‏نمایش پست‌ها با برچسب ذوب آهن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ذوب آهن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

استقلال به تیر زد، ذوب آهن به تور

علیرضا خطیبی

محسن ترکی که در سوتش دمید اولین چیزی به که ذهن می رسید بعدازظهر پنج شنبه ای بود که با نمایش استقلال و ذوب آهن در آزادی هدر ندادیم، آنچه ما دیدیم یک بازی زیبا و دارای استانداردهای لازم بود. دیداری که طی آن حق به حقدار نرسید ولی تیم حرفه ای تر برنده از زمین خارج شد. استقلال شاید بهترین بازی فصلش را بعد از دوئل مقابل صنعت نفت انجام داد، یک فوتبال کامل با موقعیت های به اندازه ولی این اشکال آبی ها از ابتدای لیگ بوده که هر بار خوب و چشم پسند بازی کرده اند باخته اند. در آن طرف میدان اما مهمانی را دیدیم که لباس قهرمانی واقعا برازنده اش است، تیمی که توانسته طی دو هفته پیاپی تیم های دوم و سوم جدول را شکست بدهد و به همین رو می گوییم شایسته قهرمانی است. پایان هفته بیستم با سوت ترکی در حالی ما را به یک استراحت تقریبا یک ماهه دعوت کرد که لیگ برتر در آستانه یک سورپرایز حقیقی قرار دارد، در بین چهار تیم صدر جدول اثری از سرخابی ها و تیم های پایتخت نشین نیست و این آرایش می تواند تا انتهای لیگ هم پابرجا بماند و فوتبال ایران را به ورق دیگری از تاریخش هل بدهد.شانس، المان و پوئنی است که یک تیم برای رسیدن به قهرمانی نیازمندش است و شاید به همین دلیل یکی مثل الکس فرگوسن برایش بیش از 10 درصد اهمیت قائل شده است. ذوب آهن مقابل استقلال برخورداری از پوئن شانس را به خوبی دید و لمس کرد وقتی آبی ها در بهترین لحظات می توانستند کار را تمام کنند ولی پایه تیر عمودی دروازه جلوی شان قد علم کرد و پیراهن سبز ذوب آهن به تن نمود. استقلال با یک گل جلو بود و ذوب آهن برای زدن گل تساوی همه کار کرده بود که ناگهان برهانی از کمند احمدی گذشت و دروازه خالی را جلوی فردین عابدینی قرار داد ولی ضربه او روی تیر عمودی نشست تا ذوب آهن دقایقی بعد بازی را به تساوی بکشد. چند دقیقه بعدتر هم ضربه شریفات روی پاس استثنایی ده سوزا باز به همان جایی رفت که ضربه عابدینی رفته بود و فقط دقایقی بعد بود که فرهادی با خطای پنالتی متوقف و کار استقلال تمام شد. حتی نمی توان از ضربه سر دقیقه 4+90 مجیدی هم گذشت که در تسلیم محض گردان و خط دفاعی ذوب آهن به سمت بیرون از دروازه رفت. شانس یعنی اینکه حریفت مدام بر تیر بکوبد ولی تو از این شکنجه دور باشی و مدام تور جلویت رخ نمایی کند.نایب قهرمانی در لیگ قهرمانان و شکست در فینال این بازیها مقابل سئونگنام کره جنوبی و بلافاصله باخت به شهرداری یاسوج در خانه خودی و خروج از گردونه جام حذفی باعث شد تا یک اراده خاص در ذوب آهن به وجود بیاید، آنها بعد از دو نایب قهرمانی پیاپی در لیگ برتر حالا فقط با قهرمانی در لیگ دهم به آرامش می رسیدند و از این رو ذوب آهنی که بعد از حذف از جام حذفی دیدیم تیم دیگری بود، آنها دیگر همه نگاه شان به بازی زیبا ولو بدون نتیجه نبود و اراده شان را روی جمع کردن امتیازات قرار دادند. استقلال بهتر از ذوب آهن بازی کرد همان طور که مس هم در فولادشهر اگر بهتر از میزبان نبوده باشد بدتر نبود ولی در هر دو بازی ذوب آهن برنده و با دست پر از زمین خارج شد و این یعنی اراده ای که همیشه در یک قهرمان دیده شده، آنها حتی در روزهای بد خود هم بازنده و با دست خالی زمین را ترک نمی کنند.حوادث کوچک را کسی با اهمیت نگاه نمی کند ولی همین ها هستند که سرنوشت را رقم می زنند. به همین بازی استقلال و ذوب آهن نگاه کنیم، ایگور کاسترو همین که به بازی آمد با یک استارت سریعه به سمت توپ هجوم برد و این یک حرکت کاملا عادی بود ولی حنیف عمران زاده از همین هجوم ترسید و توپ را لو داد تا ذوب آهن به راحتی هر چه تمام تر به گل مساوی دست پیدا کند. حوادث کوچک یعنی همین که با یک حرکت عادی بازیکنان حریف را به اشتابه بیندازی و این اتفاق را روی گل اول دیدیم. وحید طالب لو با نمایش اشتابهش اشتباه عمران زاده را تکمیل کرد تا رافخایی باشد و کاری که باید انجام شود. دقایقی بعد باز هم انارشی خط دفاع استقلال به ذوب آهن کمک کرد تا فرهادی در حالی صاحب توپ شود و در جایی که هیچ استقلال حضور ندارد و بلافاصله هم خروج عجولانه طالب لو را دیدیم و پنالتی و گل و تمام شدن کار استقلال. این نوشته اصلا قصد کم کردن ارزش ذوب آهن را ندارد بلکه بر عکس کوشیده تا نشان دهد نام این تیم تا چه حد روی رقبا اثر می گذارد، استقلال اسیر نام مهمانش شد و اسیر بازیکنان حرفه ای این تیم که می دانستند انجام کارهای عادی هم می تواند حریفان را وادار به تسلیم شدن کند. ذوب آهن تیم خوبی است و این خوب بودن طی همه این سه فصل اخیر شرط «لازمی» بوده که این تیم برای قهرمانی و حضور در کورس لازم داشته ولی در لیگ دهم شروط «کافی» هم به پوئن های مثبت این تیم اضافه شده، داوران به نفع این تیم اشتباه می کنند و شانس در خانه این تیم را پیاپی می زند و از یاد هم نباید ببریم که شانس همیشه به سراغ تیمی می رود که شایستگیش را داشته باشد و الحق هم که ذوب آهن این شایستگی را داشته و دارد.

۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

گام نخست؛ آسان و بی دغدغه

فوتبال ایرانی: تیم ذوب آهن اصفهان با پیروزی 98 به 42 برابر تیم تازه تأسیس پویا، گام نخست فصل جدید بسکتبال کشور را محکم برداشت.

ذوب آهن در این بازی با ترکیب آرن داوودی در پست یک، حامد آفاق و علی باهران به عنوان فوروارد و اوشین ساهاکیان (کاپیتان) و عثمان باروی سنگالی به میدان رفت ولی رفته رفته از ترکیب اصلی خود فاصله گرفت و به ذخیره ها میدان داد. نیمه نخست را ذوبی ها براحتی با حساب 51 به 22 به پایان رساندند.

به غیر از حامد آفاق و بازیکن سنگالی، مهدی اسماعیلی بازیکن پیشین مهرام نیز امسال برای ذوب آهن بازی خواهد کرد. کرمعلی احمدیان، فوروارد باتجربه و محمد امجد، کاپیتان تیم ملی جوانان همچنین بازیکنان جوان دیگری چون محمدرضا فلاحت و فرهاد صبوری از دیگر بازیکنان ذوب آهن در لیگ برتر سال جاری هستند.

محمدرضا اکبری، ملی پوش ذوب آهن که بازی با پویا را به سبب آسیبدیدگی از روی سکوهای ورزشگاه ملت دنبال می کرد معتقد است که ذوب آهن در این فصل بی شک قهرمان خواهد شد.

فرزاد کوهیان درخصوص این دیدار گفت: بازي اول براي هر تيمي هميشه سخت است و هماهنگي ها كمتر به نظر مي‌رسد و اين موضوع در بازي مشاهده شد.

وي ادامه داد: با وجود مشكلاتي كه داشتيم و در آمادگي صد در صد نبوديم، اما بازيكنان ما آنچه را كه خواسته بوديم را اجرا كردند. قطعاً هفته‌هاي آينده نمايش قابل قبولي خواهيم داشت.

سرمربي تيم‌بسكتبال ذوب‌آهن در مورد حريف گفت: درست است كه آنها نخستين حضور خود را تجربه مي كردند، اما خيلي خوب شروع كردند و جزو تيم‌هايي هستند كه به راحتي به حريف خود باج نمي‌دهند. پيروزي ما مقابل اين تيم هم آسان به دست نيامد.

كوهيان در مورد حضور حامد آفاق گفت: آفاق بازيكن بزرگي است و به همين دليل با حضور او در اين فصل برنامه‌هاي تاكتيكي خود را كمي تغيير داده‌ايم.

هفته نخست فصل جديد مسابقات بسکتبال ليگ برتر باشگاه‌هاي کشور در شرايطي آغاز شد که به غير از دانشگاه آزاد ساير تيم‌هاي ميزبان اين هفته موفق به شکست حريفان خود شدند.

در هفته نخست اين فصل تيم مهرام مدافع عنوان قهرماني با 69 اختلاف امتياز حريف تازه ليگ برتري خود يعني ملي حفاري ايران را شکست داد.

اين ديدار در تالار بسکتبال آزادي برگزار شد. در ديگر ديدار برگزار شده در اين تالار شاگردان مهران حاتمي به مصاف شهرداري گرگان رفتند اما با وجود حضور در خانه نتيجه اين ديدار را واگذار کردند.

پتروشيمي که اين فصل از مربيگري مصطفي هاشمي بهره مي‌برد در ديدار خانگي موفق به شکست راه و ترابري قم شد. شهرکردي‌ها هم که براي ديدار با کاسپين به قزوين رفته بودند با متحمل شکست شدند.

