‏نمایش پست‌ها با برچسب لیگ برتر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لیگ برتر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

استقلال به تیر زد، ذوب آهن به تور

علیرضا خطیبی

محسن ترکی که در سوتش دمید اولین چیزی به که ذهن می رسید بعدازظهر پنج شنبه ای بود که با نمایش استقلال و ذوب آهن در آزادی هدر ندادیم، آنچه ما دیدیم یک بازی زیبا و دارای استانداردهای لازم بود. دیداری که طی آن حق به حقدار نرسید ولی تیم حرفه ای تر برنده از زمین خارج شد. استقلال شاید بهترین بازی فصلش را بعد از دوئل مقابل صنعت نفت انجام داد، یک فوتبال کامل با موقعیت های به اندازه ولی این اشکال آبی ها از ابتدای لیگ بوده که هر بار خوب و چشم پسند بازی کرده اند باخته اند. در آن طرف میدان اما مهمانی را دیدیم که لباس قهرمانی واقعا برازنده اش است، تیمی که توانسته طی دو هفته پیاپی تیم های دوم و سوم جدول را شکست بدهد و به همین رو می گوییم شایسته قهرمانی است. پایان هفته بیستم با سوت ترکی در حالی ما را به یک استراحت تقریبا یک ماهه دعوت کرد که لیگ برتر در آستانه یک سورپرایز حقیقی قرار دارد، در بین چهار تیم صدر جدول اثری از سرخابی ها و تیم های پایتخت نشین نیست و این آرایش می تواند تا انتهای لیگ هم پابرجا بماند و فوتبال ایران را به ورق دیگری از تاریخش هل بدهد.شانس، المان و پوئنی است که یک تیم برای رسیدن به قهرمانی نیازمندش است و شاید به همین دلیل یکی مثل الکس فرگوسن برایش بیش از 10 درصد اهمیت قائل شده است. ذوب آهن مقابل استقلال برخورداری از پوئن شانس را به خوبی دید و لمس کرد وقتی آبی ها در بهترین لحظات می توانستند کار را تمام کنند ولی پایه تیر عمودی دروازه جلوی شان قد علم کرد و پیراهن سبز ذوب آهن به تن نمود. استقلال با یک گل جلو بود و ذوب آهن برای زدن گل تساوی همه کار کرده بود که ناگهان برهانی از کمند احمدی گذشت و دروازه خالی را جلوی فردین عابدینی قرار داد ولی ضربه او روی تیر عمودی نشست تا ذوب آهن دقایقی بعد بازی را به تساوی بکشد. چند دقیقه بعدتر هم ضربه شریفات روی پاس استثنایی ده سوزا باز به همان جایی رفت که ضربه عابدینی رفته بود و فقط دقایقی بعد بود که فرهادی با خطای پنالتی متوقف و کار استقلال تمام شد. حتی نمی توان از ضربه سر دقیقه 4+90 مجیدی هم گذشت که در تسلیم محض گردان و خط دفاعی ذوب آهن به سمت بیرون از دروازه رفت. شانس یعنی اینکه حریفت مدام بر تیر بکوبد ولی تو از این شکنجه دور باشی و مدام تور جلویت رخ نمایی کند.نایب قهرمانی در لیگ قهرمانان و شکست در فینال این بازیها مقابل سئونگنام کره جنوبی و بلافاصله باخت به شهرداری یاسوج در خانه خودی و خروج از گردونه جام حذفی باعث شد تا یک اراده خاص در ذوب آهن به وجود بیاید، آنها بعد از دو نایب قهرمانی پیاپی در لیگ برتر حالا فقط با قهرمانی در لیگ دهم به آرامش می رسیدند و از این رو ذوب آهنی که بعد از حذف از جام حذفی دیدیم تیم دیگری بود، آنها دیگر همه نگاه شان به بازی زیبا ولو بدون نتیجه نبود و اراده شان را روی جمع کردن امتیازات قرار دادند. استقلال بهتر از ذوب آهن بازی کرد همان طور که مس هم در فولادشهر اگر بهتر از میزبان نبوده باشد بدتر نبود ولی در هر دو بازی ذوب آهن برنده و با دست پر از زمین خارج شد و این یعنی اراده ای که همیشه در یک قهرمان دیده شده، آنها حتی در روزهای بد خود هم بازنده و با دست خالی زمین را ترک نمی کنند.