‏نمایش پست‌ها با برچسب فوتبال بین الملل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فوتبال بین الملل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

تيم ملي ورژن 20.1.1

12 دیماه 1389

عليرضا خطيبي

آخرين بازي هاي تداركاتي تيم ملي هم پيش از رسيدن به خط استارت جام ملت هاي 2011 در قطر و بازي با عراق انجام شد تا ديگر به يقين برسيم كه قطبي از آرايش 1-3-2-4 محبوبش به دليل نداشتن يك بازيكن شماره 10 استاندارد دست بكشد و به 1-2-3-4 دل ببندد كه در حقيقت 1-2-2-1-4 است و اين يعني قطبي با ايجاد خط هاي عرضي زياد در طول زمين تلاش مي كند كمبودهايش را در نقاط مختلف زمين با كميت از بين ببرد. قطبي تا حدود زيادي تركيب اصليش را شناخته و شايد فقط با يكي، دو تغيير نسبت به آنچه در سطور ذيل شرحش مي رود آماده ديدار با عراق شود. قطبي براي رسيدن به ليست نهايی اش روي نام 4 بازيكن خط كشيد كه به شهادت ديده هاي دوستان در قطر، قلم قرمز كشيدن روي نام منتظري وقت زيادي را از او گرفت چرا كه قطبي براي انتخاب نفر بيست سوم بين رضا نوروزي و پژمان منتظري ترديد داشت ولي در نهايت تصميم گرفت مدافعش را خط بزند.

در درون دروازه محتمل ترين اتفاق ممكن افتاد، قابل حدس بود كه يكي از بين شهاب گردان و عليرضا حقيقي خط مي خورد و بايد اذعان كرد كه مصاحبه هاي گردان با ژست هاي حق به جانبش در طول گفتگو و آگاهانه به گوشه رينگ رفتن و قيافه حق به جانب به خود گرفتن باعث شد تا در نهايت او دروازه بان سوم تيم ملي شود (دقيقا عين اتفاقي كه براي مهدي رحمتي در جام ملت هاي 2007 افتاد و حالا او بدل به دروازه بان اول تيم ملي شده و اصلا دور نيست كه در جام ملت هاي بعدي شهاب گردان را درون دروازه تيم ملي ببينيم) و حقيقي چوب نتايج ضعيف پرسپوليس را بخورد و به تهران برگردد.

در خط دفاع و از همان ابتدا قطبي «رياضي» وارترين انتخاب ها را داشت، 4 بازيكن كناري شامل دو مدافع راست كه يكي قابليت بازي در ميانه و سمت چپ خط دفاع را هم داشت و دو مدافع چپ و 4 بازيكن براي قلب خط دفاع. بيشتر گمانه زني ها روي اين موضوع مانور داشت كه قطبي از اين جمع كسي را خط نمي زند ولي گويا در لحظه آخر تصميم او عوض شده و پژمان منتظري خط خورده تا قطبي براي انتخاب مهاجم نوك دست بازتري داشته باشد.

در خط مياني و در جمع بازيكنان خط دوم باقي ماندن نام مهدي كياني در ليست 23 نفره بيشتر يك فرض محال بود كه البته مي دانيم محال نيست ولي او خط خورد تا قطبي در اين خط هم شش بازيكن داشته باشد با اين نكته كه ايمان مبعلي به زعم قطبي جانشين نكونام است و اين يعني قطبي مي خواهد به مانند ميلان زمان آنچلوتي بازي كند و بازيساز اصليش را در جاي يك هافبك دفاعي قرار دهد و از دو بازيكن روي دست او بخواهد بجنگند و شلوغ بازي در بياورند تا نكونام كار خودش را انجام بدهد.

در خط حمله هم رضا نوروزي در لحظه آخر در ليست باقي ماند تا هادي نوروزي تنها قلم خورده در بين مدعوين فاز هجومي باشد. با باقي ماندن او باز هم ثابت شد هنوز قطبي نتوانسته مهاجم ايده آلي براي راس تيم ملي پيدا كند و اين پست جايي است كه بيشترين كانديداي بازي را دارد هر چند كاملا قطعي است كه يكي از بين رضا نوروزي، كريم انصاري فرد و محمد غلامي جايي در ليست 18 نفره پيدا نمي كند. قطبي براي رسيدن به ليست هاي 18 نفره هر ديدارش هم كار چندان سختي ندارد، يك دروازه بان كه احتمالا شهاب گردان است، يكي از بين مهاجمان نوك كه بيشترين گمانه زني روي نام رضا نوروزي است و سه بازيكن از بين محمد نوري و آرش افشين و با احتمال كمتر ايمان مبعلي و قاسم حدادي فر هم ساير خط خورده ها را تشكيل مي دهند.

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

ایــن10 نــفر

تاریخ: 17 آبان 89
سايت فيفا در گزارشي به معرفي و بررسي عملكرد 10 مربي برتر جهان پرداخت.همزمان با اعلام اسامي نامزدهاي دريافت توپ طلاي جهان در سال 2010، فهرست نامزدهاي مربيان برتر هم اعلام شد. در ميان 10 مربي كه بيشترين شانس ر براي دريافت عنوان بهترين مربي سال جهان دارند، شش مربي باشگاهي و چهار مربي تيم‌هاي ملي به چشم مي خورد. مراسم انتخاب بهترين بازيكن و مربي سال جهان با راي سرمربيان و كاپيتان‌هاي تيم ملي و خبرنگاران روز دهم ژانويه برگزار خواهد شد. در ادامه 10 مربي كه بيشترن شانس را براي دريافت اين عنوان دارند به ترتيب حروف الفبا (انگليسي) مورد بررسي قرار گرفته اند.
كارلو آنچلوتي از ايتاليا (چلسي)
آنچلوتي دومين فصل حضورش در چلسي را پشت سر مي گذارد، اما اين مربي ايتاليايي توانست در نخستين سال حضورش در جمع آبي‌هاي لندن به سلطه‌ي سه ساله‌ي شياطين سرخ در ليگ جزيره پايان دهد. سرمربي پيشين ميلان علاوه بر قهرماني در ليگ برتر، جام اتحاديه را هم براي تيمش به ارمغان آورد. چلسي فصل گذشته در خط حمله بسيار آتشين نشان داد و با ركورد 103 گل زده در 38 بازي به كار خود پايان داد.
ويسنته دل بوسكه از اسپانيا (تيم ملي اسپانيا)
سرمربي پيشين رئال مادريد پس از ثبت ركورد پيروزي در هر 10 مسابقه‌ي انتخابي جام جهاني، تيم ملي اسپانيا را به مقام قهرماني جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي رساند. علاوه بر نظم بالا و سبك خاص بازي اسپانيا، اين تيم در خط دفاع هم مستحكم نشان داد و در جام جهاني توانست در 4 بازي پياپي دروازه‌اش را بسته نگه دارد. بازي‌هاي درخشان تيم ملي اسپانيا در جام جهاني، اين مربي را به عنوان يكي از گزينه‌هاي اصلي كسب عنوان بهترين مربي سال 2010 معرفي كرده است.
الكس فرگوسن از اسكاتلند (منچستريونايتد)
سر الكس فرگوسن در طول 24 سال حضور مستمر در منچستريونايتد هر عنوان و مقامي كه ممكن بوده را به دست آورده است. تيم تحت هدايت او در اين سالها در 1300 بازي بيش از 2500 گل به ثمر رسانده است. فصل فوتبالي 10-2009 هرچند براي شياطين سرخ به خوبي سپري نشد و اين تيم نتوانست چهارمين قهرماني پياپي‌اش را به دست آورد، اما باز هم فرگوسن بدون جام فصل را به پايان نبرد و جام حذفي و خيريه را براي تيمش به ارمغان آورد.
پپ گوارديولا از اسپانيا (بارسلونا)
گوارديولا جوان ترين مربي تاريخ فوتبال دنيا است كه توانسته ليگ قهرمانان اروپا را فتح كند. سرمربي جوان آبي و اناري ها اين كار بزرگ را در سال 2009 انجام داد. گوارديولا در اين سال با تكيه بر سبك هجومي يوهان كرويف، ك زماني مربي خود او بود، تمام جام‌هاي قهرماني را به دست آورد. بارسلونا فصل گذشته با هدايت اين مربي دومين قهرماني پياپي‌اش را در لاليگا جشن گرفت و با ثبت ركورد خيره كننده‌ي 99 امتياز جام قهرماني را به نوكمپ برد. گوارديولا در طي دو سالي كه در بارسلونا حضور داشت 4 بار در ديدار حساس الكلاسيكو تيمش را رهبري كرد و در هر 4 مسابقه پيروز از زمين مسابقه خارج شد.
يوآخيم لو از آلمان (تيم ملي آلمان)
پيروزي‌هاي درخشان تيم ملي آلمان مقابل تيم‌هاي انگليس و آرژانتين كه با نتايج 4 بر يك و 4 بر صفر رقم خورد هرگز تحت الشعاع شكست خفيف يك بر صفر مقابل اسپانيا در مرحله‌ي نيمه نهايي جام جهاني قرار نگرفت. تيم ملي آلمان در جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با وجود اين كه جوان ترين تيم تاريخ اين كشور را داشت و برخي بازيكنان كليدي اين تيم مانند مياشئيل بالاك هم به دليل آسيب ديدگي نتوانستند در اين رقابت‌ها حاضر شوند، نتايج خوبي كسب كرد و با سرافرازي و افتخار آفريقاي جنوبي را ترك كرد. تيم ملي آلمان پس از نمايش خيره كننده در جام جهاني، در مرحله‌ي مقدماتي يورو 2012 هم نمايشي دلپذير داشته و فوتبالي نتيجه گرا و در عين حال زيبا و تماشايي به نمايش مي گذارد.
ژوزه مورينيو از پرتغال (اينتر و رئال مادريد)
تاكتيسين پرتغالي فصل گذشته قهرماني «سه گانه» را براي نراتزوري به ارمغان آورد. اين عناوين قهرماني براي باشگاهي مانند اينتر يك شاهكار بي نظير محسوب مي شد. مورينيو سرموين مربي در تاريخ فوتبال دنيا است كه توانسته جام قهرماني ليگ قهرمانان اروپا را كه معتبرترين جام قهرماني در سطح قاره به شمار مي رود، با دو تيم مختلف به دست آورد. نخستين قهرماني مورينيو به سال 2004 بر مي گردد كه در ميان تعجب تمام تيم‌هاي مدعي اين تيم را به مقام قهرماني رساند. مورينيوي رتغالي تابستان سال جاري راهي مادريد شد تا بتواند يگانه مربي دنيا شود كه با سه تيم قهرماني در ليگ قهرمانان را تجربه كرده است.
اسكار تابارس از اروگوئه (تيم ملي اروگوئه)
اروگوئه با پيروزي مقابل كاستاريكا در ديدار پلي آف راهي جام جهاني شد، اما توانست براي نخستين بار در 40 سال اخير به مرحله‌ي نيمه نهايي راه پيدا كند. اسكار تابارس در كنار استفاده از ستاره‌هايي مانند فورلان و سوآرس توانست با استفاده از پنانسيل بالاي هجومي تيمش افتخاري را براي اين كشور آمريكاي لاتين رقم بزند.
لوييس فان خال از هلند (بايرن مونيخ)
مربي هلندي بايرن مونيخ توانست با قهرمان كردن بايرن مونيخ در بوندسليگا و جام حذفي و همچنين حضور در ديدار پاياني ليگ قهرمانان اروپا، فصل موفقي را پشت سر بگذارد. آنچه اين موفقيت را با ارزش تر مي كند اين است كه بايرن مونيخ فصل را بسيار ضعيف شروع كرده بود و از ابتداي فصل بازيكنان آسيب ديده‌ي بسيار زيادي داشت.
برت فان مارويك از هلند (تيم ملي هلند)
فان مارويك دو سال بعد از جانشيني در سمت فان باستن توانست تيم ملي هلند را به ديدار پاياني جام جهاني برساند. مربي خونسرد و فلسفه گراي تيم ملي هلند توانست تيم با كيفيتي را براي حضور در جام جهاني آماده كند. هرچند كار خيره كننده‌ي لاله‌هاي نارنجي در پايان نيمه تمام ماند و هلند در ديدار پاياني در وقت اضافه مغلوب اسپانيا شد.
آرسن ونگر از فرانسه (آرسنال)
سرمربي فرانسوي توپچي‌ها از سال 1996 تاكنون در بيش از 800 مسابقه روي نيمكت اين تيم نشسته است. ونگر سي و يكم اكتبر سال 2009 هزارمين امتيازش را براي تيم پايتخت نشين انگليس به دست آورد. اين مربي كه به سبك بازي روان و فوتبا هجومي معروف است، اميد زيادي دارد، امسال با مجموعه‌اي از بازيكنان جوان قهرماني در ليگ قهرمانان را به دست بياورد، چرا كه ديدار پاياني در ورزشگاه ويمبلي برگزار مي‌شود.