نتايج کامل ديدارهاي برگزار شده در هفته نخست فصل جديد مسابقات بسکتبال ليگ برتر باشگاه‌هاي کشور به شرح زير است:

* مهرام تهران 117 - ملي حفاري ايرن 48

* دانشگاه آزاد 68 - شهرداري گرگان 70

* ذوب آهن اصفهان 98 - پوياي تهران 42

* پتروشيمي بندر امام 66 - راه و ترابري قم 50

* کاسپين قزوين 65 - هيئت بسکتبال شهر کرد 57

در اين هفته از رقابت‌ها تيم توزين الکتريک کاشان به دليل انصراف نماينده شيراز با قرعه استراحت روبه‌رو بود.

۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

اشباح سرگردان توكيو

تاریخ: 24 آبان 89
علیرضا خطیبی
مرور مرداني كه پيراهن ذوب آهن را در فينال ليگ قهرمانان بر تن داشتند و عملكردشان مي تواند يكي از بهترين راه ها براي رسيدن جواب اين سوال باشد كه چرا ذوب آهن نتوانست آخرين غول را هم بكشد و قهرماني را جشن بگيرد و البته مهم تر اينكه چرا ذوب آهن اندك شباهتي به آن تيم متفكر ديدار با پوهانگ در كره جنوبي يا آن تيم مرموز و زيرك ملك فهد رياض نداشت؟ ذوب آهن قهرمان نشد چرا كه زير مجموعه اش يعني بازيكنان اين تيم در توكيو بيشتر به اجتماعي از اشباح سرگردان شباهت داشتند تا تيمي كه بتواند با انسجامش رقيب را به زانو زدن وا دارد. مردان ذوب آهن در فينال ليگ قهرمانان چه عملكردي داشتند كه باز هم گام آخر سبزها مثل هميشه با ناكامي عجين شد؟
شهاب گردان/7
نشان داد مي تواند حتي در بدترين روزها هم بدرخشد و جلوي بيش از سه گل خوردن تيمش را بگيرد. گردان روي هيچ كدام از گلهاي دريافت شده مقصر نبود ضمن اينكه چند واكنش عالي داشت و چند باري اگر نبود قدرت او در محاسبه و تخمين درست مكان فرود آمدن توپ، آن وقت ذوب آهن نتيجه بدتري مي گرفت. شايد تنها ايرادي كه بتوان به گردان گرفت اين باشد كه او نتوانست با فريادهايش در طول بازي خط دفاع بيشتر به پنير سوييسي شبيه ذوب آهن را هماهنگ كند، او نتوانست يا ديگر كاري از دستش بر نمي آمد؟
محمد حسيني/2
دوباره همان مدافعي شد كه فقط به گل زدن فكر مي كرد و قهرمان شدن. حسيني هرگز درك نكرد كه محل حضورش تبديل به يك فضاي بكر براي كره اي ها شده و باز هم اصرار بر نفوذ داشت. مضحك ترين صحنه هاي بازي لحظاتي بود كه او آماده ارسال از كناره ها مي شد و آن قدر زمان تلف مي كرد كه توپش نهايتا چند سانتيمتري جلوتر با برخورد به بازيكنان حريف راهي اوت مي شد. حسيني روي گل اول مقصر اصلي بود و شيرين كاري «علي دايي» وار او در دفع توپ بود كه ناكامي را استارت زد.
علي احمدي/2
واقعا سخت است كه همچنان مرد اصلي تركيب دفاعي باشي بدون اينكه نسبت به روز اول حضورت در تركيب اصلي و گرفتن جاي محمد صلصالي مصدوم اندكي پيشرفت در كارهايت ديده شود. پوشش هاي احمدي به فضاي خالي و بدون محمد حسيني ذوب آهن خيلي آماتوري بود به علاوه اينكه احمدي بدون شك تحت تاثير جو فينال و استاديوم مدرن توكيو قرار گرفته بود و تا سوت پايان نيشيمورا هم از آن بيرون نيامد. احمدي حريفش را خيلي كوچك انگاشته بود و براي مهارش كاملا آماتور گونه بازي كرد و تاوانش را خودش و متاسفانه ذوب آهن با هم دادند.
فرشيد طالبي/4
طالبي بهترين مرد دوم يك زوج مركز دفاع است و بي خيال ترين و بدترين انتخاب براي ليدر همين زوج شدن. او هرگز نتوانست در كنار احمدي آرامش فراموش ناشدني ومثال زدني خودش در كنار صلصالي را فراهم كند و در فينال هم چندان نتوانست مفيد باشد ولي تنها ذوب آهني اي بود كه بدون خطا توانست توپ مولينا را بگيرد ولي مانده ايم با آن حركت محير العقولش در لحطات پاياني پشت محوطه جريمه سئونگنام چه كنيم، واقعا طالبي فكر مي كرد آن ضربه راهي به چارچوب دارد و اصلا اگر هم داشته باشد به خط دروازه مي رسد؟
حسين ماهيني/7
چه قدر خوب بازي مي كند و چه قدر خوب در ذوب آهن جا افتاده است. ماهيني را مي توان يكي از بهترين ذوب آهني هاي ليگ قهرمانان لقب داد، مردي كه ساده بازي مي كند ولي اين ساده بازي كردنش هم ريزه كاري هاي خاصي در خود دارد، ريزه كاري هايي كه در همان دقايق ابتدايي به بازيكنان سئونگنام ثابت كرد حمله كردن از اين جناح را به فراموشي بسپارند و به سمت حسيني متمايل شوند. ماهيني نسبت به قبل بيشتر در كارهاي هجومي شركت مي كند و روي پرتاب هاي بلندش هم مي توان حساب ويژه باز كرد.
شاهين خيري/4
ذوب آهن براي اين بازي نياز به يك هافبك دفاعي نه فقط جنگنده بلكه بيشتر باهوش داشت تا با تخمين زدن نقشه حريف به سمت و سويي متمايل شود و اين مرد ويژه قطعا شاهين خيري نبود كه در لحظه تعويضش خواست نشان دهد به دليل مصدوميت از بازي بيرون مي رود ولي چنين موضوعي اصلا مطرح نبود. خيري در همان دقايق حضورش در ميدان هم خيلي دويد ولي اندك سودي از اين دوندگي به حساب تيمش واريز نشد. خيري به عنوان راس جلوي تيم دفاعي ذوب آهن كاملا تحت تاثير مردان هجومي حريف بود و كاري از پيش نبرد.
محمدرضا خلعتبري/6
آخ كه اگر آن توپ را گل مي كرد شايد حالا داشتيم روي ابرها سير مي كرديم ولي خلعتبري ناگهان به جاي حركت با توپ به سمت دروازه مكث كرد تا ضربه كم نقصش را ري ميونگ گوك به بيرون بفرستد و تير ذوب آهني ها به خطا برود هر چند خلعتبري بالاخره نيشش را به سئونگنام زد. شماره 9 تلاش زيادي كرد تا بتواند از بند سئونگنامي ها فرار كند ولي كره اي ها او را عالي شناخته بودند و چندان اجازه خودنمايي به او ندادند و ذوب آهن هم بدون درخشش ستاره هايش نتوانست كاري از پيش ببرد.
مهدي رجب زاده/1
ذوب آهن بدون او هم با همين نتيجه شكست مي خورد و اندك تغييري در روند بازي به وجود نمي آمد لااقل اين بهانه را داشتيم كه 10 نفره بوديم. مهدي رجب زاده در تمام دقايقي كه در زمين حضور داشت يك بيكاره محض بود و ابراهيم زاده بايستي خيلي زودتر تعويضش مي كرد تا زمان را بابت اينكه شايد بالاخره فرجي شود و رجب زاده چيزي نشان بدهد از بين نرود. ناتواني او در ميانه ميدان بود كه باعث شد ذوب آهن حركت هجومي خاصي نشان ندهد و در حملات حريف هم اصولا رجب زاده كاري پيش نمي برد.
قاسم حدادي فر/7
مي توان در زمره بهترين هاي زمين قرارش داد، يك هافبك پاسور همه كاره كه در ميانه ميدان ذوب آهن تلاش كرد هم خودش باشد و هم قدري مهدي كارهاي رجب زاده را انجام بدهد تا چرخ ذوبي ها در استراتژيك ترين منطقه بازي نلنگد. پاس هاي حدادي فر و به خصوص تغييرات مداوم جايش در تمام خط عرضي زمين بارها تمركز دفاعي سئونگنام را بر هم زد. ذوب آهن اگر چند قاسم حدادي فر ديگر داشت مي توانست در فينال بهتر نشان دهد. نمايش قاسم حدادي فر ما را به داشتن پاسور قهاري در تيم ملي اميدوار كرده است.
محمد قاضي/3
يك نمايش ضعيف ديگر از مردي كه مدتهاست با همين سبك و سياق بازي مي كند، مردي كه در بحراني ترين لحظات بازي كه ذوب آهن مي خواهد گل دوم را بزند و به بازي برگردد توپ را در ميانه زمين رها مي كند تا به دست حريف بيفتد ولي خودش به سمت بازيكني مي رود كه به زعم او رويش خطا كرده است و اين يعني آماتوريت محض مردي كه براي ذوب آهن كار خاصي انجام نداده و در توكيو زوج ويرانگري را در كنار مهدي رجب زاده عليه ذوب آهن و به نفع مردان مياني كره ساخته بود.
ايگور كاسترو/5
در بند مدافعان سئونگنام گير افتاد و هر چه تلاش كرد تا خودش را از اين مهلكه نجات دهد موفق نبود هر چند روي صحنه گل باز هم توانمندي هايش را نشان داد و بالاخره خودش را از كمند كاپيتان سئونگنام خارج كرد. شماره 15 در توكيو اندك شباهتي به آن بازيكن همه فن حريف و ستاره درخشان ذوب آهن در مراحل قبلي نداشت و وقتي ستاره ها نمي درخشند نبايد منتظر معجزه و پيروزي ماند. سرمربي سئونگنام بهتر از هر كس ديگري كاسترو را شناخته بود و نيش تهاجميش را به بدترين شكل ممكن كشيد و از بين برد.
سينا عشوري/5
اندك شكي نبايد داشت كه با آن هافبك دفاعي درخشان و استعداد بالقوه فصل قبل فرق دارد و بابت بازي نكردن در تركيب اصلي، به هر دليلي، اين قدر ناراحت است كه تمركزش را از دست بدهد. عشوري به جاي خيري وارد زمين شد تا به ميانه ميدان ذوب آهن و فضاهاي خالي فراوان آن سر و ساماني بدهد ولي چندان در اين امر موفق نشان نداد. شماره 17 به واسطه عصبيتش يك كارت زرد هم گرفت تا با جميع جهات بتوان نامش را در ليست ناكامان همپاي خيري و فرهادي ولي بالاتر از رجب زاده و قاضي قرار داد.
اسماعيل فرهادي/4
هماني كه انتظار داشتيم، بازيكني كه چندان در جريان بازي نباشد و نتواند از پوئن مثبتش يعني سرعت استفاده خاصي ببرد ولي در هر حال بهتر از رجب زاده بود و حداقل ذوب آهن را يازده نفره كرد. فرهادي ليگ قهرمانان آسيا بازيكن ضعيف تري نسبت به شماره 10 در ليگ برتر است و گويا در ژانرقاره اي هنوز نتوانسته با حضور در خط سوم هماهنگ شود و به وظايف جديد خو بگيرد. او در دقايق حضورش كار خاصي انجام نداد و چندان هم در جريان بازي ديده نشد به جز يك ضربه از راه دور كه به كرنر رفت.
محمد صلصالي/4
علت به بازي آمدن او در لحظات پاياني كه ذوب آهن با نتيجه سه بر يك از حريف عقب است آن هم به جاي ايگور كاستروي تمام هجومي را فقط خود ابراهيم زاده مي داند. صلصالي هم چندان در بازي ديده نشد و به جز يكي، دو باري زير توپ زدن كار خاصي انجام نداد كه بتوان راجع به آن نوشت. گمانه زني ها از اين موضوع حكايت داشت كه او در فينال از ابتدا بازي مي كند ولي كاپيتان صلصالي روي نيمكت نشست تا خم و راست شدن خط دفاعي ذوب آهن را با هر حمله سئونگنام مشاهده كند.
منصور ابراهيم زاده/1
به هيچ وجه مردي نبود كه منتظرش بوديم، مردي كه هرگز آن لبخند مرموز را گوشه لبش نديديم و هر بار كه دوربين روي صورتش زوم مي كرد، نگراني اي كه در چهره اش موج مي زد بيشتر از قبل عذاب مان مي داد و اميدواري هاي مان را كم و كمتر مي كرد. ابراهيم زاده روي نيمكت به بدترين شكل ممكن دوئل تفكرات را به سرمربي سئونگنام واگذار كرد؛ حتي بدتر از نتيجه اي كه تيمش در زمين گرفت. تيم او در المپيك توكيو چيز خاصي براي ارائه كردن نداشت و حتي بهترين خط دفاع ليگ قهرمانان هم نبود.
ذوب آهن/3
باز هم در كليدي ترين بازي ممكن دستش را به نشانه تسليم بالا برد و به نايب قهرماني بسنده كرد در حاليكه لياقتش را داشت كه جام قهرماني را بالاي سر ببرد ولي امان از آن همه غروري كه در ساق هاي بازيكنانش و روي نيمكتش موج مي زد. ذوب آهن قبل از سوت شروع داور ژاپني بازي را باخت، آن جايي كه همه از برتريش در همه زمينه، آن قدر گفتند و نوشتند كه رقيب در نظر اين تيم كوچك آمد غافل از اينكه دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد، اعتماد به نفس بالا كار دست «جگر گوشه» داد.