حوادث کوچک را کسی با اهمیت نگاه نمی کند ولی همین ها هستند که سرنوشت را رقم می زنند. به همین بازی استقلال و ذوب آهن نگاه کنیم، ایگور کاسترو همین که به بازی آمد با یک استارت سریعه به سمت توپ هجوم برد و این یک حرکت کاملا عادی بود ولی حنیف عمران زاده از همین هجوم ترسید و توپ را لو داد تا ذوب آهن به راحتی هر چه تمام تر به گل مساوی دست پیدا کند. حوادث کوچک یعنی همین که با یک حرکت عادی بازیکنان حریف را به اشتابه بیندازی و این اتفاق را روی گل اول دیدیم. وحید طالب لو با نمایش اشتابهش اشتباه عمران زاده را تکمیل کرد تا رافخایی باشد و کاری که باید انجام شود. دقایقی بعد باز هم انارشی خط دفاع استقلال به ذوب آهن کمک کرد تا فرهادی در حالی صاحب توپ شود و در جایی که هیچ استقلال حضور ندارد و بلافاصله هم خروج عجولانه طالب لو را دیدیم و پنالتی و گل و تمام شدن کار استقلال. این نوشته اصلا قصد کم کردن ارزش ذوب آهن را ندارد بلکه بر عکس کوشیده تا نشان دهد نام این تیم تا چه حد روی رقبا اثر می گذارد، استقلال اسیر نام مهمانش شد و اسیر بازیکنان حرفه ای این تیم که می دانستند انجام کارهای عادی هم می تواند حریفان را وادار به تسلیم شدن کند. ذوب آهن تیم خوبی است و این خوب بودن طی همه این سه فصل اخیر شرط «لازمی» بوده که این تیم برای قهرمانی و حضور در کورس لازم داشته ولی در لیگ دهم شروط «کافی» هم به پوئن های مثبت این تیم اضافه شده، داوران به نفع این تیم اشتباه می کنند و شانس در خانه این تیم را پیاپی می زند و از یاد هم نباید ببریم که شانس همیشه به سراغ تیمی می رود که شایستگیش را داشته باشد و الحق هم که ذوب آهن این شایستگی را داشته و دارد.

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

دستور پخت يك استيل آذين

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
شايد خيلي ها تا پيش از اين فكر مي كردند كه براي حضور يك تيم در ليگ برتر بايد كارهاي خاصي انجام داد و رنج و زحمت هاي فراواني كشيد اما استيل آذين نشان داد كه جمع كردن يك تيم ليگ برتري پر سرو صدا اصلا كار سختي نيست. آنها به خيال اينكه با پول مي توانند همه كار كنند اين چرك كف دست را در بازار نقل و ا نتقالات مثل ريگ از دست شان دور! كردند اما اگر رئال مادريد در دوره اول كهكشاني شدن توانست قهرمان شود يا اينكه منچستر سيتي تمام نفتي توانست در جزيره كاري از پيش ببرد آن وقت استيل آذين هم مي تواند به بالاهاي جدول برسد. اما تشكيل يك تيم مثلا استيل آذين كار چندان سختي نشان نمي دهد اگر از اين دستور پخت استفاده كنيد؛
1). اولين و مهم ترين فاكتور براي تشكيل چنين تيمي نياز به يك عابر بانك است. البته نه از آن عابر بانك هايي كه در خيابان و در بانك هاي محل گذر مشاهده مي كنيد چون آنها هم حتي اگر به منبع بانك مركزي متصل باشند در اواسط راه كم خواهند آورد و دست شما را در حنا خواهند گذاشت. عاب ربانك مورد نظر ما با نام حسين هدايتي و امثالهم شناخته مي‌شوند و به همين راحتي هم در هر بانك و سر هر چهار راهي يافت نمي ‌شوند كه با منبع لايتناهي اسكناس در ارتباط هستند و بانك مركزي هم بايد پيش آنها لنگ بياندازد.