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

بازیکنان آوازه خوان

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
بسياري از ستارگان دنياي ورزش، بخت خود را در زمينه هاي ديگر هم آزموده اند. عده اي به تجارت روي مي آورند، عده اي در زواياي ديگر دنياي ورزش به فعاليت شان ادامه مي دهند و عده اي هم به هنر روي مي آورند. در اينجا به بهانه شایعاتی که می گویند آلوبم رضا عنایتی در راه است و با توجه به آنچه از نیما نکیسا و بقیه در ذهن داریم، به تعدادي از ستارگان اشاره مي كنيم كه بخت خود را در دنيای خوانندگي آزموده اند؛
گلن هادل و كريس وادل
اين دو بدون شك استيل لازم براي خوانندگي پاپ را داشتند اما به هيچ وجه صداي اين كار را نداشتند. گلن و كريس در سال 1987 آلبوم «نور الماس» را روانه بازار كردند. هرچند اين آلبوم از لحاظ موسيقيايي حرفي براي گفتن نداشت اما چهره كلاسيك اين دو بازيكن فوتبال در موسيقي پاپ ماندگار شد.
اندي كول
در سال 1999 مهاجم منچستر يونايتد آلبوم «فوق العاده» را منتشر كرد اما او هم در عرصه موسيقي نتوانست به موفقيتي دست پيدا كند و آلبومش حتي در ميان 40 كار برتر جزيره قرار نگرفت.
پله
اعجوبه فوتبال برزيل نه تنها با توپ مي توانست هنرنمايي كند بلكه با گيتار هم مي تواند گوش ها را نوازش دهد. او چند آلبوم گيتار را در برزيل منتشر كرده و بر روي چند ملودي سامبا هم خوانده است.
جان مك انرو
اين اسطوره دنياي تنيس با گروه «جاني اسميت» در اواسط دهه 90 ميلادي شروع به خوانندگي كرد. عملكرد او به قدري بد بود كه در برخي از اجراهاي زنده طرفداران به طرفش توپ تنيس پرت مي كردند. او سرانجام در سال 1997 دور خوانندگي را خط كشيد.
ديديه دروگبا و مايكل اسين
اين دو ستاره چلسي در سال 2007 يك آهنگ ضد نژاد پرستانه با عنوان «پوست ها» را با هم خواندند.
رايان بابل
او در ليورپول بازي مي كرد، طرفدارانش هلندي بودند و نامش را «ريو» گذاشته بودند اما اين بازيكن عجيب و غريب، آهنگ هاي بسيار ساده اي مي خواند مثل «من مي دانم ساعت چند است، چون يك ساعت نو خريده ام.»
مارك بوچر
اين ستاره دنياي كريكت هم مي خواند و هم گيتار مي زند. آلبوم «آهنگ هايي از خانه خورشيد» اوايل امسال به بازار آمد.
پل گاسكوئين
اين ستاره جنجالي انگليسي نه تنها در زمين فوتبال مي درخشيد بلكه در معدود كارهايش در دنياي موسيقي هم موفق بود. او آهنگ Fog on the Tyne را با Lindis farne خواند و اين آهنگ رده دوم چارت موسيقي را از آن خودش كرد.
الكسي لالاس
اين ستاره سابق فوتبال آمريكا مي تواند خودش را موفق ترين بازيكن فوتبال در عرصه موسيقي بنامد. او دو آلبوم به همراه گروهش «جيپسي ها» روانه بازار كرد و با چند خواننده مطرح هم آهنگ توليد كرد. از او بيش از دو هزار كار در اينترنت وجود دارد.
كارلوس توس
مهاجم فعلي منچستر سيتي براي نشان دادن علاقه اش به منچستر يونايتد، تيم سابقش آهنگي با عنوان «رابطه عاشقانه من» خواند.
باشگاه ليورپول
آهنگ آنفيلد با ترانه عجيب و غريبش و زرقي و برقي كه در ساخت آن به كار رفته چيزي از كارهاي خوانندگان آمريكايي كم ندارد.
چلسي
اين باشگاه در سال 1970 آهنگ «رنگ يعني آبي» را روانه بازار كرد. ترانه اين آهنگ به اين شكل بود: «ما همه با هم هستيم و به هدف مان مي رسيم بنابراين ما را در هواي آفتابي و باراني تشويق كنيد.» طرفداران سن بالاي چلسي مجبور بودند اين شعر كودكانه را در استاديوم سر دهند.
جبرييل سيسه
اين بازيكن فرانسوي با آن ظاهر و مدل موهاي عجيب و غريبش جاي تعجبي نداشت كه به دنياي موسيقي پا بگذارد. او چند آهنگ را به تنهايي خواند اما موفقيتي به دست نياورد.
منچستريونايتد
اين باشگاه در سال 1996 آهنگ «حركت كن، حركت كن، حركت كن» را ساخت. اين آهنگ با استقبال بسيار خوب هواداران يونايتد مواجه شد.
جان بارنز
آهنگ «جهان در حركت» بدون شك تنها آهنگ فوتبالي ماندگار در تاريخ است. اين آهنگ در صدر بهترين ها در جام جهاني 1990 قرار گرفت و قسمت رپي كه جان بارنز در اين آهنگ خواند هيچ گاه از ذهن هواداران فوتبال پاك نخواهد شد.
كوين كمپل
مهاجم سابق آرسنال و اورتون خيلي عاقل بود كه به تنهايي آهنگي نخواند اما يك استوديو ضبط را به نام خودش ثبت كرد. در سال 2003 او با مارك موريس ون قرارداد بست اما زماني كه اين خواننده براي اجراي كارهايش به يك استوديوي ضبط ديگر رفت خشم اين بازيكن برانگيخته شد. او در آن زمان گفت وفاداري در صنعت موسيقي هيچ جايي ندارد، درست برعكس فوتبال.
آرسنال
اين باشگاه در سال 1998 آهنگ Hot Stuff را روانه بازار كرد. ترانه بد اين آهنگ و فريادهاي «آرسنال، آرسنال» كه در ميان اين آهنگ شنيده مي شد از آن يك موسيقي غيرقابل تحمل ساخته بود.
كوين كيگان
كيگان در سال 1979 آهنگ Head Over Heels in Love را خواند. اين آهنگ در جدول بهترين ها در رده سي و يكم قرار گرفت. البته اين آهنگ در آلمان با استقبال خوبي روبرو شد و در جدول بهترين هاي موسيقي آلمان رده دهم را به خودش اختصاص داد.
اسلووان بيليچ
اين بازيكن در يك گروه موسيقي گيتار مي زند. او به تنهايي هم يك آهنگ را روانه بازار كرده است.