آخر شاهنامه ذوب آهن باز هم خوش نبود

تاریخ: 27 آبان 89
علیرضا خطیبی
تاريخ باز هم تكرار شد تا ديگر «فرضيه» بودن ناكامي ذوب آهن در گام هاي آخر را به «نظريه» اي شبيه بدانيم كه دارد راهش را به سمت «قانونی» بي قيد و شرط كج مي كند. ذوب آهن را كه مي بينيم به ياد باير لوركوزن در ابتداي قرن بيست و يكم مي افتيم؛ تيمي كه با هدايت كلاوس تاپ مولر نوع ديگري از فوتبال ماشيني ژرمن ها را ارائه مي داد ولي ساخته شده بود براي «نايب قهرماني» و كم آوردن در روز نهايي مثل آن روز آخر بوندس ليگا كه نياز به يك مساوي داشت تا قهرمان شود ولي در خانه اونتر هاخينگ باخت و جام را به طرف باواريا سرازير كرد و تبديل شد به باير نوركوزن! ذوب آهن هم گويا از روي دست لوركوزن كپي برداري مي كند كه گام آخرش اندك شباهتي به گام هاي مقتدر قبلي ندارد و آن قدر تزلزل و بي خيالي درش ديده مي شود كه همه راه ها و پل هاي ساخته شده در قبل را هم بر باد فنا مي دهد. واقعا دليل اين موضوع كه تا بدين جاي كار هيچگاه آخر شاهنامه ذوب آهن خوش نبوده، چيست؟ عاملي بيروني يا دستي كه از درون تيم را فرو مي بلعد؟ انگيزه اي كه تمام شده يا اعتماد به نفسي كه بابت فراوانيش، همه چيز را زير «سراب» خود مدفون مي كند؟ و يا اصلا همه اين هايي كه گفتيم به علاوه غروري كه هر بار ذوب آهن در آستانه كشيدن دستش بر جام است مانند سونامي مي آيد و همه چيز را زير و زبر مي كند؟ تيتر سايت گل را براي فينال ليگ قهرمانان بايد بارها و بارها خواند، تيتري كه در خود تلخي و نيش و نوش را با هم دارد؛ پايان افسانه ذوب آهن 2010! حالا ديگر با ديده ترديد به ذوب آهن مي نگريم، تيمي كه در گام آخر چنان «وا» مي دهد كه ابتداي اميدواري را هم ديگر محال مي كند، اميدواري به اتفاقي كه در نهايت نمي افتد به چه دردي مي خورد؟ شكست مقابل فولاد و از دست رفتن جام قهرماني ليگ هشتم، كم آوردن مقابل سپاهان در كورس قهرماني ليگ نهم، شكست از گسترش فولاد تبريز در نيمه نهايي جام حذفي به عنوان مدافع عنوان قهرماني در فصل قبل و حالا هم برگ زرين! ديگري به نام شكست خودخواسته و عامدانه در فينال ليگ قهرمانان.
در همه اين شكست ها و ناكامي ها به علتي جز «خود» ذوب آهن نمي توان رسيد، تركيب هاي اشتباه يكي از اين علل مشترك است و البته گام هاي سنگين و مغرور و ندرخشيدن ستاره ها در سكوهاي بعدي قرار دارند. مقابل فولاد در اهواز بازي دادن به مصطفي صالحي نژاد اشتباه بود و ندرخشيدن امثال خلعتبري و فرهادي علت اصلي آبي شدن جام سبز رنگ قهرماني و در توكيو هم ندرخشيدن ستاره اي به نام كاسترو در كنار آن همه گاف تيم دفاعي و منصور ابراهيم زاده اي كه اصلا شبيه منصور ابراهيم زاده نبود، تير خلاص بر پيكره تيمي كه براي انواع و اقسام قهرماني ها اندك كمبودي از نظر شايستگي و لياقت نداشت ولي در گام آخر آن قدر مي لرزد كه گويا خود خواسته دومي را بر هر چه اول بودن است ترجيح مي دهد. ذوب آهن در فينال ليگ قهرمانان اندك شباهتي به تمام روزهاي قبلي اين جام نداشت و قهرماني را هم در گام آخر وا نهاد ولي مگر از سناريو اين تيم چيز ديگري انتظار مي رفت؟ وقتي نوشتيم «طلسم» شكسته نشد منظورمان دو نكته بود، طلسم قهرمان نشدن در آسيا و طلسم ديدن اقتدار ذوب آهن در لحظه آخر و درست وقتي كه بايد «بكشي» اگر مي خواهي «كشته» نشوي.
ذوب آهن براي كشتن سئونگنام، براي كشتن فولاد، براش كشتن سپاهان و براي كشتن هر چه ضعف و تزلزل در گام آخر است زمان زيادي را هدر مي دهد و اين زمان كافي است تا طرف روبرو شليك نهاييش را به مغز اين پيكره تا قبل از اين مقتدر انجام بدهد و كار تمام شود؛ كار ذوب آهن طبق معمول در گام آخر تمام شد چون آنها «نخواستند» يا «نتوانستند» كار رقيب را تمام كنند، پس زنده باد دومي و قهرمان نشدن!