2). اصلا فكرتان را براي اين كه اين پول را چه طور بايد خرج كرد تا حضوري آبرومندانه در ليگ برتر داشت مشغول نكنيد. خرج كردن پول براي بستن يك تيم ليگ برتري بسيار راحت تر از آن است كه فكرش را مي كنيد. هر بازيكني كه در اروپا بازي مي كرده و امروز به دليل مصدوميت، كهولت سن، پوكي استخوان ، ديدار با خانواده يا هر دليل ديگري گذرش به تهران افتاده را دستگير كرده و با خود به پاي ميز مذاكره ببريد. همچنين به محض اين كه متوجه شديد بازيكن ستاره اي در بازار نقل وانتقالات وجود دارد و تيم هاي حريف به دنبال به خدمت گرفتن آن هستند به سراغش برويد و او را با صد ميليون بيشتر اغفال كنيد. توجه داشته باشيد اين نكته كه آيا اين بازيكن به درد تيم مي‌خورد و بازيكنان ديگري در پست او داريد يا نه كوچكترين اهميتي ندارد و شايد در وهله هاي بعدي اهميت باشد كه اصلا اهميت يعني چه؟ در اين ميان بازيكنان تيم هايي كه به شدت با آنها كري داريد در اولويت قرار دارند و حتي اگر بازيكن درجه دوم و سوم تيم مذكور بودند از خريد آنها غافل نشويد.
3). براي انتخاب سرمربي اصلا به خودتان سخت نگيريد. از بزرگترين نام ها شروع كنيد. از آنجا كه گزافه گويي، البته نه در حد قاسمي مدير عامل ابومسلم كه آسمان را هم مي تركاند و ترك مي انداخت، تنها قسمتي از كار شماست كه احتياجي به پول ندارد. تا مي‌توانيد دروغ هاي بزرگ تري بگوييد. براي شروع بهتر است از بابي رابسون كبير شروع كنيد. باور كنيد در اين اوضاع آن قدر افكار مردم مشغول است كه كسي به ياد نمي آورد او به ديار باقي شتافته. بعد از او به سراغ سرالكس فرگوسن و پپ گوارديولا برويد. حتي مي‌توانيد يكي از اين مربيان را به ايران دعوت كرده و يك عكس يادگاري دسته جمعي با او، حتي الامكان روي پله هاي برقي فرودگاه امام باشد بهتر است، بيندازيد تا چندان به دروغ گويي متهم نشويد. در پايان يك مربي درجه سوم خارجي پيدا كرده و او را روي نيمكت بنشانيد.
4). البته با پيدا شدن سرمربي كار نيمكت شما تمام نشده است مهم تر از پيدا كردن سرمربي، پيدا كردن دستياري است كه يد طولايي در زيرآب زني و خالي كردن زيرپاي سرمربيان داشته باشد. او براي روزهاي بحراني بسيار به درد شما مي خورد. دقت كنيد كه در انتخاب دستياران سابقه حضور آنها در تيمي كه با آن كري داشتيد آنها را در اولويت قرار مي دهد. كارنامه فني؟ اصلا وقت تان را براي آن مسائل پيش افتاده هدر ندهيد. فقط مواظب باشيد كه اين مربي تفاوت بازيكنان اميد را با ستاره هاي با تجربه بداند تا در مصاحبه هايش آبروي شما را نبرد. توانايي فراوان در زدن زير آب و خالي كردن صندلي زير سرمربي براي انتخاب دستياران و همچنين متوهم بودن آنها و در عوالم ديگر سير كردن شان در وهله اول است، يادتان نرود، ها! 5) سرپرست. مهم ترين وظيفه سرپرست هدايت! بازيكنان است و به همين دليل بهتر است به سراغ كسي برويد كه سابقه هدايت بازيكنان رشته هاي ديگر را به خصوص اگر توپ هم در آنها باشد داشته باشد. البته مهم ترين وظيفه سرپرست اين است كه هر خبري كه در تيم اتفاق مي‌افتد را در مقابل رسانه ها تكذيب كند. هستند سرپرست هايي كه توانايي هاي شان بيشتر از اين است و مي‌توانند حتي اتفاقاتي كه مقابل دوربين مي‌افتد را تكذيب كنند. اگر چنين مردان توانايي پيدا كرديد براي همكاري با آنها فرصت را از دست ندهيد. آدم هاي خوش بين كه در هر شرايطي، اوضاع براي آنها گل و بلبل است در اولويت قرار دارند.