قدرت فاكتور V

تاریخ: 10 آبان 89
فیل بال
چرا برخي تيم‌ ها با از دست دادن بهترين بازيكنان خود پيشرفت مي‌ كنند؟ در اين مورد خيلي فكر كردم و شايد بهترين جواب فاكتور «V» باشد. اگر دقت كنيد تيم‌ هايي كه نام آنها با حرف «V» آغاز مي ‌شود در لا ليگاي امسال بسيار موفق عمل كردند، منظورم والنسيا و ويارئال است. اين فاكتور بسيار مهم مي‌ تواند عامل موفقيت اين تيم‌ ها باشد. البته اميدوارم گزارش مرا خرافاتي‌ هاي ايرلند شمالي و محله جنوبي مادريد مطالعه كنند.اين تيم‌ ها در فصل نقل و انتقالات زمستاني دستخوش تغييراتي فراواني شدند اما بعيد به نظر مي‌ رسد فاكتوري مهم‌تر از «V» در راستاي موفقيت ‌آنها وجود داشته باشد. گفتم زمستان و به ياد سرماي جنوب باواريا افتادم. براي حضور در يك كنفرانس آموزشي به منطقه جنوبي شهر بايرن آلمان رفته بودم اما اين مسئله باعث نشد كه از دنياي فوتبال فاصله بگيرم. در اين مدت بازي والنسيا و منچستريونايتد را تماشا كردم و در مورد سالگرد ورود صنعت چاپ به بيلبائو مقاله بلند بالايي نوشتم. من هنوز هم نتوانستم تكليف خود را با تركيب باسك، اسپانيا، لهجه باسكي به انگليسي و اينكه چرا باسك بايد از اسپانيا جدا شود، روشن كنم. براي يك انگليسي نوشتن از خاك اسپانيا با نام باسك كار آساني نيست.بار ديگر به فاكتور «V» برمي‌گردم و البته به طور خاص نام والنسيا. اين تيم در ليگ قهرمانان اروپا حضور دارد و اين مسئله از لحاظ اقتصادي به شدت به سود اين باشگاه تمام مي‌شود. اينكه والنسيا داويدهاي خود را (ويا و سيلوا) به فروش رساند از ديد من هرگز نشانه جاه ‌طلبي نيست و پس از اين اتفاق اطمينان پيدا كردم كه والنسيا يك تيم است و به اسامي خاص خود متكي نبوده و نيست. اوناي امري مربي جوان والنسيا كار بسيار بزرگي انجام داده و در حالي كه بهترين بازيكنانش را از دست داده، همچنان در صدر جدول لاليگا ايستاده است. فراموش نكنيم كه والنسيا دو خريد بسيار مهم داشت. اولي آدوريس و دومي سولدادو. والنسيا این هفته به بارسلونا سفر مي‌كند و قرار است در نيوكمپ مقابل تيمي قرار گيرد كه مدتي است اصلا اوضاع خوبي ندارد. بارسلونا برابر روبين كازان متوقف شد و در بازي برابر رئال مايوركا نيز به رغم حضور مسي مصدوم راه به جايي نبرد. شايد بهتر باشد از اصطلاح ميني ‌بحران براي وضعيت كنوني بارسلونا استفاده كنيم. در تيم والنسيا ستارگاني چون داويد آلبلدا، داويد ناوارو، روبرتو آيالا، كارلوس مارچنا و روبن باراخا حضور دارند. اينها را به خوآكين، سولدادو، ‌نگردو و پورتيو اضافه كنيد تا حسابي در مورد ناكامي بارسلونا در هفته آينده اميدوار باشيد. بارسا محكوم به پيروزي برابر والنسيا است تا اوضاع بهتري در جدول پيدا كند.اشاره‌اي هم داشته باشم به مايكل لادروپ هم تيمي سابق گوارديولا كه در سال 1991 فولكس واگن خود را به او فروخته بود تا ديگر با فورد تالبوت قديمي خود سر تمرين نيايد. لادروپ درس بزرگي به گوارديولا داد و با تيم نه چندان نام آشناي خود (رئال مايوركا) در نيوكمپ بارسلونا را متوقف كرد. به ديگر تيم موفق جدول اشاره مي‌كنم. تيمي كه با فاكتور «V»، خود را به بالاي جدول رسانده است. ويارئال در اولين بازي خود در اين فصل برابر رئال سوسيه‌داد شكست خورد اما پنج بازي بعدي خود را با اقتدار پشت سر گذاشت و به پيروزي رسيد. در اين تيم بازيكنان بزرگي مثل سانتي كاسورلا و مهاجم برزيلي، نيلمار حضور دارند. از طرفي نمي‌شود به روسي ايتاليايي نيز اشاره نكرد. اين تيم هفته آينده مقابل هركول‌هاي والنسيا قرار مي‌گيرد. اركولس تيم كوچكي نيست و مي‌تواند ماجراي فاكتور «V» را نقض كند.
به سراغ رئال مادريد برويم. تيمي كه در پنج هفته پنج گل زد اما ناگهان در هفته ششم با شش گل زده لاليگا را به هم ريخت. همسايه اين تيم يعني اتلتيكو با نتيجه سه بر يك برابر سويا شكست خورد و اين خوشحالي مضاعفي بود براي سلطنت ‌طلبان مادريدی. خوزه مورينيو سرمربي رئال مادريد اصرار عجيبي دارد تا ثابت كند فاكتور CR7 (كريستيانو رونالدو) دست‌ نيافتني و معجزه ‌گر است. اي كاش نام رونالدو هم با حرف «V» آغاز مي‌شد تا مورينيو نيز به هدف خود برسد.
نوبت مي‌رسد به پيش‌بيني‌ هاي آخر گزارش من كه معمولا درست از آب در مي‌آيد. يكي اينكه مورينيو به زودي رزومه (سابقه كاري) خود را به دفتر مكاتبات منچستر سيتي ارسال مي‌كند. او حساب بانكي خود را به يكي از بانك ‌هاي سوئيس منتقل خواهد كرد تا مالك عرب منچستر سيتي براي ريختن دستمزد اوليه خوزه مشكل زيادي نداشته باشد. راستي تا يادم نرفته اشاره‌اي به بخشي ديگري از ميني ‌بحران مذكور داشته باشم. آنجا كه باشگاه منچسترسيتي انگليس قصد دارد با پيشنهاد وسوسه ‌انگيز جرارد پيكه مدافع بارسلونا را به عنوان هديه كريسمس به مالك عرب خود تقديم كند. از ديگر پيش‌بيني ‌هاي انتهايي اين گزارش اينكه فلورنتينو پرس پس از آگاهي از اين خبر تكان‌دهنده وكيل اول باشگاه رئال مادريد را مسئول مذاكره با اوناي امري مربي والنسيا مي‌كند. البته بايد عجله كند چرا كه ممكن است فدراسيون فوتبال اسپانيا امري را به عنوان جانشين دل‌بوسكه در نظر بگيرد. اي كاش تيم ملي همين دل‌بوسكه را حفظ كند چرا كه اول اسمش (ويسنته) با همان فاكتور بسيار موثر «V» آغاز مي‌شود.
منبع : ساکرنت

