون خيلي عاقل بود كه به تنهايي آهنگي نخواند اما يك استوديو ضبط را به نام خودش ثبت كرد. در سال 2003 او با مارك موريس ون قرارداد بست اما زماني كه اين خواننده براي اجراي كارهايش به يك استوديوي ضبط ديگر رفت خشم اين بازيكن برانگيخته شد. او در آن زمان گفت وفاداري در صنعت موسيقي هيچ جايي ندارد، درست برعكس فوتبال.
آرسنال
اين باشگاه در سال 1998 آهنگ Hot Stuff را روانه بازار كرد. ترانه بد اين آهنگ و فريادهاي «آرسنال، آرسنال» كه در ميان اين آهنگ شنيده مي شد از آن يك موسيقي غيرقابل تحمل ساخته بود.
كوين كيگان
كيگان در سال 1979 آهنگ Head Over Heels in Love را خواند. اين آهنگ در جدول بهترين ها در رده سي و يكم قرار گرفت. البته اين آهنگ در آلمان با استقبال خوبي روبرو شد و در جدول بهترين هاي موسيقي آلمان رده دهم را به خودش اختصاص داد.
اسلووان بيليچ
اين بازيكن در يك گروه موسيقي گيتار مي زند. او به تنهايي هم يك آهنگ را روانه بازار كرده است.

کارنامه ایران از دهلی تا گوانگجو

تاریخ: 17 آبان 89
احمدرضا جلوه نژآد
شانزدهمین دوره بازی های آسیایی از روز جمعه رسماً در گوانگجوی چین گشایش می یابد. 45 کشور در 42 رشته ورزشی حضور خواهند داشت و هنوز برآورد دقیقی از تعداد ورزشکاران حاضر در این مسابقات در دسترس نیست. دوره گذشته این بازی ها که در دوحای قطر برگزار شد، 9520 ورزشکار از 45 کشور حضور داشتند و در 39 رشته ورزشی به رقابت پرداختند.
این دومین دوره بازی های آسیایی است که در چین برگزار می شود. پیشتر در سال 1990 نیز چینی ها در پکن میزبانی بازی ها را بدست آورده بودند. چینی ها اما حضور خود در صحنه ورزش جهان را تا حدودی مدیون ایران اند، زمانی که هفتمین دوره بازی های آسیایی در تهران به نخستین حضور بین المللی کاروان ورزشی چین در رخدادی به این گستردگی انجامید.
بازی های آسیایی 1974 تهران، هنوز نیز یکی از با شکوه ترین دوره های مسابقات بوده که در خاطره تاریخی ورزش جهان باقی مانده است. به لحاظ سازماندهی بازی ها به ورزشگاه ها استفاده از تکنولوژی روز، امنیت مثال زدنی و حضور چینی ها برای نخستین بار کاملاً متمایز از سایر دوره ها ارزیابی می شود.
در بازی های آسیایی تهران، کاروان ورزشی ایران با 36 مدال طلا پس از ژاپن و بالاتر از چین و کره جنوبی و شمالی و اسرائیل در رتبه دوم آسیا ایستاد و امروز در بهترین شرایط به رتبه ششم چشم دوخته است.
در آن دوره از هر شش مدال طلای توزیع شده سهم ایران بیش یک مدال طلا بود که اگر قرار باشد این نسبت حفظ شود ورزش ایران در بازی های گوانگجو باید حداقل 80 مدال طلا بدست آورد تا به جایگاه 36 سال پیش خود باز گردد.
ایران در بازی های آسیایی دوحا 11 مدال طلا کسب کرد و در رتبه ششم کشورهای آسیایی ایستاد.
در مجموع 46 کشور آسیایی که تاکنون در تاریخ بازی های آسیایی حضور داشته اند، تنها سه کشور نتوانسته اند مدالی را بدست آورند که عبارتند از بوتان، مالدیو و تیمور شرقی.
در جدول کلی مدال های بازی های آسیایی، چین با 991 مدال طلا، ژاپن با 862 مدال طلا، کره جنوبی با 541 مدال طلا و ایران با 118 مدال طلا و هندوستان با 114 مدال طلا پنج کشور نخست قاره پهناور هستند.
بازی های آسیایی در 1951 پایه گذاری شد اما پیش از آن بازی هایی در سطحی کوچکتر در سال هایی که تا 1913 به دورتر برمی گردد میان ورزشکارانی از امپراتوری ژاپن، جزایر فیلیپین و چین در مانیل برگزار شده بود.