6) آخرين چيزي كه تيم شما نياز دارد، چند دست پيراهن است. اين حرفها كه هر تيم بايد يك پيراهن اصلي و يك پيراهن دوم داشته باشد به درد تيم هاي غرب زده و قرتي بازيهاي شان مي‌خورد. شما براي اين كه بازيكنان تان در طول فصل دچار يكنواختي و افسردگي نشوند حداقل 5 دست لباس خريداري كنيد. ترجيحا طرح لباس تان را از تيم هاي مطرح دنيا و همچنين همان تيمي كه با آن كري داشتيد انتخاب كنيد
7). هم اكنون تيم ليگ برتري شما آماده است. مي توانيد در مصاحبه هاي تان از قهرماني در ليگ برتر و گرفتن سهميه آسيايي صحبت كنيد اما يادتان باشد كه در خلوت براي بقا در ليگ برتر دعا كنيد.

استارت نهایی نیم فصل اول

تاریخ: 17 آبان 89
علیرضا خطیبی
مهم ترین اتفاق هفته چهاردهم رقم خوردن اولین شکست استقلال در خارج از خانه و پاره شدن نوار شکست ناپذیری این تیم از هفته دوم به این سمت بود. نواری که البته برای صمد مرفاوی و تیم قابل احترامش همچنان ادامه دارد و حالا یازده هفته ای از آخرین شکست آنها می گذرد. صدرنشین بدون آنکه خدشه ای به جایگاهش وارد شود پيروز شد، روی پله اول ماند و رفت تا جام قهرمانان آسیا را برای فوتبال ایران «نوبر» کند. استیل آذین و پیکان هم همچنان علاقه ای به جدا شدن از قعر جدول و پیروزی نشان ندادند. در هفته چهاردهم چه اتفاقاتی افتاد و لیگ برتری ها چه کردند؟ استارت نهايي براي كسب رتبه اي آبرومند در نيم فصل اول زده شده است؛
ذوب آهن
کم کم نزدیک بود به این نتیجه برسیم که شاگردان ابراهیم زاده لیگ را بی خیال شده و تمام هم و غم شان قهرمانی در آسیاست اما سه امتیاز بسیار شیرین مقابل تیم بحران زده پاس باعث شد تا مطمئن شویم آنها هنوز هم به صدر جدول لیگ برتر چشم دوخته اند. در این بازی هم ایگورکاسترو نقش ناجی را بازی کرد تا در دیداری که پاس هم موقعیت های زیادی روی دروازه ذوب آهن ایجاد کرده بود سبزپوشان اصفهانی به لطف تیزهوشی بازیکن برزیلی شان برنده جدال سبزپوشان باشند. آنها با یک امتیاز اختلاف با پرسپولیس حاشیه امنیت زیادی ندارند.
پرسپولیس
پرسپولیس پس از گذراندن یک دوره افت مجددا همان تیم قدرتمندی شده که حریفان را یکی پس از دیگری از پیش رو برمی دارد. در روزهایی که حبیب کاشانی کم کم از کادر فنی انتخابيش نا امید شده و خود را برای مذاکره با گزینه های جدید آماده می کرد علی دایی یک بار دیگر بازگشتی غرو رآفرین داشت و نشان داد که نا امید شدن از او بزرگترین اشتباه ممکن است. پس از حل شدن مشکل گل خوردن های این تیم در دقایق پایانی و روشن شدن موتور گلزنی آرفی در حال حاضر تنها مشکل دایی وطرفداران پرسپولیس حسرت شکست در داربی است. آیا دایی تا بازی انتقامي روی نیمکت حضور خواهد داشت؟ آنها طي سه هفته اخير صاحب 9 امتياز و تفاضل گل 6 شده اند.