خلعتبری: سئونگنام از پوهانگ و الهلال قوی‌تر نبود

تاریخ: 24 آبان 89
فوتبال ایرانی : مهاجم تیم فوتبال ذوب آهن اصفهان با بیان اینکه اگر موقعیت صددرصدی را به گل تبدیل می‌کردم، روند بازی به سود ذوب‌آهن عوض می‌شد، گفت: ذوب آهن مستحق پیروزی در این بازی و قهرمانی آسیا بود.
محمدرضا خلعتبری در گفتگو با مهر، ضمن بیان مطلب فوق در مورد نایب قهرمانی تیم ذوب آهن در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا گفت: در دیدار فینال ما از تیم سئونگام خیلی بهتر بودیم اما برخلاف روند مسابقه و در مواقعی که به بازی مسلط نبودیم، دروازه ما باز شد.
وی با بیان اینکه تیم سئونگنام در این مسابقه بسیار خوش شانس بود، افزود: ما چندین موقعیت گلزنی را در این بازی از دست دادیم. ضمن اینکه اگر از موقعیت صددرصدی که بدست آوردم، استفاده می‌کردم، روند بازی به سود تیم ذوب آهن تغییر می‌کرد.
مهاجم تیم فوتبال ذوب آهن اصفهان افزود: سئونگنام از تیم‌های پوهانگ و الهلال قوی‌تر نبود اما ما نتوانستیم برابر آنها از موقعیت‌‍های خود به خوبی استفاده کنیم. در مجموع ذوب آهن مستحق پیروزی در این بازی و قهرمانی در آسیا بود ولی به این حق واقعی‌اش نرسید.
وی همچنین خاطرنشان ساخت: ما تا این مرحله تیم‌های مطرح و بزرگی را حذف کردیم و هدفمان قهرمانی و حضور در جام باشگاه‌های جهان بود. برای رسیدن به این هدف هم تلاش مضاعفی انجام دادیم اما به حقمان نرسیدیم.
خلعتبری با بیان اینکه تغییر و تحولات اندک تیم ذوب آهن باعث موفقیت‌های اخیر این تیم شده است، تاکید کرد: قطعا تیم ذوب آهن این توانایی و شایستگی را دارد که در فصل آینده لیگ قهرمانان آسیا هم یکی از مدعیان قهرمانی باشد. مطمئن باشید سال آینده ما با قدرت بیشتری در مسابقات به میدان رفته و با قهرمانی در آسیا این ناکامی را جبران خواهیم کرد.منصور ابراهیم زاده پیش از دیدار فینال لیگ قهرمانان آسیا اعلام کرد دوست داشت خلعتبری قهرمان آسیا شود. وی در مورد این صحبت‌ها گفت: گرچه وقتی فهرست نامزدهای بهترین بازیکن سال آسیا را دیدم، از نبود اسمم بسیار ناراحت شدم اما خوشحالم نام فرشید طالبی که مانند برادرم است، در این فهرست قرار دارد و وی پس از سال‌ها به حق واقعی اش دست یافت.
مهاجم تیم فوتبال ذوب آهن اصفهان با بیان اینکه نام شهاب کردان هم می‌توانست در این فهرست قرار گیرد، در پایان گفت: من ناامید نشده و همچنان تلاش می‌‌کنم تا در سال‌های آینده بتوانم به این عنوان دست یابم. البته قطعا با تداوم موفقیت‌های ذوب آهن می‌توانم به چنین عنوانی دست پیدا کنم.
دیدار نهایی رقابت‌های فوتبال لیگ قهرمانان آسیا که عصر روز شنبه بین تیم‌های فوتبال ذوب آهن ایران و سئونگنام کره جنوبی برگزار شد، با پیروزی 3 بر یک و قهرمانی تیم کره‌ای در این مسابقات همراه شد.
ساشا اوگننوفسکی بهترین بازیکن فینال و لیگ قهرمانان شد
ساشا اوگننوفسکی، کاپیتان سئونگنام ایلهوا چونما بعد از قهرمانی این تیم در بازی فینال شنبه شب به عنوان بهترین بازیکن فصل لیگ قهرمانان آسیا معرفی شد.
مدافع استرالیایی مقدونه ای تبار سئونگنام که هفته گذشته به تیم ملی این کشور دعوت شد یکی از گل های پیروزی 3-1 سئونگنام برابر ذوب آهن را هم به ثمر رساند.
اوگننوفسکی ماه ژانویه سال گذشته به سئونگنام آمد. او پیش از آن در سال 2008 با تیم آدلاید در لیگ قهرمانان آسیا حضور داشت که با آن تیم در بازی فینال و در مجموع 5-0 مغلوب گامبا اوزاکا شد.
او که اینک 31 سال دارد در پایان بازی فینال بهترین بازیکن میدان شد و عنوان بهترین بازیکن فصل لیگ قهرمانان را هم بدست آورد.
شین تائه یونگ مربی سئونگنام گفت: «وقتی من مربی باشگاه شدم علاقه زیادی به حضور او در تیم داشتم.»
«ساشا در ابتدا برای تطابق با فوتبال کره جنوبی مشکل داشت اما به تدریج نقش مهمی در تیم ما بر عهده گرفت.»«من هرچه از او خواسته ام بطور کامل انجام داد و فکر می کنم در حال حاضر بهترین مدافع استاپر لیگ کره جنوبی خود اوست.»
سئونگنام در پایان بازی ها جایزه رفتار جوانمردانه را هم بدست آورد. خوزه موتا مهاجم برزیلی سامسونگ بلووینگز هم با 9 گل زده آقای گل مسابقات شد هرچند نتوانست همراه تیمش از مرحله یکچهارم بالاتر بیاید.
شین برای ابراز احساستش
به مشکل خورد
شین تائه ونگ برای ابراز احساساتش بعد از قهرمانی لیگ قهرمانان آسیا با مشکل روبرو بود. شین 41 ساله گفت: «توان گفتن آنچه اتفاق افتاد را ندارم. از روزی که به عنوان مربی سئونگنام تعیین شدم تمام تلاش خود را کردم که با دقت و مطالعه کار کنم. قبل از بازی به بچه ها گفتم که مواظب ذوب آهن به خصوص خط دفاعی اش باشند.»
این نخستین بار نیست که شین قهرمانی باشگاه های آسیا را تجربه می کند. بازیکن سابق تیم ملی کره جنوبی در سال 1995 نیز با همین باشگاه سئونگنام به عنوان بازیکن به قهرمانی رسیده بود.
وی گفت: «پیروزی به عنوان مربی معنای دیگری دارد. وقتی مربی شدم فکر نمی کردم به چنین افتخاری برسم.»با این نتیجه سئونگنام ایلهوا جواز حضور در جام باشگاه های جهان را که در ابوظبی امارات برگزار می شود بدست آورد. شین افزود: «هدف بعدی ما موفقیت در جام باشگاه های جهان است و تلاش می کنیم با کار بیشتر کیفیت فوتبال آسیا را به خوبی به جهان نشان دهیم.»

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

ذوب آهن و سئونگنام ؛راه بی بازگشت

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
كمتر از يك هفته ديگر توكيو ميزبان نخستین فينال ليگ قهرمانان آسياست كه در شكل و شمايل جديدش، بدون انجام ديدارهاي رفت و برگشت و مثلا مانند ليگ قهرمانان اروپا انجام مي شود. يك طرف اين فينال سئونگنام كره جنوبي قرار دارد و در طرف ديگر ذوب آهن از ايران، دو تيمي كه هر يك عنوان بهترين را در يك قسمت زمين فوتبال يدك مي كشند. ذوب آهن تا اينجاي ليگ قهرمانان بهترين خط دفاع اين بازيها را به خود اختصاص داده است با دريافت فقط و تنها فقط پنج گل در 11 بازي كه آمار فوق العاده درخشان دريافت يك گل در هر 198 دقيقه را نشان مي دهد يعني بيش از دو بازي و اين در شرايطي است كه اين تيم نيمي از ليگ را بدون حضور محمد صلصالي به عنوان مدافعي كه حتي مي توانست خودش را به تيم ملي تحميل كند، گذرانده است و در اين ميان بايد جاي محسوس و ويژه اي براي شهاب گردان باز كرد كه انصافا گلري درخشان است.
سئونگنام اما در همين تعداد بازي 13 گل خورده است يعني هر دقيقه 76 دقيقه يك بار دروازه اين تيم باز شده اما همين سئونگنام بهترين خط حمله ليگ قهرمانان را به خود اختصاص داده است، كره اي ها توانسته اند در 11 بازي شان 22 گل بزنند يعني هر بازي دو گل و هر 45 دقيقه يك گل در حاليکه اين عدد در نزد ذوب آهن 14 گل است يعني هر 70 دقيقه يك گل زده. ذوب آهن در اين فصل ليگ قهرمانان فقط يك بار باخته، آنهم مقابل الوحده در امارات كه البته در سرنوشت اين تيم چندان اثري نداشت و اين در حالي است كه سئونگنام تا به حال مزه سه باخت را چشيده و در حاليكه هرگز به نتيجه تساوي مقابل رقابيش دست نيافته است ولي ذوب آهن دو مساوي دو بر دو مقابل الاتحاد و يك بر يك روبروي پوهانگ استيلرز را تجربه كرده است و از مصاف با كره اي اول در مجموع موفق بيرون آمده است.فينال توكيو يك بازي خارج از خانه براي هر دو تيم است اما با توجه به نزديكي كره جنوبي با ژاپن بايد ميزباني را به سئونگنامي ها داد. در هر حال ذوب آهن در بيرون از خانه صاحب دو پيروزي (مقابل بنيادكار و الهلال و هر دو با نتيجه يك بر صفر)، دو تساوي (مقابل الاتحاد و پوهانگ در بازي برگشت مرحله يك چهارم نهايي) و يك باخت روبروي الوحده در دور مقدماتي شده است.
سئونگنام اما بيرون از كره جنوبي صاحب دو پيروزي مقابل ملبورن استراليا و بيجينگ چين و سه شكست روبروي الشباب عربستان، سوون بلووينگز كره جنوبي و كاواساكي فرونتاله ژاپن شده است و اين يعني سابقه بازي كردن در اين كشور را دارد. ذوب آهن براي بازي فينال هيچ غايبي ندارد و با تمام توان راهي ژاپن شده است اما سئونگنام نمي تواند از حضور دنان رادونچيچ بهره ببرد، مهاجمي كه براي اين تيم چهار گل تا بدين جاي كار زده و دومين گلزن اين تيم كره اي به حساب مي آید و بدون شك غيبت او در توكيو احساس خواهد شد. البته سئونگنام يك غايب ديگر هم دارد، مردي كه در سمت راست خط مياني بازي مي كند يعني سونگ هو يونگ كه او هم بازيكن گلزن و توانايي نشان داده بود و سبك بازيش شباهت زيادي با داريو سرنا، مدافع راست تيم ملي كرواسي داشت. از اين حيث هم بايد برتري را به ذوب آهن داد كه همه مردانش را آماده و بعد از يك تجديد قواي لازم و ضروري در اختيار دارد اما حريف كره اي بايد حداقل دو بازيكن ذخيره و كمتر بازي كرده اش را در اين ميدان فوق العاده مهم به جمع مردان اصليش وارد كند.