بازی های غرب آسیا هم البته در سال 1934 در دهلی نو میان کشورهایی چون سیلان، افغانستان و شبهه قاره هند برپا شد اما با برخورد به دوره جنگ جهانی دوم به پایان راه رسید.
در نخستین دوره بازی های آسیایی که در 1951 در دهلی نو شکل گرفت، 11 کشور با 489 ورزشکار در شش رشته ورزشی شنا، شیرجه و واترپلو همچنین دو و میدانی، بسکتبال، دوچرخه سواری، فوتبال و وزنه برداری به رقابت پرداختند و در رده بندی کلی مدال ها ایران با 8 مدال طلا شش نفره و 2 برنز به عنوان سومی دست یافت. ژاپن با 24 طلا و هند با 15 طلا در رتبه های اول و دوم قرار گرفتند و سنگاپور و فیلیپین با 5 طلا پس از ایران 1954 بازی در مانیل فیلیپین برگزار شد، دوره ای که به سبب آشفته بازار سیاسی داخلی، ایران در رقابت ها غایب بود و کره جنوبی توانست جای ایران را پس از ژاپن و فیلیپین بگیرد کشورهایی که عناوین نخست و دوم جدول را از آن خود کرده بودند.
در 1958 که بازی ها به توکیو رفت ایران نیز حاضر بود. والیبالیست های ایران با محمود عدل، عبدالمومن کمال، سیاوش فرخی، محمد شریفزاده، حسینعلی امینی، اسماعیل اشتری، عباس تهرانی و کمال پروشیرازی نایب قهرمان آسیا شدند و در فینال ژاپن را که تا قهرمان المپیک توکیو نیز پیش رانده بود به شدت آزار دادند. در دو و میدانی محمود خلیق رضوی طلای 1500 متر را از آن خود کرد و در وزنه برداری منصوری، رهنوردی و پوژانی طلا گرفتند. در کشتی آزاد نیز غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی و عباس زندی قهرمان آسیا شدند. کاروان ایران به این ترتیب با 7 طلا، 14 نقره و 11 برنز چهارم آسیا شد.
در دهه 1960 بازی های آسیایی دچار یک دوره فترت شد. ایران در 1962 جا کارتا شرکت نکرد. در 1966 بازی ها در بانگکوک برگزار شد و کاروان ایران با 118 ورزشکار در 12 رشته شرکت کرد اما تنها در کشتی و وزنه برداری توانست طلا بدست آورد. سه طلای عبدا... موحد، منصور مهدیزاده و افتخار فیلابی در کشتی و سه طلای محمد نصیری به پرویز جلایی و منوچهر برومند در وزنه برداری ایران را تا رتبه ششم آسیا بیشتر بالا نبرد. 8 نقره و 17 برنز نیز برای ایران در آن بازی ها رقم خورد که از جمله می توان به مدال نقره فوتبال اشاره کرد، تیمی که بازیکنانی چون عزیز اصلی، فرامرز ظلی، پرویز .... خانی، محمد رنجبر، جلال طالبی و همایون بهزادی را در ترکیب داشت. تیم ملی والیبال اینبار برنز گرفت. در دوچرخه سواری نیز تیم ایران سوم شد و مدال برنز هوشنگ بزرگزاده در تنیس روی میز و تقی اکبری در تنیس انفرادی قابل توجه بود. تیم تنیس ایران نیز با تقی اکبری، برادران نعمتی و عیسی خدایی برنز تیمی را از آن خود کرد.
در 1970 بانکوک، کاروان ایران 9 طلا گرفت که به غیر از طلای تیمور غیاثی در دو و میدانی بقیه مدال های طلای ایران از کشتی و وزنه برداری بدست آمد.
در 1974 بازی های آسیایی به این سوی آسیا آمد، ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی که آنزمان آریامهر خطاب می شد و برای ورزشکاران بسیاری کشورها، از جمله کره ای های جنوبی افسانه ای به نظر می رسید. دو سال پیش از آن در المپیک مونیخ گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی و کشته شدن آن ها توسط چریک های فلسطینی بازی ها را به یک تراژدی بدل کرده بود اما بازی های تهران با وجود اوج گیری جنگ اعراب و اسرائیل بی هیچ حادثه ای از این دست به پایان رسید. در عین حال کشورهای عربی، چین و پاکستان از رویارویی با اسرائیلی ها سرباز زدند.