ستارگان فراری عصر فرگی

تاریخ: 10 آبان 89
رابین هکت
وین رونی سرانجام با فرگی آشتی و قراردادش را تا 5 سال دیگر با منچستریونایتد تمدید کرد( البته در قرارداد او بندی وجود دارد که رونی در پایان هر فصل می تواند با داشتن پیشنهادی 30 میلیون پوندی اولدترافورد و منچستر را ترک کند) اما تجربه نشان می دهد طی بیش از ربع قرن حضور سرالکس فرگوسن در اولدترافورد ماندن در منچستر یونایتد برای یک ستاره یاغی الزاما به معنای عاقبت به خیر شدن نیست و در طرف مقابل بوده اند ستاره هایی که پس از جدایی از یونایتد به اوج شکوفایی شان رسیدند، هر چند تعداد دسته دوم از اولی ها کمتر است. اگر رونی هم به دنبال رونالدو راه خروج از کمپ کارینگتون، خانه یونایتد ها در تمرینات طول هفته را در پیش می گرفت بیم آن می رفت که تیم فرگوسن که شامل چهره هایی سالخورده در کنار جوانانی تازه وارد است تعادل خود را از دست بدهد و به همان سرنوشتی دچار شود که لیورپول به آن دچار شد، به همین دلیل جلب تمایل رونی برای تمدید قرارداد با شیاطین، برای پیرمرد یک پیروزی مهم در تنازع بقای صدرنشینی لیگ برتر محسوب می شود اما او در این راه شکست های بزرگی را هم متحمل شده است. در این سیاهه می شد حتی به امثال لی شارپ و گابریل هاینتزه و لورن بلان و فیلیپ نویل و نیکی بات هم اشاره کرد.
پل اینس/ 1995
بعد از ورود بحث برانگیزش از وستهام در 1989، او تبدیل به یکی از بازیکنان یونایتد می شد که حالا دوران اقتدار طولانیش در لیگ برتر را آغاز می کرد اما هافبک نخبه شیاطین مدام دست به گریبان برخوردهای شخصی و شیطنت های انفرادی بود به طوری که لقب مشهور «گاو نر»، مخفف کلمه گاو نر به معنای حاکم و در اصطلاح به معنای عقل کل که معمولا به ورزشکاران یاغی اطلاق می شد، به خواست خود پل اینس بر او نهاده شد. در یک مستند تلویزیونی در سال 1998 فرگوسن مقابل دوربین با لفظ نسبتا غیر محترمانه «دوران بزرگ چارلی لعنتی» از سال های حضور اینس در یونایتد یاد کرد:«من از رفتار پل در حوالی رختکن اذیت می شدم، او یک عنوان احمقانه به خودش ضمیمه کرده بود و می گفت من را اینس صدا نزنید، من را گاو نر حاکم صدا کنید ولی این عنوان جلوه خیلی خوبی نداشت. پل به سن پختگی رسیده بود و این لقب بی معنی گاو نر را باید در جعبه اسباب بازی های دوران کودکیش حبس می کرد اما در عوض آن را با خود یدک می کشید و این به طور کامل در به حاشیه رفتنش موثر بود.» این جملات را فرگی چند سال پس از جدایی اینس در کتاب زندگینامه معروفش «زندگی مربیگری من» نوشت. در حالی که فرگوسن اصرار داشت که اینس تحت هیچ شرایطی نباید فروخته شود اما در نهایت اجازه داد ستاره اش از تیم جدا شود چرا که اعتقاد داشت اینس از مدت ها پیش با فرستادن نماینده هایش پیش ماسیمو موراتی رئیس اینتر، این جدایی دردسر آفرین را برنامه ریزی کرده بود :«من واقعا آماده این اتفاق نبودم؛ از آمریکا با پل تماس گرفتم و گفتم اگر می خواهی بروی برو و اگر هم می خواهی بمانی بمان. من انصافا فکر می کردم او نمی رود و به او گفتم خودش را جمع و جور کند. ریسک بزرگی بود که بگذارم بازیکنی مثل او برود اما او درباره این جدایی خیلی چیزها را خودش به عهده گرفت.»
مارک هیوز/ 1995
هیوز، بزرگ ترین ستاره ولزی یونایتد پیش از گیگز بود که پیش از آخرین جداییش از یونایتد قبلا یک بار دیگر هم اولدترافورد را ترک کرده بود او در تابستان 1956 به بارسلونا فروخته شد که این کار باعث سقوط بزرگ منچستریونایتد در دوران راون آتکینسون شد در حالی که آنها در فصل 1986-1985 به مقام چهارم لیگ دسته اول رسیده بودند با رفتن هیوز فصل بعد را با تنها یک پیروزی در 9 مسابقه نخست آغاز کردند. آتکینسون فردای شکست چهار بر یک در جام لیگ مقابل ساوت همپتون اخراج شد در حالی که تیم در جایگاه نوزدهم جدول لیگ میخکوب شده بود. در ماه نوامبر فرگوسن، مربی جوان اسکاتلندی، جایگزین این مربی انگلیسی سرشناس شد و 4 ماه بعد یعنی تا پایان فصل شیاطین سرخ را تا جایگاه یازدهم جدول بالا کشید در حالی که در تمام این مدت مجبور بود نورمن وایتساید را که هافبک وسط بود در نقش مهاجم نوک به کار بگیرد. به همین خاطر برای پر کردن خلا میانه میدان به فکر باز گرداندن هیوز افتاد. در ماه مارس 1987 فرگوسن گفت اگر فقط او را پیش از پایان فصل داشتم، می توانست باعث رشد زیادی در مدت باقی مانده باشد. هیوز هم از رشد در نوکمپ نا امید شده بود و فصل بعد را به صورت قرضی در بایرن مونیخ گذراند و سرانجام در 1988 به اولدترافورد بازگشت. در دوران جدید او به یونایتد در کسب 2 عنوان لیگ، 2 جام اتحادیه، یک جام لیگ و یک جام برندگان جام اروپا کمک کرد اما از آنجا که در رقابتهای اروپایی او به عنوان یک بازیکن ولزی شناخته می شد و محدودی تهایی به عنوان یک سهمیه خارجی برای تیم فرگوسن ایجاد می کرد در 31 سالگی با مبلغ 1/5 میلیون پوند به چلسی فروخته شد، آن هم درست فردای فروش پل اینس به اینتر.
آندری کانچلسیکس/ 1995
پس از آنکه اینس به اینتر رفت و هیوز آهنگ چلسی کرد، فرگوسن و رئیس وقت باشگاه مارتین ادواردز اعلام کردند که فروش دیگری نخواهند داشت اما برخورد میان فرگی و کانچلسکیس ستاره روس تیم باعث شد این بال مستعد خیلی زودتر از موعد فراری شود. بازیکن روس درباره آن اتفاق گفت:« هر روز هواداران در خانه من را می زدند و می گفتند تو را به خدا بما.ن دل من با منچستر یونایتد است ولی به یک دلیل نمی توانم بمانم؛ مشکلات شخصی ما واقعا قابل چشم پوشی نیست.» اورتون ماه جولای همان سال سومین «آس» را هم از دست فرگوسن قاپید تا ظرف یک تابستان، باشکوه ترین تیم تاریخ لیگ برتر به خاک سیاه بنشیند. طوری که اتحادیه هواداران مستقل منچستر یونایتد در اطلاعیه ای رسمی اعلام کرد هواداران غمگینانه و با ناباوری شاهد تصمیمات جبران ناپذیر حاکمان باشگاه هستند اما فرگوسن در آستانه آغاز فصل 1996-1995 سیاست ارتقا به طبقه بالا را برای بازیکنان پایه اتخاذ کرد و در حالی که آلن هنسن، کارشناس مشهور فوتبال جزیره در اوایل فصل اخطار می داد که یونایتد با این بچه ها به جایی نمی رسد اما آن فصل فرگوسن با Fledling’s های جدیدش متشکل از برادران نویل و گیگزی و بات و بکام و اسکولز و به رهبری اریک کانتونای کبیر هم لیگ و هم جام اتحادیه را برد.
اریک کانتونا/ 1997