گلی به نام ذوب آهن در شوره زار فوتبال

17 آبان 89
علیرضا خطیبی
ابقای اکبرمحمدی و علی دوستی تیر خلاصی بود بر پیکره این فوتبال و بستن تمام روزنه هایی که برای آینده وجود داشت. نتیجه نگرفتن های اخیر تیم های فوتبال در رده ها و جنسیت های مختلف بیش از هر چیزی به عامل سوء مدیریت و حضور افراد غیرفوتبالی که با روح فوتبال آشنا نیستند بازمی گردد. متاسفانه مسولان ما هنوز نمی دانند که چه تصمیمی باید در چه مقطعی و در چه شرایطی باید گرفته شود. آنها پیدا کردن گزینه شان برای تیم ملی بزرگسال را برای این که نشان دهند تا چه حد آینده نگر بوده و به فکر تیم ملی هستند دقیقا در شرایطی مطرح می کنند که تیم ملی و افشین قطبی برای جام ملت های آسیا بیش از هر چیز به تمرکز و انگیزه نیاز دارند. مشخص نیست این تصمیم که اگر هم قرار است گرفته شود باید تنها رئیس سازمان تربیت بدنی و رئیس فدراسیون فوتبال و یکی، دو نفر از معتمدین آنها قرار داشته باشد تا همه چیز به صورت کاملا محرمانه پیش برود در اختیار فتح ا... زاده قرار دارد تا او هم که برای مصاحبه های یک صفحه ای هر روزش حرف کم آورده به یکباره مسئله ای به این مهمی را در بدترین شرایط رسانه ای کند. در شرایطی که فوتبال ایران برای جام ملت های آسیا به فاکتوری به نام همدلی نیاز مبرم دارد همه مربیان لیگ و منتقدان و گزارشگران و خلاصه هر فردی که در این فوتبال نفس می کشد شمشیرهایشان را بسته اند و آرزو می کنند که تیم ملی نتیجه نگیرد تا آنها فرصتی برای از نیام برکشیدن شمشیرهایشان داشته باشند و شاید امیدی برای رسیدن به نیمکت تیم ملی پیدا کنند.
در فدراسیون فوتبال نمی توان بخشی را پیدا کرد که به درستی کارش را انجام دهد. سازمان لیگ از میان پیشنهادات تمام تیم ها برای تعویق بازی شان تنها با پیشنهاد سپاهان موافقت می کند، کمیته داوران کاری به جز حمایت کورکورانه از داوران و کمک هایشان ندارد و کلا اوضاع در این قسمت از فدراسیون مانند تمام قسمت های دیگر گل و بلبل است. کمیته انضباطی، هر روز صفحات روزنامه ها و حتی حاشیه های کناری آن را می خواند تا مبادا کسی حرفی بر خلاف میل آنها زده باشد تا با جریمه نقدی یا حکم ممنوع المصاحبه بودنش او را نقره داغ کنند. ممنوع المصاحبه کردن مربیان و بازیکنان هم از آن ابتکاراتی است که تنها در فوتبال ایران وجود دارد. به نظر می رسد رسیدگی به مصاحبات دایی بسیار مهم تر از اتفاقات ورزشگاه های تبریز و چاقو کشی های آبادان است.
در تمام این بلبشوی فوتبال که هر چه بگردی کوچکترین دلخوشی ای پیدا نمی شود کمتر از یک هفته دیگر قرار است افتخاری آفریده شود. باورش بسیار سخت است. این فوتبال و افتخار؟ این بار تیمی قرار است برای ما افتخار آفرینی کند که به هیچ عنوان جزء کوچکی از یک کل نیست. این تیم به خوبی توانسته خودش را از تمامی حاشیه ها و کثیفی ها و کم و کاستی های فوتبال روز دور نگه دارد و به همین دلیل است که ما نظاره گر بازی این تیم در فینال آسیا هستیم. در مجموعه ذوب آهن به راحتی می توان دید که حضور آدم های فوتبالی تا چه حد می تواند باعث پیشرفت شود. البته ناگفته نماند که آدم های فوتبالی کارآمد و با دانش و نه هر کسی که به قول خودش عکس با شورت ورزشی دارد. اصغر دلیلی، مدیرعامل ذوب آهن تنها عضو غیرفوتبالی این مجموعه است که تا به حال نه اظهار نظری و نه دخالتی از او دیده ایم. او تنها و تنها وظیفه خودش که مدیریت تیم است انجام می دهد و به حیطه های دیگر کاری ندارد. ابراهیم زاده و زوج مجید صالح دیگر به قدرتمندترین کادر فنی لیگ برتر تبدیل شده اند و بازیکنان این تیم هم جزء معدود بازیکنانی هستند که سالهاست کنار یکدیگر بازی می کنند و کم کم در حال تبدیل شده به یک خانواده اند. این تیم قرار است گلی بر شوره زار فوتبال ما برویاند و اگرچه با یک گل بهار نمی شود اما دل آنهایی که برای موفقیت و قهرمانی لک زده با این گل کمی آرام می شود.

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

شاید وقتی دیگر...

تاریخ: 17 آبان 89
امیر حسین احتشامی
شکست ذوب آهن در فینال لیگ قهرمانان آسیا و بسنده کردن به مقام نایب قهرمانی پایان یک تراژدی غم انگیز برای شاگردان منصور ابراهیم زاده بود. سبزپوشان اصفهانی که به امید بدست آوردن معتبرترین جام باشگاهی آسیا راهی توکیو شده بودند با اشک و حسرت تمام در آرزوی قهرمانی ماندند و ناباورانه شاهد شادمانی شاگردان شین تایه یونگ شدند. اما؛ پرسش اساسی این است که آنها چه باید می کردند که نکردند و چرا به آسانی دست ها را به علامت تسلیم بالا بردند؟ این پرسش از چند زاویه قابل بررسی است اما مهمترین نکته ای که می توان بر آن انگشت نهاد و پیرامون آن بحث کرد این است که به نظر می رسید ذوبی ها بازی فینال را با دیگر مسابقاتی که در این تورنمنت برگزار کرده بودند، یکسان می پنداشتند. اشتباه بزرگی که بابت آن تاوان سختی پرداختند. تیمی که در 11 مسابقه تنها پنج گل دریافت کرده به یکباره در بازی نهایی سه بار دروازه خود را باز شده می بیند و بیش از نیمی از موقعیت های گل کره ای ها به بار می نشیند بدین معنی که تیم سئونگنام از کمترین موقعیت های خود بیشترین بهره را می برد و ذوبی ها به درستی توجیه نشده بودند که بازی فینال هر رقابتی جای هیچ گونه اشتباهی نیست. اما دقیقاً جایی که نباید اشتباه می کردند سریال اشتباهات بازیکنان ذوب آهن دامنه دار شد و آنچه نباید می شد، سرانجام شد. به صحنه گل اول اگر به درستی نگاه کنیم می توان آشفتگی غیر قابل قبول مدافعان سفیدپوش را به وضوح دید. صحنه گل دوم باز هم جاگیری نامناسب مدافعان زمینه ساز می شود و صحنه گل سوم هم یک اشتباه در دفع توپ و باز شدن دروازه ذوب آهن به همه امیدها پایان می دهد. نیمکت مربیان ذوب آهن اما در این میان چه کردند؟ آیا آنها هم تنها شاهد پیاده شدن تاکتیک های سر مربی کرده ای بودند و ناکامی برنامه خود؟ ایگورکاسترو 90 دقیقه در چنگال مدافعان حریف اسیر بود چرا برای این موضوع تدبیری اندیشیده نشد؟ محمد قاضی یکی از ضعیف ترین بازیکنان میدان بود، برای چه تا پایان باقی ماند؟ مهدی رجب زاده کجای پازل تاکتیکی منصور ابراهیم زاده قرار داشت و چه کار مثبتی کرد؟ مأمور مهار مولینای کلمبیایی چه کسی بود و چرا این بازیکن براحتی پایه گذار اکثر حملات تیمش بود؟ تدبیر کادر فنی برای این بازیکن چه بود؟ چرا پس از به ثمر رسیدن گل اول سئونگنام شیرازه تیمی ذوب آهن از هم پاشید و شاگردان منصور ابراهیم زاده دیگر نتوانستند به بازی برگردند؟ چرا هیچ یک از کرنرهای پیاپی ذوبی ها در دقایق 24 تا 26 راهی به چارچوب نیافت؟ چرا هرگز عمق دفاع سئونگنام مورد حمله قرار نگرفت و در عوض بازی به گوشه ها برده شد که مورد دلخواه تیم حریف به نظر می رسید آنهم در شرایطی که عمق این دفاع بسیار آسیب پذیرتر از کناره ها بود. چرا تعویض های ابراهیم زاده هیچکدام چاره ساز نشد؟ و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر. اما در نهایت از این همه پرسش می توان به چه نتیجه ای رسید؟ پاسخ پر واضح است که مجموعه ای از اشتباهات فردی، تیمی و تاکتیکی موجب شد تا تمام رؤیاهای ذوب آهن برای قهرمانی نقش بر آب شود و این تیم بهترین فرصت برای جاودانه شدن را از دست بدهد. با این همه، فراموش نمی کنیم که عنوان نایب قهرمانی نیز در این شوره زار فوتبال ایران برای ذوب آهن ما بی تردید قابل تقدیر و راهگشاست. باشد تا شاید وقتی دیگر.