در بازی های آسیایی تهران همچنین چینی ها پس از 22 سال در صحنه ورزش جهان حاضر شدند. آن ها در اعتراض به رسمیت شناخته شدن تایوان در مجامع جهانی، از المپیک هلسینکی در 1952 به این سو بازی های ورزشی بین المللی ورزشی را تحریم کرده بودند اما به دعوت ایران پاسخ مثبت دادند. رژه ورزشکاران چینی در آزادی چهره ورزش جهان را تغییر داد. با این حال چینی ها با 33 طلا پشت سر ایران در جدول رده بندی کلی مدال ها قرار گرفتند. ایران 36 طلا، 28 نقره و 17 برنز به دست آورد. ایران در فوتبال، واترپولو و شمشیربازی قهرمان آسیا شد. در دو و میدانی توسط جلال کشمیری در پرتاب ها دو طلا و در پرش ارتفاع توسط تیمور غیاثی به سه مدال طلا رسید. در بوکس، دلارام، آمبرسونیان و غلامرضا آنداوه برای ایران طلا گرفتند. در دوچرخه سواری جاده به غیر از طلای تیمی ایران، حسن آریانفر هم طلای انفرادی را از آن کشور کرد.
در شمشیربازی تیم های سابر و اپه مردان و فلوره زنان ایران قهرمان بازی ها شدند. تیم بانوان فلوره ایران را مهوش شفایی، گیتی محبی، ژیلا الماسی، مریم شریعت زاده و مریم آچاک تشکیل می دادند.
در 1978 که بار دیگر در بانکوک برگزار شد، ایران در گرماگرم انقلاب غایبی بزرگ بود. این آخرین دوره سلطه ژاپنی ها بر ورزش آسیا بود و از 1982 در دهلی نو این چینی ها بودند که گوی سبقت را از چشم بادامی های سرزمین خورشید تابان بربودند.
در 1982 نخستین کاروان ورزشی جمهوری اسلامی با 43 ورزشکار مرد در چهار رشته کشتی، وزنه برداری، دوچرخه سواری و فوتبال به بازی ها اعزام شدند و با چهار طلا به ایران بازگشتند. برادران محبی و رضا سوخته سرایی در کشتی و علی پاکیزه جم در وزنه برداری طلا گرفتند. جمهوری اسلامی ایران به این ترتیب در رتبه هفتم رنکینگ کلی مدال ها قرار گرفت. در 1986 سئول ایرانی ها پس از چین، کره جنوبی، ژاپن و کره شمالی پنجم شد. علی زنگی آبادی در دوچرخه سواری جاده قهرمان شد. ابراهیم قادری در تکواندو نشان زرین گرفت و مجید ترکان، عسگری محمدیان و علیرضا سلیمانی در کشتی فرنگی طلا گرفتند و رضا سوخته سرایی اینبار طلای سنگین وزن فرنگی را به گردن آویخت.
در 1990 پکن ایران از کره شمالی در رده بندی مدال ها عقب ماند و پنجم شد اما قهرمانی تیم ملی فوتبال بسیار شادی آفرین بود، تیمی را که علی پروین در پکن هدایت می کرد و کاپیتانی آنرا محمد پنجعلی بر عهده داشت. اویس ملاح، بهروز یاری و دیگر بار رضا سوخته سرایی در کشتی طلا گرفتند.
در هیروشیمای 94 فوتبال ایران توفیقی نیافت، اما کشتی با شش طلا و نیز طلای فریبرز عسگری در تکواندو و فرید خمامی در کاراته و ایوب پرتاقی در بوکس ایران را در رتبه ششم قرار داد، جایی که برای نخستین بار توسط قراقستان از آسیای میانه هم اندکی به عقب تر رانده شده بود.