استقلال
پرویز مظلومی حتی پیش از بازی هم چشم به سه امتیاز بازی در آبادان نداشت و فقط یک امتیاز می توانست او را راضی و خوشحال از شهرش بازگرداند. شاید همین تفکر هم بود که باعث شد استقلال با یک باخت تلخ زمین را ترک کند. البته در این باخت نباید از نقش فرهاد مجیدی که در آبادان یک «آرش برهانی» تمام و عیار بود گذشت. مجتبی جباری باز هم مصدوم شد تا مظلومی یکی از تلخ ترین سفرهایش به آبادان را تجربه کند. نگاهی به جدول رده بندی و اختلاف سه امتیازی با پرسپولیس نمی تواند چندان برای هواداران آبی كه هنوز مزه برد داربي زير زبان شان است، خوشایند باشد.
مس
شاید باورش کمی سخت باشد اما رده چهارم لیگ برتر در تسخیر تیمی است که سه هفته ابتدایی لیگ را با باخت شروع کرد و از سرمربیش به عنوان اولین مربی برکنارشده لیگ نام می بردند. در حال حاضر نه تنها صمد مرفاوی برکنار نشده بلکه با رکورد 11 هفته بدون باخت با اقتدار به کارش ادامه می دهد و به صدر جدول نزدیک و نزدیک تر می شود. پیروزی 4 بر 2 مقابل سایپا که روزهای بسیار خوبی را می گذراند آن هم در کرج اقتدار نارنجی پوشان كرماني را بیش از پیش به رخ حریفان کشید. فراموش نکنید که در این بازی هیچ کدام از چهار گل را ادینهو به ثمر نرساند تا عده ای دیگر نتوانند ادعا کنند که کل تیم مس ادینیو است.
صنعت نفت
برای ایمان آوردن به این تیم نیازی به پیروزیش مقابل استقلال تهران نبود. صنعت نفت از ابتدای لیگ یکی از تیم هایی بوده که همه را مجبور کرده با دیده احترام به آنها بنگريم. چه آن روزهایی که بازیکنان این تیم خسته از ماراتن لیگ یک بدون کوچکترین استراحتی خود را در آوردگاهی بزرگتر دیدند و حریفان را یکی پس از دیگری از پیش رو برداشتند و چه امروز که شاگردان پرویز مظلومی را به تسلیم واداشتند. کاش اقتدار این تیم در پشت عکس های چاقوکشی معدودی از هواداران آبادانی مخفی نمی ماند و کمی هم به برندگی بازیکنان نفت در زمین مسابقه اشاره می شد.
تراکتورسازی
یکی از اتفاقات جالب تراکتورسازي در این فصل ستاره ای است به نام علیزاده. البته علیزاده پیش از این هم در تیم هایی مانند فجر و استقلال نقش ستاره را به عهده داشته اما این بار پاهای اوست که شگفتی می آفرینند و نه دست هایش. به نظر می رسد فراز کمالوند اولین مربی ای است که تصمیم گرفته استعدادهای بالقوه علیزاده را بالفعل کند تا هم او طعم گلزنی با «پا» را بچشد و هم کمالوند بعد از پیروزی هایش با گلزنی علیزاده به ارائه فوتبال دستی متهم نشود. آنها تیم پیکان را در تبریز شکست دادند تا با سه امتیاز شیرین در رده هفتم جای بگیرند.