۱۳۸۹ آبان ۳, دوشنبه

وراي رسيدن ذوب آهن به فينال ليگ قهرمانان

تاریخ: 3 آبان 89
رسيدن ذوب آهن به فينال ليگ قهرمانان را مي توان از چند منظر مورد بررسي قرار دارد ولي نكته جالب و اصلي اين است كه در همه اين وارسي ها به يك نتيجه «يكه» خواهيم رسيد، همه اين تجزيه و تحليل ها ما را به سوي يك «ابر» مجموعه رهنمون مي كند. در حقيقت حضور در فينال را فقط نمي توان به مجموعه بازيكنان و كادر فني ذوب آهن مربوط كرد بلكه بايد نگاه مان را فراتر برده و اعضاي تيم مديريت را هم ببينيم و بعد به اين نتيجه برسيم كه رسيدن سپاهان و ذوب آهن طي 4 سال به فينال ليگ قهرمانان محصول دوره اي است كه مديريت يكپارچه بر اين دو باشگاه حاكم بوده است و البته اين يكپارچگي هم در اين دو باشگاه تفاوت دارد، در سپاهان حضور نزديك به يك دهه اي محمدرضا ساكت علت است و در ذوب آهن سيستمي كه بعد از جابجايي مدير عامل همچنان ثابت مي ماند و اين مدير جديد است كه بايد تفكراتش را با اين سيستم امتحان پس داده هماهنگ سازد و در حقيقت مدير جديد انتخاب مي شود چون كه مي تواند با اين سيتم كنار بيايد.ذوب آهن نخستین باشگاه ليگ حرفه اي بود كه واقعا حرفه اي شد، آنها صاحب اولين ورزشگاه اختصاصي شدند و سعيد آذري به دليل اينكه خودش از جنس ورزش بود و مي دانست راه چيست و چاه كجاست تمام توانش را به كار بست تا با زيرسازي هاي لازم تيمي را بسازد كه كامل باشد و حالا كه ذوب آهن را مي بينيم به اين نتيجه مي رسيم كه سنگ بناي ابتدايي درست روي زمين قرار گرفته است.
ذوب آهن طي اين چند فصل كمترين خريدها را داشته و بازار نقل و انتقالات را معمولا در سكوت استارت زده و به پايان رسانده اما هر فصل جزو مدعيان بوده و بيشتر بر محصولات خودش مثل برادران حدادي فر و ريش اصفهاني و سينا عشوري و ا ميد ابوالحسني تكيه كرده است. سعيد آذري سنگي را بنا نهاد كه بعد از رفتن كاملا سياسي او هم «ميزاني» فوق العاده بود و انصافا هم كه دليلي به جاي انجام «انقلاب» سعي كرد با تغييراتي «رفرم» وار با همان سنگ تراز ادامه دهد. ذوب آهن محصول مزرعه اي است كه همه دانسته هاي لازم علمي آن در زمان كاشت و داشت و نگهداري مو به مو و جزء به جزء رعايت شده است و خب تعجبي نبايد از اين محصول خوش آب و رنگ داشت كه براي خودش در قاره آسيا تبديل به غول كشي شده و پياپي تيم هاي بزرگ و هزينه هاي گزاف را به زانو در مي آورد. اصغر دليلي را به ندرت در مطبوعات و رسانه ها ديده ايم براي اينكه او از آن دست آدم ها و مديراني نيست كه بخواهد با حضور هميشگي در مطبوعات و مطلب نوشتن و سفرهاي هميشگي به فلان شهر و دكترا رو كردن از بهمان كشور خودش را نشان بدهد؛ او مي داند هر چه ذوب آهن دقيق تر و خوش آب و رنگ تر باشد هستند كساني كه با نگاهي تيز بين به پشت پرده هم بنگرند و زحمات و خستگي های تمام ناشدني تيمي را ببينند كه مي جنگند تا كادر فني و بازيكنان به عنوان بازيگران جلوي پرده هيچ كم و كسري نداشته باشند.
دليلي و مجموعه اش در اين راه حتي حاضرند از سوي صدا و سيما و گزارشگرانش هم مورد نكوهش قرار گيرند ولي سيستم خود را حفظ كنند، اتفاقي كه در سپاهان افتاده بود ولي از روز ورود امير قلعه نويي در جهت عكس استارت خورده با سرعتي سرسام آور. بدون شك خود محمدرضا ساكت هم تصديق مي كند كه در اين دو فصل بيشتر از تمام سالهاي قبلي دردسر كشيده و مصاحبه كرده.ذوب آهني كه دو فصل پياپي در ليگ برتر برغم شايستگي هاي انكار ناشدنيش جام قهرماني را به استقلال و سپاهان مي دهد، ذوب آهني كه در ليگ قهرمانان آسيا در گروه مرگ قرار مي گيرد و درست در هنگامي كه هيچكس به آنها اميدي ندارد تا فينال بالا مي آيد و ذوب آهني كه برغم دلمشغولي هاي فراملي باز هم در ليگ برتر صدر جدول را به خود اختصاص داده است محصول كارخانه و سيستمي است كه بايد پسوند «ابر» را بر آن نهاد. اگر با قانون علت و معلول به سراغ آناليز موفقيت ذوب آهن برويم، تيمي را پشت پرده خواهيم يافت كه وظيفه سنگيني چون تصميم گيري و «كاشت» و «داشت» محصولي را بر عهده دارند كه چند سالي زمان لازم داشت تا به «برداشت» برسد؛ برداشتي كه «حالا» زمانش رسيده است.

۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

مي دانيد پيروزي در عربستان يعني چه؟

تاریخ 29 مهر 89
علیرضا خطیبی
بياييد اعتراف كنيم كه به تك تك بازيكنان ذوب آهن، مرداني كه اولين شكست خانگي الهلال را در تاريخ ليگ قهرمانان رقم زده اند و حالا يك پاي فينال هستند افتخار مي كنيم. ما، دقيقا همه مايي كه به ايراني بودن در تمام نقاط اين كره خاكي مي باليم با جشني كه در ملك فهد رياض برگزار كرديم و مسببانش شاگردان منصور ابراهيم زاده بودند اعاده حيثيت كرديم و غرورمان را احيا شده ديديم. مردان ذوب آهن در اين بازي چگونه بودند؟ جمع بندي نمايش نفر به نفر اين مردان نشان مي دهد با كلكسيوني طرف هستيم كه هر زير مجموعه اش در نهايت حرفه اي گري بازي كرد و همين شد كه حرفه اي راهي فينال شدند و اريك گرتس و رييس حجيم و سنگين وزن الهلال را با اخراج روبرو كرد و مي توان از همه آنها تشكر كرد، عيش مان كوك شد وقتي در عربستان برديم. بايد ايراني ايراني ايراني بود تا متوجه شد بردن در عربستان يعني چه؟ شما كه مي دانيد بردن در عربستان يعني چه؟
شهاب گردان 8
وقتي نامش را در ليست تيم ملي براي بازي با نيجريه ديديد، متوجه مي شويد كه نمايشش در اين مقطع زماني به قدري درخشان بوده كه حتي افشين قطبي را هم نرم و بر سر ذوق بياورد. گردان در رياض فقط يك اشتباه داشت، روي آن توپي كه در نيمه اول از دستانش رها و راهي كرنر شد اما در ساير دقايق بازي هرگز بابت حضورش در درون دروازه نگران نشديم. فراموش نكنيم كه رسيدن به فينال از آنجايي كليد خورد كه او حتي از روي نقطه پنالتي هم مغلوب نشدني نشان داد. شهاب گردان، آينده دروازه تيم ملي است.
محمد حسيني 5
چندان در امور هجومي ديده نشد و اين يعني محمد حسيني كاملا توجيه شده بود كه اگر نفوذ كند خيلي راحت فضاي پشت سرش توسط بازيكنان الهلال فتح مي شود و ذوب آهن به خطر مي افتد. از اين رو حسيني به امور دفاعي بسنده كرد و به جز يك صحنه كه مقابل ويلهلمسون كم آورد و مجبور به خطا شد در ساير دقايق بازي مقاومتش در خور تحسين بود. حسيني مي توانست در رياض حتي گل بزند ولي هر دو بار در زدن ضربات نهايي يا كم دقتي كرد يا مكث طولانيش باعث شد تا موقعيت از دست برود.
فرشيد طالبي 5
آرامشي كه بابت حضور صلصالي در قلب خط دفاع داشتيم را هيچگاه با طالبي احساس نكرديم ولي شماره 4 در بازي برگشت هرگز كم نياورد و با توجه به تجربه اش قريب به اتفاق توپ هاي الهلالي ها را دفع كرد. البته او در لحظاتي اقدام به مكث مي كرد كه به واسطه مكان استراتژيك حضورش در زمين اشتباهي محض بود. طالبي را روي همه ارسال هاي از جناحين بالاتر از قحطاني و برنده دوئل هاي هوايي ديديم. فراموش نكنيم كه او مهره ثابت خط دفاعي است كه كمترين گل خورده ليگ قهرمانان را به نام خود سند زده است.
علي احمدي 6
در دقايق ابتدايي دو گاف داد، اولي خطايي كه روي فريدي انجام داد در حاليكه توپ به بيرون از زمين رفته و نيازي نبود با آن شتاب به سمت بازيكن حركت كرد و دومي روي يك ارسال كوتاه از چپ كه به جاي دفع توپ، خواست آن را استپ كند ولي اين ريسك باعث شد تا توپ از كنترل او خارج و روي نقطه پنالتي به شلهوب رسد. احمدي روي يكي از صحنه ها هجوم ميزبان با يك تكل شجاعانه يك تنه جلوي فروپاشي دروازه را گرفت و استارت گل حماسي ذوب آهن را هم پاس او به خلعتبري زد.
حسين ماهيني 8
در دفاع عالي بود و كامل. ماهيني فقط روي يك صحنه از شلهوب در سمت راست زمين دريبل خورد ولي در ساير دقايق يك تنه جلوي لي يونگ پيو و عيسي نهياني ايستاد بدون اينكه نيازي به محمد قاضي داشته باشد. بعد از گل هم بازي با اعتماد به نفس او و آن قطع پاسكاري هاي الهلال باعث شد تا ذوب آهن هرگز خطري را احساس نكند. به جز اين، ماهيني هرگاه به قلب خط دفاع هم متمايل مي شد مهره غير قابل انكاري در ثبت برتري ذوبي ها بر بازيكنان ميزبان بود و بر انتخاب ابراهيم زاده صحه گذاشت.
* شاهين خيري 7
اگر آن همه اصرار براي حمل توپ و حضور در زمين حريف نداشت نامش را مي شد به عنوان مرد برتر رياض نوشت. خيري از اين رو نتوانست در فاز انتقال توپ از دفاع به حمله چندان به كار ذوب آهن بيايد چرا كه با حمل هاي طولاني توپ، سرعت را از تيم مي گرفت. خيري اما در كارهاي دفاعي عالي بود و هرگز اجازه نداد الهلال پشت محوطه جريمه صاحب موقعيت خاصي شود به جز اين او با چند توپگيري عالي و بالافاصله با رندي خودش را به زمين انداختن و خطا گرفتن، سرعت الهلالي ها را مي گرفت.
قاسم حدادي فر 7
اگر فقط كمي خوش شانس تر بود مي توانست در همان نيمه اول مشابه گلش در فولادشهر را در رياض ثبت كند اما دروازه بان الهلال با خوش شانسي محض ضربه ايستگاهي شماره 14 را از گوشه پايين دروازه اش بيرون آورد. در ساير دقايق بازي هم حدادي فر نقش خودش به عنوان يك بازيكن توپ پخش كن و در حقيقت موتور اصلي تيم به خوبي ايفا كرد اما در بازي او نوعي كندي و دوري جستن از سرعت دادن به بازي ديده مي شد كه در دقايقي، واقعا جلوي ضد حملات ذوب آهن و مات كردن الهلال را گرفت.
مهدي رجب زاده 6
به جز آن يك باري كه از راه دور قصد دروازه العتيبي را كرد در ساير دقايق بازي ديده نشد. رجب زاده رياض را بيشتر مفيد در كارهاي دفاع ديديم، آنجا كه به حسيني اضافه مي شد تا جناح راست ذوب آهن هرگز از نظر برتري عددي كم نياورد و تسليم نشود. شماره 30 هنوز نتوانسته آن بازيكن كليدي سالهاي قبل ذوب آهن شود، سرعتش آشكارا پايين آمده و در ايفاي نقشي كه سالها بر عهده محمد منصوري بود ناموفق است ولي به هر حال او مهدي رجب زاده است و مي تواند در يك لحظه سرنوشت را عوض كند.
محمدرضا خلعتبري 9
هر چند كار خيلي خيلي سختي است اما او را به عنوان مرد برتر ذوب آهن در رياض انتخاب مي كنيم به اين دليل كه براي خودش همه كاره اي بود در زمين الهلال. خلعتبري دو بار به سمت دروازه نشانه رفت كه هر دو بار هم ضرباتش در چارچوب بود، يك پاس گل عالي به كاسترو داد تا حماسه رياض كامل شود و درست در لحظاتي كه الهلال داشت خودش را براي خيمه زدن در زمين ذوب آهن آماده مي كرد با رندي خاصي از زدن توپ به بيرون زمين طفره رفت تا لي يونگ پيو را اخراج كند.
محمد قاضي 3
چه قدر بد بود مقابل الهلال و چه قدر ضعيف ظاهر شده در اين چند ماه اخير. در نيمه اول يك فرصت بادآورده گل را با بي دقتي محض از دست داد و هر بار هم كه براي زدن ضربات شروع مجدد به هوا بلند شد صداي سوت ايرماتوف را شنيديم. قاضي را در كارهاي دفاعي هم چندان درخشان نديديم و شك نداريم كه انتخابش به عنوان ضعيف ترين ذوب آهني اصلا از عدالت به دور نيست. او تنها مهره فاز هجومي ذوب آهن است كه قدرت بدني بالايي دارد ولي گويا هنوز قصد ندارد از اين پوئن استفاده كند.
ايگور كاسترو 9
چرخش كاستر و سماجتش روي گلي كه زد عالي بود، او بالافاصله بعد از ضربه خلعتبري به درون محوطه جريمه آمد و اجازه نداد اوساما هوساوي براي دفع توپ تمركز كند و بعد هم با استفاده از قدرت بدنيش توپ را تصاحب كرد و بدون عجله چرخيد و ضربه اش را جايي زد كه ديگر كاري از دست دروازه بان الهلال بر نمي آمد. كاسترو در ليگ قهرمانان ستاره اي بي چون و چرا بوده كه در بازي با پوهانگ هم در فولادشهر يك تنه همه كار كرد و در رياض هم طلسم 17 بازي بي شكستي الهلال را شكست.
تعويضي ها 7
حدس اين موضوع كه منصور ابراهيم زاده هر سه تعويضش را براي دقايق انتهايي بازي نگه مي دارد كار سختي نبود. ابولحسني، فرهادي و صلصالي به زمين آمدند تا بازي از حركت بيفتد و دو نفر اول زماني هم براي شركت در آن پاس هاي پشت سر هم و اعصاب خردكن دقايق انتهايي داشتند. تعويض هاي ابراهيم زاده در رياض بيشتر ترفندي بودند براي كشتن وقت بازي و به توقف كشاندن آن هر چند او مي توانست خيلي زودتر قاضي را بيرون بكشد و با بازي دادن به سينا عشوري يا مجيد نورمحمدي قدرت كمربند ميانه ميدانش را افزايش دهد.
منصور ابراهيم زاده 9
به لطف درايت كارگردان هرگز چهره او را قبل از گل نديديم اما وقتي گل زده شد او را ديديم كه خيلي آرام خوشحالي كرد ولي بلافاصله بازيكني را به كنار زمين فرا خواند تا نقشه جديد را برايش بازگو كند و اين يعني او از ابتدا مي دانسته گل مي زند و بايد به فكر نقشه دومي باشد. تيم او در رياض هرگز به دفاع كامل فرو نرفت ولي اوج نبوغ ابراهيم زاده حضور دائم كاسترو و خلعتبري در نيمه زمين الهلال بود كه تمركز بازيكنان اين تيم به خصوص مردان حاضر در فاز دفاعي را از بين برد.
ذوب آهن 10
به فينال ليگ قهرمانان آسيا رسيده اند، جايي كه در تمام تاريخ فقط يك بار همشهري تجربه اش كرده. در ليگ برتر عليرغم مشغله هاي فراوان شان همچنان در صدر جدول هستند و با تيم دوم 4 امتياز فاصله دارند، طلسم نباختن الهلال در رياض را شكسته اند و حالا تبديل شده اند به چشم و چراغ فوتبال ايران. ذوب آهن در رياض هرگز چهره يك مدافع را نداشت و كاملا حرفه اي بازي كرد، آنها مي دانستند چه هدفي دارند، به چه بايد برسند و مهمتر از همه اينكه رسيدن به اين خواسته بايد از چه راهي انجام بگيرد.


۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

هلهله روی نعش عربستان

تاریخ: 28 مهر89
علیرضا خطیبی
چه انتقام شیرینی گرفتیم، چه قدر لذت بخش بود رسیدن به فینال لیگ قهرمانان را با هلهله روی نعش عربستان جشن بگیریم و با شکست دادن تیمی که در تاریخ لیگ قهرمانان حتی یک بار، درست خواندید حتی یک بار در ملک فهد شکست نخورده بود اما ذوب آهن یک بازی فوق العاده حرفه ای را انجام داد، بازی ای که فقط با تکیه بر آن می شد الهلال را حذف کرد و حال منصور ابراهیم زاده و همه ما ایرانی ها بادی در غبغب می اندازیم و دست های مان را به سمت تیمی نشانه می رویم که در ملک فهد، همه فوتبال ایران بود و الحق که آبروداری کرد. ذوب آهن به فینال لیگ قهرمانان رسیده و حالا که به پشت سر نگاه می کنیم، لشکری از بزرگان و نامداران را می بینیم که روبروی این تیم سر تعظیم فرود آوردند و له شدند؛ بنیادکار ازبکستان با لوییس فیلیپه اسکولاری، الاتحاد عربستان با کالدرون، پوهانگ استیلرز کره جنوبی که مدافع عنوان قهرمانی بود و حالا هم الهلال با اریک گرتس و داشتن آن همه بازیکن گران قیمت. ولی این سیاهه را نبندید، جای قربانی دیگری هم خالی است و ما از همین امروز و در فاصله سه هفته تا فینال توکیو با قدرت می نویسیم که سئونگنام قربانی آخر غول کش سبز رنگی است که آمده فوتبال ایران را از کنج عزلت به در آورد. آن لحظاتی که شاهین خیری و سینا عشوری در پایان بازی آن خوشحالی را انجام می دادند فقط و تنها فقط به یک چیز فکر می کردیم، این خوشحالی جواب آن خوشحالی هشت فروردین 1388 در ورزشگاه آزادی بود. صدای علیفر می لرزید و ما در آن، وقار حماسه را می دیدیم وقتی می گفت الهلال صفر و ذوب آهن دو.
گرتس اشتباه کرد، او استارت این گاف را در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی رفت زد، آنجا که گفت تیمش در بازی برگشت چهار گل می زند ولی تیم او در 180 دقیقه حتی نتوانست از روی نقطه پنالتی به تور برسد در حالی که ذوب آهن برای هر بازی یک گل کنار گذاشته بود. گرتس حریفش را خیلی کوچک انگاشت و ابراهیم زاده را به هیچ گرفت اما در تمام 90 دقیقه بازی برگشت نتوانست تاکتیکی برای مهار ایگور کاسترو و محمدرضا خلعتبری فراهم کند.
کاسترو گلی زد که شاید فقط وحید شمسایی می توانست بزند، یک چرخش عالی و ضربه ای که حرف نداشت. خلعتبری یک پاس گل داد و دقیقا در لحظاتی که الهلال می خواست حلقه محاصره را تنگ و تنگ تر کند با رندی خاصی، لی یونگ پیو را به کارت قرمز دعوت کرد. این دو نفر را می توان ستارگان بی چون و چرای ذوب آهن در فاز هجوم دانست، دو نفری که یک تنه طومار دفاع الهلال را پیچیدند و اجازه ندادند «زعمای» عرب با خیال راحت به حمله فکر کنند. اما انتخاب ما برای ستاره میدان مرد دیگری است، حسین ماهینی که بی نقص بی نقص بود و فقط یک بار مقابل شلهوب دریبل خورد. شماره 25 همه ضربات سر را زد و هرگز کم نیاورد. از شهاب گردان هم باید نوشت که وقتی این بار لیست تیم ملی برای بازی با نیجریه اعلام شود، می بیند که همه او را دیده اند و دیگر کسی نمی تواند او و شایستگی هایش را انکار کند.
ذوب آهن هرگز به دفاع صرف نپرداخت و شاید ناسیونالیستی باشد اما موقعیت گل هم به اندازه خودش داشت، آن ضربه ایستگاهی حدادی فر، آن شوت قاضی و آن دو موقعیتی که دروازه بان الهلال از خلعتبری گرفت. ابراهیم زاده برای سه بازیکن تیمش شرح وظیفه جدیدی نوشت، مهدی رجب زاده و قاسم حدادی فر و محمد قاضی وظیفه داشتند وقتی توپ در اختیار الهلال است به زمین خودی بیایند و به کارهای دفاعی بپردازند تا برتری عددی در همه حال به سود ذوب آهن شود. حدادی فر به مرکز متمایل می شد تا کنار خیری قرار بگیرد. رجب زاده به راست می رفت تا کمک حال حسینی شود و قاضی، بدترین بازیکن ذوب آهن بدون شک، در کنار حسین ماهینی قرار می گرفت و گرتس گول همین عقب نشینی را خورد. این سه نفر اما به واسطه سرعت بالایشان بلافاصله وقتی مالکیت توپ عوض می شد به زمین الهلال می آمدند تا باز هم در کنار خلعتبری و کاسترو باشند و برتری عددی به سود ذوب آهن شود. در حقیقت ذوب آهن با 9 بازیکن دفاع می کرد و با پنج بازیکن حمله و باید اعتراف کرد که اجرای چنین سیستم بازی ای آن هم در گرمای عربستان و شرایط شرجی ریاض توان بالایی می طلبد که خوشبختانه ذوب آهن آن را به غایت داشت. ذوب آهن به فینال رسیده و حالا فرصت دارد که لختی با بازی در لیگ برتر و جام حذفی استراحت کند. دوست داریم منصور ابراهیم زاده وقتی با خودش خلوت کرد اندکی هم به این سوال بیندیشد؛ نظر او درباره رسیدن به یک سه گانه چیست؟ ذوب آهن این توانایی را دارد که وقتی خواست لیگ بعدی را استارت بزند یک پسوند جلوی اسمش باشد، ذوب آهن افسانه ای.