در بانکوک 98 فوتبال ایران باز هم طلا گرفت، اینبار با منصور پورحیدری و تیمی از جام جهانی دیده ها. شاهین نصیری نیا هم پس از 16 سال وزنه برداری ایران را به مدال طلا رساند. قادر میزبانی در دوچرخه سواری طلا گرفت. علیرضا کتیرایی در کاراته و مهدی بیباک در تکواندو مدال زرین گرفتند و علیرضا حیدری، عباس جدیدی، علیرضا رضایی در کشتی آزاد و سبزه علی در سنگین وزن کشتی فرنگی طلای ناب گرفتند. ایران در مجموع 10 طلا، یازده نقره و 13 برنز هفتم شد. از دیگر مدال آوران ایران در این مسابقات می تان به حسین رضازاده که برنز سنگین وزن ورنه برداری را گرفت و نیز آرش میر اسماعیلی که در جودی منهای 67 کیلو گرم صاحب گردن آویز برنز شد هم اشاره کرد.
در پوسان 2002 ایران به مرتبه دهم سقوط کرد اما قهرمانی فوتبال چیز دیگری بود. شکست کره پر قدرت که در خاک خود و با اوج محبوبیت ناشی از چهارمی جهان با تیمی به یادگار از آن جام رویایی در برابر ایران جوان به زانو درآمد فراموش ناشدنی است. ایران را در آن بازی ها برانکو ایوانکویچ هدایت کرد.
در دوحای 2006 هم ایران توانست عنوان ششمی را پس از 12 سال زنده کند، اما کلیت نتایج ورزش ایران در این بازی ها چنگی به دل نزد. سه طلا در کاراته توسط حسن و حسین روحانی و نیز جاسم ویشگاهی، چهار طلا در کشتی توسط مراد محمدی، علیرضا بذری، رضا یزدانی و علیرضا حیدری همچنین طلای حسین رضا زاده در وزنه برداری و یوسف کرمی در تکواندو، علی مظاهری در بوکس و احسان حدادی در پرتاب دیسک همه دارایی های ورزش ما در آخرین المپیک آسیایی بود.
نمايش وحدت و همدلي ورزشي در گوانگجو
شهر گوانگجو مركز استان گوانگ دونگ در جنوب چين اول جولاي سال ۲۰۰۴ موفق شد ميزباني شانزدهمين دوره بازي‌هاي آسيايي را از آن خود كند.
اين شهر علاوه بر انكه ثروتمندترين شهر در ثروتمندترين استان چين محسوب مي شود، به شهر گل نيز شهرت دارد و از اين شهر به عنوان يكي از شهرهاي مسير جاده ابريشم دريايي ياد مي‌شود.
مارس سال ۲۰۰۹ كشتي چوبي كوكاچين به عنوان نماد بازي‌هاي آسيايي و جاده ابريشم دريايي از كويت سفرش را آغاز كرد و به عنوان سفير صلح و دوستي و ارتباطات فرهنگي آسيا و جهان از سوي نزديك به ۳۰ كشور و منطقه مورد استقبال قرار گرفت.
مردم آسيا سعي كرده‌اند با استفاده از بازي‌هاي آسيايي كه از سال ۱۹۵۱ ميلادي برگزار شد همكاري و برابري ميان كشورها را افزايش دهند و اين رقابت ها همواره بازي‌هاي صلح و دوستي و همكاري بوده است.
قاره آسيا نزديك به دو سوم از جمعيت جهان را در خود جاي داده است و بازي هاي آسيايي بزرگترين رويداد ورزشي و نماد وحدت در اين قاره محسوب مي‌شود.
نگاهي به موضوعات بازي‌هاي آسيايي چون صلح و دوستي در بازي‌هاي سال ۱۹۶۲ و يا وحدت، پيشرفت و دوستي در سال ۱۹۹۰ در پكن و همچنين برابري آسيا در ۱۹۹۴ در ژاپن نشان مي‌دهد آسيايي‌ها همواره به صلح و دوستي و وحدت و پيشرفت اهميت ويژه‌هاي قائل شده اند.
در بازي‌هاي آسيايي سال ۲۰۰۰ در بوسان كره جنوبي دو كره تيم‌هاي ورزشي خود را دوشادوش يكديگر به ميدان فرستادند تا شعار وحدت ، صلح و دوستي را واقعيت ببخشند.
كشورهاي آسيايي اين بار نيز با فرستاده هيئت‌هاي بزرگ ورزشي به اين رقابت ها نشان دادند قاطعانه از چنين رقابت‌هايي حمايت مي‌كنند.
در شانزدهمين دوره بازي‌هاي آسيايي كه دوازدهم نوامبر در شهر گوانگجو چين برگزار مي‌شود، بيش از ۱۰ هزار ورزشكار از ۴۵ كشور و منطقه آسيا حضور دارند.