بدون شک او محبوب ترین ستاره آسمان عصر فرگی در یونایتد بود که از رقیب حیثیتی شیاطین، لیدزیونایتد، در سال 1992 راهی منچستر شد در حالی که فصل پیش از آن عامل تحول لیدز در قامت قهرمان جزیره آن هم در یک نیم فصل شده بود. منچستر با کانتونا در 5 فصل 4 بار قهرمان جزیره شد تا او تبدیل به یک چهره برجسته در فوتبال بریتانیا شود. در آوریل 1997 رهبران کلیسای بزرگ و اصلی شهر منچستر، نسبت به یک نقاشی ضد دینی در گالری هنر شهر که اریک بزرگ را در قامت مسیح مقدس تصویر کرده بود اعتراض کردند. ماه بعد پس از حذف یونایتد از نیمه نهایی لیگ قهرمانان توسط بورسیا دورتموند، کانتونای 30 ساله به فرگوسن اعلام کرد که نمی خواهد سال آخر قراردادش را در اولدترافورد بماند و مارتین ادواردز هم با پذیرش احمقانه این تصمیم ستاره فرانسوی، عملا پشت کانتونا را در مواجهه با سران کلیسا خالی کرد اما در فینال جام اتحادیه1996 ، او که پس از گل با واکنش عجیب هواداران مواجه شده بود گفت که می خواهم 2 سال دیگر در اینجا بمانم، حالا یا کمتر یا بیش تر. اما از آنجا که او یک مرد کاملا غیر قابل پیش بینی بود بلافاصله اعلام کرد البته در راس همه اینها تصمیم دارم بازنشسته شوم. فرگوسن آن روز را روزی غم انگیز برای یونایتد اعلام کرد و تام دوچرتی یکی از مربیان برجسته سابق باشگاه در جمله ای به یاد ماندنی گفت:« شاه مرده است، زنده باد شاه.» البته اشاره او به «King Eric» لقب کانتونا در اولدترافورد بود.
پیتر اشمایکل/ 1999
سنگربان افسانه ای دانمارکی تابستان 1999 پس از فتح سه گانه رویایی و آن بازگشت دراماتیک مقابل بایرن مونیخ در فینال لیگ قهرمانان، وداعی باشکوه داشت. او حالا داشت به چهارمین دهه زندگیش نزدیک می شد و می دانست که باید از فوتبال پر زحمت جزیره عقب بکشد. در نوامبر 1998 یعنی 9 ماه پیش از جدایی، او فاش کرده بود که من بین مسابقات به زمان بیش تری برای بازیابی نیاز دارم، بیش از آنچه در انگلستان در اختیار دارم. واقعا پشیمانم اما شاید تصمیم به رفتن از انگلستان بگیرم. او تصمیمش را با پیوستن با اسپورتینگ لیسبون عملی کرد و فرگی رفتن او را به حفره ای بزرگ تشبیه کرد و همان طور که مربی یونایتد پیش بینی کرده بود مارک بوسنیچ، فابین بارتز و تیم هاوارد تا سر رسیدن ادوین فان درسار در سال 2005 هیچ یک نتوانستند حفره درون دروازه شیاطین سرخ اولدترافورد را پر کنند.
یاپ استام/ 2001
یاپ استام در سال 1998 از آیندهوون به اولدترافورد آمد و در حالیکه دوران موفقی را در باشگاه جدید سپری می کرد، فروش شوک برانگیز او به لاتزیو در سال 2001 همه را متحیر کرد. او همان سال در زندگینامه اش «سر به سر» که در نشریه میرور چاپ شد با یونایتدها تسویه حساب کرد. او برادران نویل را «خیار چمبرهای متحرک» خواند و فاش کرد که فرگوسن بدون اجازه آیندهوون با او مذاکره کرده بود. فرگوسن هم توجیه کرد که پول فروش 5/16 میلیون پوندی او به لاتزیو بیشتر از خود استام به درد باشگاه می خورد اما در سال 2007 با پشیمانی اعلام کرد از نقطه نظر بازی، فروش او اشتباه بود چرا که یاپ هنوز به خوبی برای آژاکس بازی می کند.
دیوید بکام/ 2003
همه ماجرای طلاق بکام و فرگی را می دانیم؛ شماره 7 مشهور شیاطین از یک بچه مزلف تیم های پایه کارینگتون منچستر، تبدیل به یک ابر ستاره جهان چه در عالم فوتبال و چه دنیای سرگرمی ها شد. فرگی در ابتدای کار بکام در یونایتد، او را به خاطر آنکه خودش را وقف فوتبال کرده بود و از رسانه ها پرهیز می کرد، می ستود ولی در روزهای آخر بکام تبدیل به یک غول غیر قابل مهار رسانه ای در مقابل سرالکس شده بود و در نهایت فرگی که خود را حاکم بلامنازع و چهره اول اولدترافورد می دانست، و واقعیت هم طی تمامی این 27 سال همین بوده و لا غیر، همان برخوردی را با ابر ستاره اش کرد که با یک «سوسک مزاحم آشپزخانه »می کرد. او در سال 2003 آن لنگه کفش معروف را در رختکن حواله بکام کرد و پس از آنکه در یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان حاضر شد به شماره 7 سرکش خود بازی ندهد ولی به رئال مادرید ببازد، سرانجام او را هم با بالاترین قیمت ممکن به کهکشانی ها فروخت. فروش ستاره ای که فرگوسن در موردش گفته بود اگر آخر دنیا باشد و او یک تفنگ با دو گلوله در اختیار داشته باشد یکی را به قلب ونگر می زند و دومی را به مغز ویکتوریا که بکام را از او و تاریخ منچستر یونایتد گرفت.
روی کین/ 2005
وقتی در 34 سالگی باشگاه محبوبش را ترک می کرد، حقیقتا ترسناک ترین بازیکنی بود که یونایتد به خود دیده بود و در واقع به همین دلیل بود که فرگوسن او را کنار گذاشت. فرگی پس از یک دهه استفاده چماق گونه از هافبک دفاعی بزرگش برای سرکوب همه صداها در رختکن و درون زمین متوجه شده بود که نمی تواند روی یک بازیکن پا به سن گذاشته به عنوان رهبر نسلی شامل ریو فردیناند، دارن فلچر، آلن اسمیت و جان اوشی حساب کند به ویژه که همه اینها از رفتار تحکم آمیز کین رنجیده خاطر شده بودند. دورانی بود که یونایتد هم در حال افول به نظر می رسید و هواداران در یک شعار نوشته بزرگ خواهان پایان یافتن عصر فرگی بودند که او را در شکست خانگی یک بر صفر مقابل بلکبرن به رهبری مارک هیوز «هو»کردند پس کین در 18 نوامبر 2005 مثل همیشه خود را قربانی سرمربیش کرد. بهانه این وداع درگیری لفظی او با کارلوس کرش، دستیار و سوگلی جدید پرتغالی فرگی بود. برای جایگزینی کاپیتان ایرلندی گزینه های کم و یا به عبارت بهتر بی کیفیتی مثل اریک جمبا جمبا و کلبرسون به خدمت گرفته شدند ولی در نهایت جای او توسط بازیکنان زحمتکشی مثل دارن فلچر و جان اوشی پر شد.
رود فان نیستلروی/ 2006
مهاجم بزرگ آیندهوون با لقب «فان باستن جدید» در بهار 2000 به منچستر آمد و درست فردای تست پزشکی، ناگهان فاش شد که رباط زانویش کشیده شده که این موضوع، 9 ماه او را از میادین دور نگاه داشت و آیندهوون را به شدت عصبانی کرد اما فان نیستلروی این غیبت 9 ماهه ابتدای حضور در اولدترافورد را به خوبی جبران کرد تا توجه و احترام فرگی در این مدت و عیادت ها و دعوت هایی که از او شده بود را تلافی کرده باشد. البته دعوت از نیستلروی برای تمرین با یونایتد دردسرهایی هم داشت، از آن جمله واکنش رئیس وقت آیندهوون بود که فرگی را چنین متهم می کرد:« او خیال می کند پادشاه فوتبال است.» البته وقتی که فرگوسن حاضر شد 14 میلیون پوند پول بابت یک مهاجم تازه از مصدومیت بازگشته بدهد، همه این اختلافات ختم به خیر شد. مهاجم هلندی با حمایت های فرگی تبدیل به یکی از خطرناک ترین مهاجمان تاریخ باشگاه شد اما 5 سال بعد در فینال جام اتحادیه 2006 وقتی که به نیمکت نشین لوییز ساها بدل شد، اعتراف کرد:« من داشتم منفجر می شدم و شروع کردم به التماس به فرگوسن، چون احساس می کردم ضربه روحی بدی خورده ام.» همان لحظه او فهمید که دیگر جایی در اولدترافورد ندارد و مثل بکام راه سانتیاگو برنابئو را در پیش گرفت.
کریس رونالدو / 2009
شایعات جدایی رونالدو به مدت 2 فصل بر اولدترافورد سایه انداخته بود، بازیکنی که کرویف او را حتی از جرج بست و دنیس لاو هم برتر می دانست در فصل 2008-2007 مجموعا 42 گل برای من.یو زد و لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرد. از همان موقع پیدا بود که رونالدو چشم به راه روزهای درخشان تری در جنوب اروپاست و وفاداری اندکی به یونایتد دارد اما فرگوسن نمی خواست این را بپذیرد و چهارمین ستاره اش پس از بکام، نیستلروی و هاینتزه را به رئال بفرستد. او، فلورنتینو پرس، رئیس تازه بازگشته رئال، را یک حیوان خطاب کرد و گفت:« رونالدو؟ من حتی یک ویروس هم به آن حیوان نمی فروشم» البته او به قولش وفادار ماند و نه یک ویروس بلکه جواهری پرتغالی به ارزش 80 میلیون پوند را به فلورنتینو پرس فروخت.
منبع : ساکرنت