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

ذوب‌آهن کاپ قهرمانی ایران را پس گرفت

تاریخ: 24 مهر 89
مرحله چهارم و نهایی مسابقات باشگاه‌های دوومیدانی ایران با کسب مقام قهرمانی تیم ذوب آهن اصفهان به پایان رسید.
این مسابقات که طی روزهای 22 و 23 مهرماه برگزار شد همچنین با گشایش مجموعه ورزشی تخصصی دو و میدانی آفتاب انقلاب تهران همراه شد.
در این مرحله از رقابت‌ها که با حضور بیش از 300 ورزشکار از 33 تیم دنبال شد، تیم ذوب آهن اصفهان در مجموع چهار دوره، موفق به کسب مقام قهرمانی شد. تیم نفت تهران در مکان دوم ایستاد و فولاد خوزستان سوم شد.
نتایج این مسابقات در مواد مختلف بدین شرح است:
100 متر: رضا قاسمی از نفت تهران با 10 ثانیه و 819 صدم ثانیه
200 متر:‌ علی اکبر ربیعی از ذوب آهن اصفهان با 21 ثانیه و 57 صدم ثانیه در این ماده هرچند ربیعی توانست به مقام قهرمانی رسید اما با بدلیل سردی هوا وشرایط فصلی با افت قابل ملاحضه ای روبرو شد.
400 متر: ادوارد مانگاسار از نفت تهران با 47 ثانیه و 42 صدم ثانیه
800 متر: امیر مرادی از ذوب آهن اصفهان با یک دقیقه و 50 ثانیه و 59 صدم ثانیه در این ماده برادران مردای که خود را بی رقیب می دیدند سعی کرند با یک دیگر مدارا کنند و با توجه به نزدیکی بازی های آسیای توان خود را برای آن رقابت ها ذخیره کنند.
1500 متر: امیر مرادی از ذوب آهن اصفهان با سه دقیقه و 55 ثانیه و 79 صدم ثانیه
110 متر مانع: روح‌ا... عسگری از نفت تهران با 13 ثانیه و 90 صدم ثانیه
400 متر مانع‌: قاسم دادگر از نفت تهران با 53 ثانیه و 15 صدم ثانیه
3000 متر مانع: احمد فرود از نفت تهران با 9 دقیقه و 6 ثانیه و 48 صدم ثانیه
پرتاب وزنه: ‌امیر نیک‌ فر از ذوب آهن اصفهان با 19 متر و 21سانتی‌متر
نیک فر از شانس هی مسلم تیم ملی دوومیدانی ایران در بازی ها آسیایی گوانگ جو.اگر چه با رکورد خود فاصله داشت اما به طور یقین می تواند با ادامه تمرینات رکردذد بالای 20 متر را ثبت کند.
پرتاب دیسک:‌ احسان حدادی از ذوب آهن اصفهان با 66 متر و 57 سانتی متر
آمادگی بدنی حدادی در این مسابقات قابل توجه بود. وی نیز یکی دیگر از شانس های مسلم تیم ایران برای کسب مدال در بازی های آسیایی گوانگ جو می باشد.
پرتاب چکش: کاوه موسوی از نفت تهران با 72 متر و 71 سانتی متر
پرتاب نیزه: ایوب آرخی از ذوب آهن اصفهان با 71 متر و 87 سانتی‌متر
پرش با نیزه: محمد محسن ربانی از ذوب آهن اصفهان با 5 متر و 10 سانتی‌متر
ربانی شاید از توانایی لازم برای عبور از مانع 5 متر و30 سانتی متری هم برخوردار بود اما به دلیل سردی هوا نتوانست از این مانع عبور کند. وی می گوید که در بازی های آسیای پیش رو از مانع 5 متر و40 سانتی متری نیز عبور خواهد کرد.
پرش ارتفاع: کیوان قنبرزاده از ذوب آهن اصفهان با دو متر و 15 سانتی‌متر
پرش طول: بهروز سیستانی از ذوب آهن اصفهان با 7 متر و 77 سانتی‌متر
(رکورد سیستانی برای کسب مدال در بازی های آسیایی مناسب نیست. وی باید رکورد های خود به مرز هشت متر ارتقا دهد تا توانایی رقابت با حریفان آسیایی را داشته باشد.)
پرش سه گام: علیرضا حبیبی از نفت تهران با 15 متر و 63 سانتی‌متر
10 هزار متر: محمد خزایی از نفت تهران با 34 دقیقه و 18 ثانیه و 5 صدم ثانیه (ضعیف ترین رکورد قهرمانی مسابقات که ما را به دهه ها پیش عقب می برد.)
5 هزار متر: محمد خزایی از نفت تهران با 15 دقیقه و 47 صدم ثانیه
20 کیلومتر پیاده روی: ابراهیم رحیمیان از ذوب آهن اصفهان با یک ساعت و 33 دقیقه 19 ثانیه (این رکورد در سطح آسیا جالب توجه نیست.)
4 در 400 متر امدادی: نفت تهران با سه دقیقه و 13 ثانیه و 99 صدم ثانیه
4 در 100 متر امدادی: نفت تهران با 40 ثانیه و 59 صدم ثانیه
از حواشی این مسابقات می‌توان به حاشیه های زیر اشاره کرد:
امیر مرادی در دوهای 800 و 1500 متر بر برادر خود سجاد مرادی، قهرمان و رکورددار دوهای استقامت ایران پیشی گرفت.
در ماده پرتاب دیسک همچنان سکوهای اول تا سوم به ترتیب از آن احسان حدادی، محمد صمیمی و محمود صمیمی شد.
تیم ذوب آهن اصفهان بعد از چند سال رقابت نزدیک با تیم نفت تهران بالاخره موفق شد گوی سبقت را از این تیم تهرانی ربوده و عنوان قهرمانی را از آن خود کند.
بیلبورد نصب شده در زمین مسابقات دو و میدانی آفتاب انقلاب در ساعات پخش مسابقه فوتبال در کنار اعلام نتایج و پخش تصاویری از مسابقات امروز گریزی نیز به پخش مسابقه دو تیم فوتبال استقلال و پرسپولیس می‌زد.
در پایان مسابقه امروز کاپ های قهرمانی سه تیم از سوی مسئولین فدراسیون به سرپرستان تیم ها اهدا شد. این مراسم با آتش بازی و جشن همراه بود.

يك نفس فاصله تا توكيو

تاریخ: 24 مهر 89
علیرضا خطیبی
سرنوشت در دستان ذوب آهن است، آنها بازي رفت را برده اند و اين برد بدون دريافت گل خورده بوده پس دستور كار بازي در دستان آنهاست. اين الهلال است كه بايد مهره اول را حركت بدهد و اين يعني ابراهيم زاده مي تواند فكر كند تا به اين نتيجه برسد كه هدف گرتس از اين حركت چه بوده و بعد به اين «تك» مرد بلژيكي، «پاتك» بزند. بارها نوشته ايم و يك بار ديگر هم مي گوييم و مي نويسيم ذوب آهن در اين بازي بايد با مهره مشكي بازي كند و بازي با اين مهره آداب خاصي دارد كه مهم ترينش اين است، صبور باش و صبور باش و صبور باش.
ذوب آهن نبايد خيال آشفته اي داشته باشد چرا كه قادر است هر نتيجه اي را جبران كند. در حقيقت تاكتيك و برنامه اصلي ذوب آهن بايد روي اين موضوع تمركز كند كه آنها گل نخورند. الهلال تيمي عربي است و اصولا در فوتبال اعراب چيزي به نام عجله يافت نمي شود. گرتس هم مربي زيركي است كه با اندرلخت نشان داده به راحتي مي تواند از خود تيم حريف براي ضربه زدن استفاده كند. الهلال براي گل زدن مي آيد ولي در دامنه حملاتش تلورانس مشاهده خواهد شد و اين يعني هماني كه گفتيم، ذوب آهن بايد براي آنچه الهلال رو مي كند جواب داشته باشد. در اين بازي به يك ذوب آهن ديگر نياز داريم، تيمي كه طي اين دو فصل در ذهن داريم را بايد به گوشه اي نهاد. ذوب آهن بايد طوري بازي كند كه الهلال نمي خواهد.
نقطه قوت اصلي ذوب آهن در خط سوم است، جايي كه بازگشت رجب زاده معنايش بيرون رفتن يكي از بين فرهادي و قاضي است و با توجه به جميع جهات دومي بهينه تر است. فرهادي با سرعتش مي تواند بلاي جان الهلال شود و قاضي به درد يك سوم انتهايي مي خورد كه بر سر هر توپي بجنگد. در حقيت ذوب آهن مي تواند با متمايل كردن حدادي فر به عقب و نزديك تر كردن او به خيري، يك لوزي در فاز هجوم بسازد و با توجه به كامل بودن اين لوزي و حضور همه نوع بازيكن زهرش را بريزد.
ذوب آهن بايد بازي رفت را مو به مو در ذهن داشته باشد به خصوص آنجا كه هر گاه الهلال رو به بازي تك ضرب روي زمين آورد خط دفاع ذوب آهن باز شد و اگر گردان نبود اين همه اميد هم براي بازي برگشت وجود نداشت. الهلال روي زمين عالي بازي مي كند و براي به هم ريختن اين نوع بازي بايد هم باهوش بود و هم با صبر و حوصله به حدس زدن نقشه بعدي پرداخت.
الهلال هم تيم زيركي است و هم فوتبالي كاملا حرفه اي بازي مي كند و از اين رو بايد معترف بود كه بزرگترين امتحان ابراهيم زاده و تيمش فرا رسيده است. ذوب آهن به نيمه نهايي ليگ قهرمانان آسيا نيامده كه به فينال نرسد. اميدواريم آنها از اشتباهات شان در دقايق پاياني دو ليگ برتر قبلي كه منجر به از دست رفتن قهرماني شد درس عبرت گرفته باشند.