همچنين بيشتر از چهار هزار مقام ورزشي اين تيم‌ها را همراهي مي‌كنند و نزديك به ۱۰ هزار خبرنگار نيز براي پوشش رقابت‌ها به گوانگجو خواهند رفت.
در استان گوانگ دونگ در جنوب چين بيشتر از ۷۰ استاديوم و مكان ورزشي يا جديد ساخته شده و يا بازسازي شده است. باتلاش دولت محلي كيفيت هواي شهربهبود يافته و محيط زيست نيز تغييرات مطلوبي را شاهد بوده و از ۵۰ ميليون گلدان براي تزيين گوانگجو مركز استان استفاده شده است. نزديك به ۶۰۰ هزار نيروي داوطلب خدمات رساني به ورزشكاران و هيئت‌هاي ورزشي و تماشاگران را در رقابت‌ها برعهده دارند.
براي غني تر شدن بازي‌ها و حضور گسترده تر آسيايي‌ها، در اين دوره از رقابت‌ها ۱۴ رشته ورزشي غير المپيك مانند حركات موزون ورزشي و مسابقات قايق اژدها افزوده شده است.
بسياري از گروه‌هاي هنري وفرهنگي ازآسيا و حتي كشورهاي جهان براي اجراي برنامه‌هاي خود به بازي‌ها دعوت شده‌اند تا به گفته مسوولان ورزشي اين اقدام موجب تقويت ارتباطات فرهنگي آسيا با كشورهاي ديگر جهان شود.
روزنامه ورزش چين دراين‌باره مي‌نويسد: ورزش قدرت خلاق براي تغيير درجهان وحلال منازعات و درگيري هاست. ورزش است كه بر موانع زباني و جغرافيايي فائق مي‌آيد و وحدت و دوستي ملت‌هاي آسيا را تقويت مي‌كند.

استارت نهایی نیم فصل اول

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
مهم ترین اتفاق هفته چهاردهم رقم خوردن اولین شکست استقلال در خارج از خانه و پاره شدن نوار شکست ناپذیری این تیم از هفته دوم به این سمت بود. نواری که البته برای صمد مرفاوی و تیم قابل احترامش همچنان ادامه دارد و حالا یازده هفته ای از آخرین شکست آنها می گذرد. صدرنشین بدون آنکه خدشه ای به جایگاهش وارد شود پيروز شد، روی پله اول ماند و رفت تا جام قهرمانان آسیا را برای فوتبال ایران «نوبر» کند. استیل آذین و پیکان هم همچنان علاقه ای به جدا شدن از قعر جدول و پیروزی نشان ندادند. در هفته چهاردهم چه اتفاقاتی افتاد و لیگ برتری ها چه کردند؟ استارت نهايي براي كسب رتبه اي آبرومند در نيم فصل اول زده شده است؛
ذوب آهن
کم کم نزدیک بود به این نتیجه برسیم که شاگردان ابراهیم زاده لیگ را بی خیال شده و تمام هم و غم شان قهرمانی در آسیاست اما سه امتیاز بسیار شیرین مقابل تیم بحران زده پاس باعث شد تا مطمئن شویم آنها هنوز هم به صدر جدول لیگ برتر چشم دوخته اند. در این بازی هم ایگورکاسترو نقش ناجی را بازی کرد تا در دیداری که پاس هم موقعیت های زیادی روی دروازه ذوب آهن ایجاد کرده بود سبزپوشان اصفهانی به لطف تیزهوشی بازیکن برزیلی شان برنده جدال سبزپوشان باشند. آنها با یک امتیاز اختلاف با پرسپولیس حاشیه امنیت زیادی ندارند.
پرسپولیس
پرسپولیس پس از گذراندن یک دوره افت مجددا همان تیم قدرتمندی شده که حریفان را یکی پس از دیگری از پیش رو برمی دارد. در روزهایی که حبیب کاشانی کم کم از کادر فنی انتخابيش نا امید شده و خود را برای مذاکره با گزینه های جدید آماده می کرد علی دایی یک بار دیگر بازگشتی غرو رآفرین داشت و نشان داد که نا امید شدن از او بزرگترین اشتباه ممکن است. پس از حل شدن مشکل گل خوردن های این تیم در دقایق پایانی و روشن شدن موتور گلزنی آرفی در حال حاضر تنها مشکل دایی وطرفداران پرسپولیس حسرت شکست در داربی است. آیا دایی تا بازی انتقامي روی نیمکت حضور خواهد داشت؟ آنها طي سه هفته اخير صاحب 9 امتياز و تفاضل گل 6 شده اند.