۱۳۸۹ آبان ۳, دوشنبه

وراي رسيدن ذوب آهن به فينال ليگ قهرمانان

تاریخ: 3 آبان 89
رسيدن ذوب آهن به فينال ليگ قهرمانان را مي توان از چند منظر مورد بررسي قرار دارد ولي نكته جالب و اصلي اين است كه در همه اين وارسي ها به يك نتيجه «يكه» خواهيم رسيد، همه اين تجزيه و تحليل ها ما را به سوي يك «ابر» مجموعه رهنمون مي كند. در حقيقت حضور در فينال را فقط نمي توان به مجموعه بازيكنان و كادر فني ذوب آهن مربوط كرد بلكه بايد نگاه مان را فراتر برده و اعضاي تيم مديريت را هم ببينيم و بعد به اين نتيجه برسيم كه رسيدن سپاهان و ذوب آهن طي 4 سال به فينال ليگ قهرمانان محصول دوره اي است كه مديريت يكپارچه بر اين دو باشگاه حاكم بوده است و البته اين يكپارچگي هم در اين دو باشگاه تفاوت دارد، در سپاهان حضور نزديك به يك دهه اي محمدرضا ساكت علت است و در ذوب آهن سيستمي كه بعد از جابجايي مدير عامل همچنان ثابت مي ماند و اين مدير جديد است كه بايد تفكراتش را با اين سيستم امتحان پس داده هماهنگ سازد و در حقيقت مدير جديد انتخاب مي شود چون كه مي تواند با اين سيتم كنار بيايد.ذوب آهن نخستین باشگاه ليگ حرفه اي بود كه واقعا حرفه اي شد، آنها صاحب اولين ورزشگاه اختصاصي شدند و سعيد آذري به دليل اينكه خودش از جنس ورزش بود و مي دانست راه چيست و چاه كجاست تمام توانش را به كار بست تا با زيرسازي هاي لازم تيمي را بسازد كه كامل باشد و حالا كه ذوب آهن را مي بينيم به اين نتيجه مي رسيم كه سنگ بناي ابتدايي درست روي زمين قرار گرفته است.
ذوب آهن طي اين چند فصل كمترين خريدها را داشته و بازار نقل و انتقالات را معمولا در سكوت استارت زده و به پايان رسانده اما هر فصل جزو مدعيان بوده و بيشتر بر محصولات خودش مثل برادران حدادي فر و ريش اصفهاني و سينا عشوري و ا ميد ابوالحسني تكيه كرده است. سعيد آذري سنگي را بنا نهاد كه بعد از رفتن كاملا سياسي او هم «ميزاني» فوق العاده بود و انصافا هم كه دليلي به جاي انجام «انقلاب» سعي كرد با تغييراتي «رفرم» وار با همان سنگ تراز ادامه دهد. ذوب آهن محصول مزرعه اي است كه همه دانسته هاي لازم علمي آن در زمان كاشت و داشت و نگهداري مو به مو و جزء به جزء رعايت شده است و خب تعجبي نبايد از اين محصول خوش آب و رنگ داشت كه براي خودش در قاره آسيا تبديل به غول كشي شده و پياپي تيم هاي بزرگ و هزينه هاي گزاف را به زانو در مي آورد. اصغر دليلي را به ندرت در مطبوعات و رسانه ها ديده ايم براي اينكه او از آن دست آدم ها و مديراني نيست كه بخواهد با حضور هميشگي در مطبوعات و مطلب نوشتن و سفرهاي هميشگي به فلان شهر و دكترا رو كردن از بهمان كشور خودش را نشان بدهد؛ او مي داند هر چه ذوب آهن دقيق تر و خوش آب و رنگ تر باشد هستند كساني كه با نگاهي تيز بين به پشت پرده هم بنگرند و زحمات و خستگي های تمام ناشدني تيمي را ببينند كه مي جنگند تا كادر فني و بازيكنان به عنوان بازيگران جلوي پرده هيچ كم و كسري نداشته باشند.
دليلي و مجموعه اش در اين راه حتي حاضرند از سوي صدا و سيما و گزارشگرانش هم مورد نكوهش قرار گيرند ولي سيستم خود را حفظ كنند، اتفاقي كه در سپاهان افتاده بود ولي از روز ورود امير قلعه نويي در جهت عكس استارت خورده با سرعتي سرسام آور. بدون شك خود محمدرضا ساكت هم تصديق مي كند كه در اين دو فصل بيشتر از تمام سالهاي قبلي دردسر كشيده و مصاحبه كرده.ذوب آهني كه دو فصل پياپي در ليگ برتر برغم شايستگي هاي انكار ناشدنيش جام قهرماني را به استقلال و سپاهان مي دهد، ذوب آهني كه در ليگ قهرمانان آسيا در گروه مرگ قرار مي گيرد و درست در هنگامي كه هيچكس به آنها اميدي ندارد تا فينال بالا مي آيد و ذوب آهني كه برغم دلمشغولي هاي فراملي باز هم در ليگ برتر صدر جدول را به خود اختصاص داده است محصول كارخانه و سيستمي است كه بايد پسوند «ابر» را بر آن نهاد. اگر با قانون علت و معلول به سراغ آناليز موفقيت ذوب آهن برويم، تيمي را پشت پرده خواهيم يافت كه وظيفه سنگيني چون تصميم گيري و «كاشت» و «داشت» محصولي را بر عهده دارند كه چند سالي زمان لازم داشت تا به «برداشت» برسد؛ برداشتي كه «حالا» زمانش رسيده است.

۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

مي دانيد پيروزي در عربستان يعني چه؟

تاریخ 29 مهر 89
علیرضا خطیبی
بياييد اعتراف كنيم كه به تك تك بازيكنان ذوب آهن، مرداني كه اولين شكست خانگي الهلال را در تاريخ ليگ قهرمانان رقم زده اند و حالا يك پاي فينال هستند افتخار مي كنيم. ما، دقيقا همه مايي كه به ايراني بودن در تمام نقاط اين كره خاكي مي باليم با جشني كه در ملك فهد رياض برگزار كرديم و مسببانش شاگردان منصور ابراهيم زاده بودند اعاده حيثيت كرديم و غرورمان را احيا شده ديديم. مردان ذوب آهن در اين بازي چگونه بودند؟ جمع بندي نمايش نفر به نفر اين مردان نشان مي دهد با كلكسيوني طرف هستيم كه هر زير مجموعه اش در نهايت حرفه اي گري بازي كرد و همين شد كه حرفه اي راهي فينال شدند و اريك گرتس و رييس حجيم و سنگين وزن الهلال را با اخراج روبرو كرد و مي توان از همه آنها تشكر كرد، عيش مان كوك شد وقتي در عربستان برديم. بايد ايراني ايراني ايراني بود تا متوجه شد بردن در عربستان يعني چه؟ شما كه مي دانيد بردن در عربستان يعني چه؟
شهاب گردان 8
وقتي نامش را در ليست تيم ملي براي بازي با نيجريه ديديد، متوجه مي شويد كه نمايشش در اين مقطع زماني به قدري درخشان بوده كه حتي افشين قطبي را هم نرم و بر سر ذوق بياورد. گردان در رياض فقط يك اشتباه داشت، روي آن توپي كه در نيمه اول از دستانش رها و راهي كرنر شد اما در ساير دقايق بازي هرگز بابت حضورش در درون دروازه نگران نشديم. فراموش نكنيم كه رسيدن به فينال از آنجايي كليد خورد كه او حتي از روي نقطه پنالتي هم مغلوب نشدني نشان داد. شهاب گردان، آينده دروازه تيم ملي است.
محمد حسيني 5
چندان در امور هجومي ديده نشد و اين يعني محمد حسيني كاملا توجيه شده بود كه اگر نفوذ كند خيلي راحت فضاي پشت سرش توسط بازيكنان الهلال فتح مي شود و ذوب آهن به خطر مي افتد. از اين رو حسيني به امور دفاعي بسنده كرد و به جز يك صحنه كه مقابل ويلهلمسون كم آورد و مجبور به خطا شد در ساير دقايق بازي مقاومتش در خور تحسين بود. حسيني مي توانست در رياض حتي گل بزند ولي هر دو بار در زدن ضربات نهايي يا كم دقتي كرد يا مكث طولانيش باعث شد تا موقعيت از دست برود.
فرشيد طالبي 5