استقلال
پرویز مظلومی حتی پیش از بازی هم چشم به سه امتیاز بازی در آبادان نداشت و فقط یک امتیاز می توانست او را راضی و خوشحال از شهرش بازگرداند. شاید همین تفکر هم بود که باعث شد استقلال با یک باخت تلخ زمین را ترک کند. البته در این باخت نباید از نقش فرهاد مجیدی که در آبادان یک «آرش برهانی» تمام و عیار بود گذشت. مجتبی جباری باز هم مصدوم شد تا مظلومی یکی از تلخ ترین سفرهایش به آبادان را تجربه کند. نگاهی به جدول رده بندی و اختلاف سه امتیازی با پرسپولیس نمی تواند چندان برای هواداران آبی كه هنوز مزه برد داربي زير زبان شان است، خوشایند باشد.
مس
شاید باورش کمی سخت باشد اما رده چهارم لیگ برتر در تسخیر تیمی است که سه هفته ابتدایی لیگ را با باخت شروع کرد و از سرمربیش به عنوان اولین مربی برکنارشده لیگ نام می بردند. در حال حاضر نه تنها صمد مرفاوی برکنار نشده بلکه با رکورد 11 هفته بدون باخت با اقتدار به کارش ادامه می دهد و به صدر جدول نزدیک و نزدیک تر می شود. پیروزی 4 بر 2 مقابل سایپا که روزهای بسیار خوبی را می گذراند آن هم در کرج اقتدار نارنجی پوشان كرماني را بیش از پیش به رخ حریفان کشید. فراموش نکنید که در این بازی هیچ کدام از چهار گل را ادینهو به ثمر نرساند تا عده ای دیگر نتوانند ادعا کنند که کل تیم مس ادینیو است.
صنعت نفت
برای ایمان آوردن به این تیم نیازی به پیروزیش مقابل استقلال تهران نبود. صنعت نفت از ابتدای لیگ یکی از تیم هایی بوده که همه را مجبور کرده با دیده احترام به آنها بنگريم. چه آن روزهایی که بازیکنان این تیم خسته از ماراتن لیگ یک بدون کوچکترین استراحتی خود را در آوردگاهی بزرگتر دیدند و حریفان را یکی پس از دیگری از پیش رو برداشتند و چه امروز که شاگردان پرویز مظلومی را به تسلیم واداشتند. کاش اقتدار این تیم در پشت عکس های چاقوکشی معدودی از هواداران آبادانی مخفی نمی ماند و کمی هم به برندگی بازیکنان نفت در زمین مسابقه اشاره می شد.
تراکتورسازی
یکی از اتفاقات جالب تراکتورسازي در این فصل ستاره ای است به نام علیزاده. البته علیزاده پیش از این هم در تیم هایی مانند فجر و استقلال نقش ستاره را به عهده داشته اما این بار پاهای اوست که شگفتی می آفرینند و نه دست هایش. به نظر می رسد فراز کمالوند اولین مربی ای است که تصمیم گرفته استعدادهای بالقوه علیزاده را بالفعل کند تا هم او طعم گلزنی با «پا» را بچشد و هم کمالوند بعد از پیروزی هایش با گلزنی علیزاده به ارائه فوتبال دستی متهم نشود. آنها تیم پیکان را در تبریز شکست دادند تا با سه امتیاز شیرین در رده هفتم جای بگیرند.
راه آهن
با نتایجی که در این چند هفته راه آهن به دست آورده نمی دانیم باید به رسول کربکندی شک کنیم یا به مهدی تارتار یا به خودمان! اگرچه پیروزی بر استیل آذین به هیچ عنوان کار سختی نیست اما نتایجی که راه آهن با سرمربی گری تارتار بدست آورده باعث می شود تا شکست استیل آذین و کامل شدن شگفتی آفرینی های این تیم لایق تحسین باشد. امتیازات این تیم در این چند هفته، اول از همه به جیب راه آهن واریز شده و این تیم را از انتهای جدول به پله هشتم کشاند و بعد از آن به جیب حسن رودباریان رفت و او مجددا پیراهن تیم ملی را بر تن کرد. در ادامه راه دو اتفاق می تواند برای راه آهن بیفتد یا شوکی که تارتار به این تیم وارد کرده فروکش کند و راه آهن همان تیم سابق شود و یا انصاری فرد هوس شوک دادن کرده و تارتار را برکنار کند.
ملوان
در کمال سکوت و بدون کوچکترین سر و صدایی به کارش ادامه می دهد. بعد از جدایی احمدزاده و به پایان رسیدن درگیری های کادر فنی و حاشیه های مربوط به این مربی دیگر کمتر خبری از ملوان شنیده می شود. ملوان با پیروزی ارزشمند مقابل فولاد خوزستان با 5 برد 4 باخت و 5 تساوی دقیقا در میانه جدول جای گرفته است. پیش بینی عملکرد این تیم در ادامه راه کار بسیار مشکلی است چون آنها با تلورانس وحشتناکی در نتیجه گیری شان روبرو هستند. فقط می توان این را گفت که تا چندین هفته از غم جنگیدن برای بقا دور هستند و این امتیاز کمی برای قوهای سپید انزلی نیست.
فولاد
اگر تورنمنتی با حضور فولاد و تیم های استقلال و پرسپولیس برگزار شود شک نکنید که فولاد قهرمان خواهد شد اما این تیم در مصاف با تیم های دیگر گاهی واقعا نا امیدکننده ظاهر می شود. البته این را فراموش نکنید که با فرا رسیدن فصل بارندگی امتیاز گرفتن در زمین انزلی کار هر کسی نیست و حتی کامپیوتر جلالی هم در آن زمین هنگ می کند. این تیم هدفی به جز حضور در میانه جدول ندارد و تا این جای کار که توانسته به این هدف دست پیدا کند. فولادی ها ثابت کردند که چندان جنبه رسیدن به رتبه های بالای جدول و شگفتی آفرینی را ندارند.
پاس
پیش از شروع لیگ با توجه به وضعیت پاس خیلی ها پیش بینی می کردند که این تیم یکی از تیم های سقوط کننده به لیگ یک خواهد بود اما مدیرروستا و شاگردانش لیگ را بسیار خوب شروع کردند تا آن خیلی ها برای مدتی حرفشان را پس بگیرند. این طور که به نظر می رسد شوک های مدیرروستا همیشه تنها برای چند هفته کاربرد دارد و بعد از آن تیم هایش وارد بحران می شوند. اگرچه پاس مقابل ذوب آهن بازی قابل قبولی به نمایش گذاشت و چندین موقعیت داشت اما این تیم کم کم در آستانه حضور در منطقه قرمز جدول لیگ برتر است.
سایپا
باز هم سایپا، بازهم محمد مایلی کهن و باز هم تلورانس. گویی شاگردان مایلی کهن قصد ندارند یک فصل بدون افت و خیز را پشت سر بگذارند. بعد از این که جوانان سایپا در ترکیب تیم جا افتاده و مهاجمان این تیم طلسم گل نزدن هایشان شکست، پیش بینی می شد که کشتی این تیم به مسیر خود ادامه دهد و منتظر بودیم تا مایلی کهن با جوانانش شگفتی ای در حد شگفتی تیم ملی در جام ملت هاي 96 امارات بیافریند اما بازی این تیم مقابل مس و نتیجه بدست آمده و همچنین رتبه نارنجی پوشان در جدول پیش بینی ها را برهم زد. به نظر شما شکیبایی مدیران سایپا تا به کجا ادامه دارد؟ خود مايلي كهن كه گفته دست مديران باز است تا او را براي حضور يك تفكر جديد! از كار بركنار كنند.
شاهین
انتظار برای بهبود این تیم فایده ندارد. چهارده هفته از مسابقات لیگ برتر گذشت و هواداران بوشهری منتظر هستند تا تیم شان از دست انداز لیگ گذشته و وارد سرازیری شود اما هنوز این اتفاق نیفتاده و دور نمای امیدوار کننده ای هم پیش رو قرار ندارد. اگرچه از ابتدای فصل هم کسی از شاهین انتظار نداشت که میان بالا نشینان جدول بدرخشد اما مطمئنا رده چهاردهم هم آن چیزی نبود که جنوبی ها انتظارش را می کشیدند. آنها در خانه به تیم به شدت بحران زده شهرداری تبریز هم نه نگفتند و دو امتیاز را به آنها تقدیم کردند تا پنجمین تساوی فصل را تجربه کنند.