آرامشي كه بابت حضور صلصالي در قلب خط دفاع داشتيم را هيچگاه با طالبي احساس نكرديم ولي شماره 4 در بازي برگشت هرگز كم نياورد و با توجه به تجربه اش قريب به اتفاق توپ هاي الهلالي ها را دفع كرد. البته او در لحظاتي اقدام به مكث مي كرد كه به واسطه مكان استراتژيك حضورش در زمين اشتباهي محض بود. طالبي را روي همه ارسال هاي از جناحين بالاتر از قحطاني و برنده دوئل هاي هوايي ديديم. فراموش نكنيم كه او مهره ثابت خط دفاعي است كه كمترين گل خورده ليگ قهرمانان را به نام خود سند زده است.
علي احمدي 6
در دقايق ابتدايي دو گاف داد، اولي خطايي كه روي فريدي انجام داد در حاليكه توپ به بيرون از زمين رفته و نيازي نبود با آن شتاب به سمت بازيكن حركت كرد و دومي روي يك ارسال كوتاه از چپ كه به جاي دفع توپ، خواست آن را استپ كند ولي اين ريسك باعث شد تا توپ از كنترل او خارج و روي نقطه پنالتي به شلهوب رسد. احمدي روي يكي از صحنه ها هجوم ميزبان با يك تكل شجاعانه يك تنه جلوي فروپاشي دروازه را گرفت و استارت گل حماسي ذوب آهن را هم پاس او به خلعتبري زد.
حسين ماهيني 8
در دفاع عالي بود و كامل. ماهيني فقط روي يك صحنه از شلهوب در سمت راست زمين دريبل خورد ولي در ساير دقايق يك تنه جلوي لي يونگ پيو و عيسي نهياني ايستاد بدون اينكه نيازي به محمد قاضي داشته باشد. بعد از گل هم بازي با اعتماد به نفس او و آن قطع پاسكاري هاي الهلال باعث شد تا ذوب آهن هرگز خطري را احساس نكند. به جز اين، ماهيني هرگاه به قلب خط دفاع هم متمايل مي شد مهره غير قابل انكاري در ثبت برتري ذوبي ها بر بازيكنان ميزبان بود و بر انتخاب ابراهيم زاده صحه گذاشت.
* شاهين خيري 7
اگر آن همه اصرار براي حمل توپ و حضور در زمين حريف نداشت نامش را مي شد به عنوان مرد برتر رياض نوشت. خيري از اين رو نتوانست در فاز انتقال توپ از دفاع به حمله چندان به كار ذوب آهن بيايد چرا كه با حمل هاي طولاني توپ، سرعت را از تيم مي گرفت. خيري اما در كارهاي دفاعي عالي بود و هرگز اجازه نداد الهلال پشت محوطه جريمه صاحب موقعيت خاصي شود به جز اين او با چند توپگيري عالي و بالافاصله با رندي خودش را به زمين انداختن و خطا گرفتن، سرعت الهلالي ها را مي گرفت.
قاسم حدادي فر 7
اگر فقط كمي خوش شانس تر بود مي توانست در همان نيمه اول مشابه گلش در فولادشهر را در رياض ثبت كند اما دروازه بان الهلال با خوش شانسي محض ضربه ايستگاهي شماره 14 را از گوشه پايين دروازه اش بيرون آورد. در ساير دقايق بازي هم حدادي فر نقش خودش به عنوان يك بازيكن توپ پخش كن و در حقيقت موتور اصلي تيم به خوبي ايفا كرد اما در بازي او نوعي كندي و دوري جستن از سرعت دادن به بازي ديده مي شد كه در دقايقي، واقعا جلوي ضد حملات ذوب آهن و مات كردن الهلال را گرفت.
مهدي رجب زاده 6
به جز آن يك باري كه از راه دور قصد دروازه العتيبي را كرد در ساير دقايق بازي ديده نشد. رجب زاده رياض را بيشتر مفيد در كارهاي دفاع ديديم، آنجا كه به حسيني اضافه مي شد تا جناح راست ذوب آهن هرگز از نظر برتري عددي كم نياورد و تسليم نشود. شماره 30 هنوز نتوانسته آن بازيكن كليدي سالهاي قبل ذوب آهن شود، سرعتش آشكارا پايين آمده و در ايفاي نقشي كه سالها بر عهده محمد منصوري بود ناموفق است ولي به هر حال او مهدي رجب زاده است و مي تواند در يك لحظه سرنوشت را عوض كند.
محمدرضا خلعتبري 9
هر چند كار خيلي خيلي سختي است اما او را به عنوان مرد برتر ذوب آهن در رياض انتخاب مي كنيم به اين دليل كه براي خودش همه كاره اي بود در زمين الهلال. خلعتبري دو بار به سمت دروازه نشانه رفت كه هر دو بار هم ضرباتش در چارچوب بود، يك پاس گل عالي به كاسترو داد تا حماسه رياض كامل شود و درست در لحظاتي كه الهلال داشت خودش را براي خيمه زدن در زمين ذوب آهن آماده مي كرد با رندي خاصي از زدن توپ به بيرون زمين طفره رفت تا لي يونگ پيو را اخراج كند.
محمد قاضي 3
چه قدر بد بود مقابل الهلال و چه قدر ضعيف ظاهر شده در اين چند ماه اخير. در نيمه اول يك فرصت بادآورده گل را با بي دقتي محض از دست داد و هر بار هم كه براي زدن ضربات شروع مجدد به هوا بلند شد صداي سوت ايرماتوف را شنيديم. قاضي را در كارهاي دفاعي هم چندان درخشان نديديم و شك نداريم كه انتخابش به عنوان ضعيف ترين ذوب آهني اصلا از عدالت به دور نيست. او تنها مهره فاز هجومي ذوب آهن است كه قدرت بدني بالايي دارد ولي گويا هنوز قصد ندارد از اين پوئن استفاده كند.
ايگور كاسترو 9
چرخش كاستر و سماجتش روي گلي كه زد عالي بود، او بالافاصله بعد از ضربه خلعتبري به درون محوطه جريمه آمد و اجازه نداد اوساما هوساوي براي دفع توپ تمركز كند و بعد هم با استفاده از قدرت بدنيش توپ را تصاحب كرد و بدون عجله چرخيد و ضربه اش را جايي زد كه ديگر كاري از دست دروازه بان الهلال بر نمي آمد. كاسترو در ليگ قهرمانان ستاره اي بي چون و چرا بوده كه در بازي با پوهانگ هم در فولادشهر يك تنه همه كار كرد و در رياض هم طلسم 17 بازي بي شكستي الهلال را شكست.
تعويضي ها 7
حدس اين موضوع كه منصور ابراهيم زاده هر سه تعويضش را براي دقايق انتهايي بازي نگه مي دارد كار سختي نبود. ابولحسني، فرهادي و صلصالي به زمين آمدند تا بازي از حركت بيفتد و دو نفر اول زماني هم براي شركت در آن پاس هاي پشت سر هم و اعصاب خردكن دقايق انتهايي داشتند. تعويض هاي ابراهيم زاده در رياض بيشتر ترفندي بودند براي كشتن وقت بازي و به توقف كشاندن آن هر چند او مي توانست خيلي زودتر قاضي را بيرون بكشد و با بازي دادن به سينا عشوري يا مجيد نورمحمدي قدرت كمربند ميانه ميدانش را افزايش دهد.
منصور ابراهيم زاده 9
به لطف درايت كارگردان هرگز چهره او را قبل از گل نديديم اما وقتي گل زده شد او را ديديم كه خيلي آرام خوشحالي كرد ولي بلافاصله بازيكني را به كنار زمين فرا خواند تا نقشه جديد را برايش بازگو كند و اين يعني او از ابتدا مي دانسته گل مي زند و بايد به فكر نقشه دومي باشد. تيم او در رياض هرگز به دفاع كامل فرو نرفت ولي اوج نبوغ ابراهيم زاده حضور دائم كاسترو و خلعتبري در نيمه زمين الهلال بود كه تمركز بازيكنان اين تيم به خصوص مردان حاضر در فاز دفاعي را از بين برد.
ذوب آهن 10
به فينال ليگ قهرمانان آسيا رسيده اند، جايي كه در تمام تاريخ فقط يك بار همشهري تجربه اش كرده. در ليگ برتر عليرغم مشغله هاي فراوان شان همچنان در صدر جدول هستند و با تيم دوم 4 امتياز فاصله دارند، طلسم نباختن الهلال در رياض را شكسته اند و حالا تبديل شده اند به چشم و چراغ فوتبال ايران. ذوب آهن در رياض هرگز چهره يك مدافع را نداشت و كاملا حرفه اي بازي كرد، آنها مي دانستند چه هدفي دارند، به چه بايد برسند و مهمتر از همه اينكه رسيدن به اين خواسته بايد از چه راهي انجام بگيرد.


۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

از گزارش فني فيفا در جام جهاني 2010 چه آموختيم؟ این سیزده نکته

تاریخ: 24 مهر 89
علیرضا خطیبی
گزارش فني فيفا از مسابقات جام جهاني 2010 ارائه شد و كارشناسان فيفا جمع بندي نظرات شان را در اين گزارش ارائه دادند. برخي از نكات آنها بديهي است و برخي تازگي‌ هايي دارد. در اين گزارش 289 صفحه‌اي اين‌ نكات تا حد بسياري بيشتر و پر رنگ تر جلب نظر مي كردند. با اين وصف خواننده ریز بين و شكيبا مي تواند نكات ديگري هم از آن استخراج كند. نکات متن ترجمه شده این گزارش است و تحلیل هایش را دکتر حمیدرضا صدر نوشته؛ مثل همیشه شیرین، پر از نکته و خواندنی.
1در ميان چهار تيم راه يافته به مرحله نيمه نهايي، فقط اروگوئه با سيستمي مشابه 2-4-4 بازي كرد ولو آن كه پست ديگو فورلان نياز به توضيحات بيشتري داشت. هر چند فورلان يك مهاجم به شمار مي رفت، ولي در بسياري از اوقات مثل يك هافبك به جلو تاخته در پشت سر مهاجم اصلي يعني لویيز سوارس ظاهر شد. در حقيقت فورلان بازيكن آزاد بود و در اكثر اوقات پشت سر سوارز حركت كرد.
← آيا اين به مفهوم نزول سيستم 2-4-4 بود؟ هر چه باشد برخي تيم‌ها مثل انگليس و ايالات متحده و سويیس با سيستم 2-4-4 بازي كردند ولي نمايش خوبي ارائه ندادند. در عين حال سيستم 2-4-4 اروگوئه با بازي رو به عقب فورلان و سپس نفوذ هاي زهر آگينش پياده شد. اروگوئه در هر بازيش از تركيب زوج آروالو و پرز هم سود برد كه جلوي مدافعين بازي كردند و تمايلي به نفوذ نشان ندادند. اما از آن جا كه دو هافبك ديگر نفوذ مي كردند سيستم اروگوئه هم شبيه سيستم 1-3-2-4 مي شد.
2هلند، آلمان و اسپانيا جملگي با سيستم 1-3-2-4 بازي كردند، ولي هر يك آنها اين سيستم را به سياق خود به مرحله اجرا درآوردند.
← جام جهاني 2010 با سيستم 1-3-2-4 به ياد خواهد آمد. عملكرد سه هافبك تهاجمي مبتني بر قابليت هاي بازيكنان بود و كيفيت پياده كردن اين سيستم توسط هر تيم را تغيير مي داد. براي مثال آندر‌س اينيستا در جناح راست اسپانيا در اكثر اوقات هم عرض ساير هافبك ها بازي كرد، در حالي كه داويد ويا در سوي ديگر به جلو مي تاخت. در هلند نيز درك كويت نيز در يك سو هم عرض ساير مردان مياني بود، در حالي كه آرين روبن در سوي ديگر به جلو مي تاخت. برزيل نيز سواي نمايش مصيبت بار نيمه دومش برابر هلند كه به حذف آنان انجاميد، اين سيستم را خوب به مرحله اجرا درآورد.
3 مي توان گفت اكثر تيم‌ هاي موفق در جام جهاني تيم ‌هايي بودند كه به سيستم اوليه و اصلي شان پايبند ماندند. هر چند برخي از آنها مثل اروگوئه كه سباستبن آبرئو را در يك چهارم نهايي به عنوان مهاجم سوم روانه ميدان كرد، در شرايط خاصي تغييراتي در سيستم خود پديد آوردند، ولي اكثرشان به سيستم اصلي شان پايبند ماندند.
← برخي تيم‌ها مثل انگليس، ايتاليا و فرانسه كمي پيش از آغاز رقابت ‌ها تلاش كردند سيستم جديدي را پياده كنند در حالي كه آلمان، برزيل، هلند و اسپانيا با سيستم خود در مسابقات گروهي راهي آفريقاي جنوبي شدند. اروگوئه هم تيمي بود كه بازي‌ها را با سه دفاع آغاز كرد.
4 تيم‌ هايي موفق بودند كه هرچند بازي‌ هاي شان را با استراتژي روشني آغاز كردند ولي توانستند آن استراتژي را با شرايط و حوادث رخ داده طي بازي ‌ها منطبق سازند. براي مثال هر چند برزيل تيم با تجربه ‌اي محسوب مي ‌شد، ولي پس از دريافت گل تساوي بخش از هلند در مرحله يك چهارم نهايي از هم فرو پاشيد.
← داشتن «طرح ب» در كنار «طرح الف» اهميت ويژه‌ اي دارد. چنان كه بازي برزيل مبتني بر پاسكاري و ضد حمله ‌هاي برق آسا به باز كردن دروازه هلند منجر شد ولي اين روش نتوانست آنها را به گل تساوي بخش برابر هلند برساند. در حالي كه اسپانيا در چهار بازي مرحله پلي آف كه نيمه نخست با تساوي صفر بر صفر پايان يافت در نيمه دوم با انجام تغييراتي به گل پيروزي بخش چنگ زد.
5 تعداد تيم ‌هايي كه تاكتيك ‌هاي شان را با توجه به حوادث بازي و گل هاي رد و بدل شده تغيير مي دهند بيشتر شده.
← شيلي نمونه مناسبي بود. تيم مارچلو بيلسا برابر هندوراس از سيستم 1-5-4 به سيستم 2-4-4 تغيير شكل داد. انعطاف پذيري اهميت فراواني داشت.
6 در فوتبال مدرن رسوخ به پشت مدافعين حريف دشوار تر از گذشته شده و بسياري از تيم‌ ها با هشت يا نه بازيكن به دفاع دست مي زنند. به همين دليل تيم‌ ها به بازيكناني با توانايي هاي فردي قابل توجه نياز دارند تا در نبرد هاي يك به يك ميانه ميدان و خصوصا در جناحين پيروز شوند.
← اين امر باز تابنده نزول مهاجمان گلزن كلاسيك در نوك حمله هم هست. مردان برتر جام آنهايي بودند كه مي توانستند در نقاط مختلف حضور يافته و مبارزه كنند. كساني مثل وزلي اسنايدر، مسعود اوزيل و ژاوي. اسپانيا و آلمان به عنوان دو تيم برتر جام از بازيكنان گوش بهره بردند مردانی مثل داويد ويا، آندر‌س اينيستا، توماس مولر و لوكاس پودولسكي. بازيكناني كه در باشگاه‌ هاي شان در ميانه ميدان هم ظاهر شده بودند.
7 تيم هاي موفق آنهايي بودند كه مي توانستند به سرعت از حمله به دفاع و همين طور از دفاع به حمله روي آورند. ضد حمله ‌هاي كارساز مبتني بر ارسال پاس ‌هاي دقيق بودند.
← در حال حاضر ضد حمله استراتژي كليدي تيم هاي بزرگ است. تيم هاي موفق آنهايي بودند كه پس از تصاحب توپ در زمين خود به سرعت آن را بدل به حمله اي خطرناك مي كردند. در عين حال حركت از ميانه ميدان هم مي توانست به ضد حمله ‌هاي خطرناكي بدل شود. گل لوكاس پودولسكي برابر انگليس نمونه غايي اين امر بود.
8 اكثر تيم‌ ها دفاع فشرده ‌اي داشتند و به يارگيري منطقه ‌اي پايبند بودند. در عين حال در صورت لزوم مي توانستند يارگيري نفر به نفر را هم پياده كنند. در عين حال برخي تيم‌ ها مثل آلمان، برزيل، اسپانيا و غنا به رغم در اختيار داشتن مدافعان بسيار قوي حين دفاع از حمايت هافبك ها و يك مهاجم (در صورتي كه از دو مهاجم استفاده مي كردند) برخوردار مي شدند. آن چه كه به آنها فرصت مي داد به سرعت از دفاع به حمله و از حمله به دفاع بپردازند.
← استفاده از «دفاع فشرده» كليدي بود. اولين حادثه جام با دفاع فشرده سويیس برابر اسپانيا و حمله‌ هاي رعد آساي آنها از دفاع به حمله رقم خورد.
9 دو تاكتيك اصلي براي تصاحب توپ وجود داشت. تيم هايي مثل الجزاير، پرتغال، اروگوئه و سويیس در زمين خود به تصاحب توپ و سپس ضد حمله روي مي ‌آوردند، در حالي كه تيم‌ هايي مثل اسپانيا، آرژانتين، برزيل، شيلي و پاراگوئه در زمين حريف پي تصاحب توپ مي رفتند. اين تاكتيك حريفان را از انجام برنامه هاي هجومي شان بازمي داشت.
← احتمالا اين جذاب ‌ترين چيزي است كه در گزارش فيفا آمده. آن چه كه در نیمه نهایی ليگ قهرمانان هم جلب نظر مي كرد. جايي كه بارسلونا به رغم پرسينگ در زمين حريف مغلوب اينتري شد كه در زمين خود صاحب توپ مي شد و به ضد حمله اعتقاد داشت. مورينيو پس از بازي گفته بود «ما نمي خواستيم توپ را تصاحب كنيم، چرا كه وقتي بارسلونا به پرس روي آورده و توپ را به گردش درمي آورد مي توانست موقعيت بازيكنان ما را بر هم زند و من نمي ‌خواستم بازيكنانم به دنبال توپ پست شان را ترك كنند».
10 در 46 بازي از 64 ديدار جام جهاني تيمي كه گل اول را زد به پيروزي دست يافت. شش بازي به تساوي بدون گل انجاميد و در هشت ديدار تيمي كه گل اول را دريافت كرد گل تساوي بخش را زد. فقط در چهار بازي تيمي كه گل اول را دریافت كرد به پيروزي دست يافت. تاثير روان شناسانه ناشي از زدن گل اول تيم ها را بر آن داشته بود كه به هر قيمتي كه شده از دريافت گل اول بازي پرهيز كنند و به دفاع بپردازند.
← 4 بازي از 64 بازي! به همين دليل تصور مي كرديم اكثر تيم ها رويكردي منفي دارند؟
11 تيم هاي موفق تيم ‌هايي بودند كه حين حمله وحدت گروهي شان را حفظ مي كردند و اين وحدت حين دفاع هم حفظ مي شد. آن چه كه بدين مفهوم بود كه بازيكنان بايد از توانايي و آمادگي جسمي بسيار بالايي برخوردار باشند. در اين قاب، مدافعان كناري نقش بسيار بزرگي را ايفا كردند. آنها هم دفاع كردند و هم حمله هاي تيم شان را بنا نهادند. در فوتبال مدرن در اختيار داشتن مدافعان كناري برجسته و همين طور بازيكناني با قابليت نفوذ از جناحين اهميت فراواني يافته است.
← مدافعان كناري برجسته جام پر شمار بودند مايكون، سرخيو راموس، فيليپ لام، اشلي كول، فابيو كونترائو، خوان كاپدويا، جیوواني فن برانكهرست و سايمون پولسن. مدافعان كناري صاحب ‌نامي كه نمايش بدي ارائه دادند عبارت بودند از پاتريس اورا در فرانسه و يوناس گوتيه رز در آرژانتين.
12 تيم هايي موفق بودند كه تكنيك والا داشتند و پاس‌هاي خوب ارسال مي كردند ولي همان تيم‌ها براي تصاحب توپ جانانه هم مي جنگيدند. يكي از دلايل شكست سنگين آرژانتين از آلمان فقدان چنين ويژگي بود.
← افزايش تعداد بازيكنان حين دفاع تيمي اهميت بسياري داشت. آرژانتين برابر آْلمان با پنج بازيكن (چهار مدافع به علاوه خاوير ماسكرانو) به دفاع روي آورد. ولي فاصله ليونل مسي و كارلوس توز با ماسكرانو به طور متوسط پنجاه متر بود. آنها نتوانستند در برنامه تصاحب توپ تاثير گذار باشند.
13 بهترين و موفق ترين تيم ها آنهايي بودند كه تعويض هاي خوبي انجام دادند و بازيكنان تازه وارد توانايي ای در حد بازيكنان تركيب اصلي داشتند.
← ويسنته دل بوسكه 20 بازيكن از 23 بازيكني را كه به آفريقاي جنوبي آورده بود روانه ميدان كرد. در حقيقت فقط دو دروازه بان ذخيره او (پپ رینا و ویکتور والدس) و رائول آلبيول پا به ميدان نگذاشتند. سه گل از چهار گل اسپانيا در بازي‌هاي پلي آف پس از تعويض‌هاي دل بوسكه به ثمر رسيدند. او گزينه‌ هاي مختلفي روي نيمكت داشت. براي مثال خسوس ناواس با كيفيتي متفاوت با فرناندو تورس بازي مي كرد و نوع بازي سسك فابرگاس با ژاوي و اينيستا تفاوت داشت. فابرگاس نمونه تعويض ‌هاي كارساز بود. او هرگز در تركيب اصلي جاي نگرفت ولي در چهار باري كه روانه ميدان شد نمايش تاثير گذاري ارائه داد.