نفت تهران
نفت به دلیل حضور حسین فرکی که سال ها روي نیمکت تیم ملی صندلي نفر دوم را اشغال کرده یکی از تیم هایی بود که نگاه های زیادی را به خود جلب کرده بود. این تیم هم مانند بسیاری از انتهای جدولی ها شروع خوبی در لیگ برتر داشت اما با هماهنگ تر شدن تیم ها نتوانست نتایج خوبی به دست بیاورد. البته نفت در بازی های قبلی اش خیلی سرسخت تر از این نشان داده بود که بخواهد سه گل مقابل پرسپولیس دریافت کند اما این اتفاق افتاد و نفت را به رده پانزدهم فرستاد. نفت با 8 تساوی رکورددار تساوی در لیگ برتر است.
استیل آذین
رده شانزدهم جدول و تیم کهکشانی؟ تنها تغییری که بعد از رفتن تومباکوویچ در استیل به وجود آمده این است که دیگر هر چند هفته یک بار خبری از بردن و مساوی و این کارهای متجددانه و قرتي بازيها نیست. اوضاع به قدری در تیم کهکشانی ها بغرنج است که هر برگه ای مقابل حسین هدایتی بگذارید امضا می کند از استعفای امیر مهریزی گرفته تا آمدن علی پروین با عنوان پر طمطراق ریاست سازمان فوتبال که قرار است بازیکنان را شلاق بزند تا شاید تیم تکانی بخورد. دوئل علی کریمی و علی پروین یادآور ضرب المثل قدیمی دو پادشاه در یک اقلیم است.
شهرداری تبریز
حمید درخشان توانسته روند تیم دوم تبریز را از پشت سر هم باختن به پشت سر هم مساوی کردن تغییر دهد اما مشخص نیست آیا این تغییر فاز به پشت سر هم بردن هم می رسد یا نه؟ حمید درخشان که وعده نیم فصل دوم را داده. کماکان در این تیم همه اتفاقات حول میثم بائو، سعید دقیقی و علی کریمی می گذرد و گویا بقیه به آکسسوار صحنه شباهت دارند. تساوی مقابل شاهین دومین امتیاز درخشان پس از متوقف کردن ذوب آهن در تبریز بود.
پیکان
برد هفته قبل مقابل صنعت نفت آبادان بلافاصله با شکست در تبریز همراه شد تا ثابت شود با یک گل خبری از بهار در تیم پیکان نخواهد بود. آنها خیلی زود به گل رسیدند اما سریع تر از آن هم برتری را با تساوی و تساوی را با شکست عوض کردند. پیکان تا اطلاع ثانوی گزینه اول و آخر سقوط است و ادامه این روند نشان می دهد که این اطلاع ثانوی تا پایان لیگ تمدید خواهد شد.

برگزاری مسابقات انتخابی تیم ملی فوتبال دستی در اصفهان

تاریخ: 10آبان 89
فوتبال ایرانی :مسابقات انتخابی تیم ملی فوتبال دستی ایران، جمعه هفتم آبانماه در خانه فوتبال دستی سپاهان برگزار شد و رضا شهرستانی از گیلان به عنوان نخست رسید. این مسابقات با رقابت 22 فوتبال دستی باز چیره دست کشور همراه بود. از اصفهان عمار عزیزی به مقام دوم رسید و حسن اخروی از تهران هم سوم شد.مسابقات یاد شده برای شناخت نفرات تیم ملی به منظور حضور در جام جهانی فوتبال دستی ترتیب داده شده بود که قرار است از شانزدهم دی ماه در نانت فرانسه برگزار شود.در مسابقات پیشین انتخابی تیم ملی در تهران، چهار نفر برای حضور به اردوی تیم ملی دعوت شدند که سه بازیکن انتخاب شده در اصفهان نیز به جمع آن ها اضافه می شوند.فوتبال دستی از رشته های دوازده گانه تحت فدراسیون نو بنیاد انجمن های ورزشی کشور است. در اصفهان نیز هیئت انجمن های ورزشی استان در هفته های اخیر توانسته رخدادهای با اهمیتی از جمله مسابقات قهرمانی کشور آلیش بانوان و نیز انتخابی فوتبال دستی تیم ملی را برگزار کند.