راه آهن
با نتایجی که در این چند هفته راه آهن به دست آورده نمی دانیم باید به رسول کربکندی شک کنیم یا به مهدی تارتار یا به خودمان! اگرچه پیروزی بر استیل آذین به هیچ عنوان کار سختی نیست اما نتایجی که راه آهن با سرمربی گری تارتار بدست آورده باعث می شود تا شکست استیل آذین و کامل شدن شگفتی آفرینی های این تیم لایق تحسین باشد. امتیازات این تیم در این چند هفته، اول از همه به جیب راه آهن واریز شده و این تیم را از انتهای جدول به پله هشتم کشاند و بعد از آن به جیب حسن رودباریان رفت و او مجددا پیراهن تیم ملی را بر تن کرد. در ادامه راه دو اتفاق می تواند برای راه آهن بیفتد یا شوکی که تارتار به این تیم وارد کرده فروکش کند و راه آهن همان تیم سابق شود و یا انصاری فرد هوس شوک دادن کرده و تارتار را برکنار کند.
ملوان
در کمال سکوت و بدون کوچکترین سر و صدایی به کارش ادامه می دهد. بعد از جدایی احمدزاده و به پایان رسیدن درگیری های کادر فنی و حاشیه های مربوط به این مربی دیگر کمتر خبری از ملوان شنیده می شود. ملوان با پیروزی ارزشمند مقابل فولاد خوزستان با 5 برد 4 باخت و 5 تساوی دقیقا در میانه جدول جای گرفته است. پیش بینی عملکرد این تیم در ادامه راه کار بسیار مشکلی است چون آنها با تلورانس وحشتناکی در نتیجه گیری شان روبرو هستند. فقط می توان این را گفت که تا چندین هفته از غم جنگیدن برای بقا دور هستند و این امتیاز کمی برای قوهای سپید انزلی نیست.
فولاد
اگر تورنمنتی با حضور فولاد و تیم های استقلال و پرسپولیس برگزار شود شک نکنید که فولاد قهرمان خواهد شد اما این تیم در مصاف با تیم های دیگر گاهی واقعا نا امیدکننده ظاهر می شود. البته این را فراموش نکنید که با فرا رسیدن فصل بارندگی امتیاز گرفتن در زمین انزلی کار هر کسی نیست و حتی کامپیوتر جلالی هم در آن زمین هنگ می کند. این تیم هدفی به جز حضور در میانه جدول ندارد و تا این جای کار که توانسته به این هدف دست پیدا کند. فولادی ها ثابت کردند که چندان جنبه رسیدن به رتبه های بالای جدول و شگفتی آفرینی را ندارند.
پاس
پیش از شروع لیگ با توجه به وضعیت پاس خیلی ها پیش بینی می کردند که این تیم یکی از تیم های سقوط کننده به لیگ یک خواهد بود اما مدیرروستا و شاگردانش لیگ را بسیار خوب شروع کردند تا آن خیلی ها برای مدتی حرفشان را پس بگیرند. این طور که به نظر می رسد شوک های مدیرروستا همیشه تنها برای چند هفته کاربرد دارد و بعد از آن تیم هایش وارد بحران می شوند. اگرچه پاس مقابل ذوب آهن بازی قابل قبولی به نمایش گذاشت و چندین موقعیت داشت اما این تیم کم کم در آستانه حضور در منطقه قرمز جدول لیگ برتر است.
سایپا
باز هم سایپا، بازهم محمد مایلی کهن و باز هم تلورانس. گویی شاگردان مایلی کهن قصد ندارند یک فصل بدون افت و خیز را پشت سر بگذارند. بعد از این که جوانان سایپا در ترکیب تیم جا افتاده و مهاجمان این تیم طلسم گل نزدن هایشان شکست، پیش بینی می شد که کشتی این تیم به مسیر خود ادامه دهد و منتظر بودیم تا مایلی کهن با جوانانش شگفتی ای در حد شگفتی تیم ملی در جام ملت هاي 96 امارات بیافریند اما بازی این تیم مقابل مس و نتیجه بدست آمده و همچنین رتبه نارنجی پوشان در جدول پیش بینی ها را برهم زد. به نظر شما شکیبایی مدیران سایپا تا به کجا ادامه دارد؟ خود مايلي كهن كه گفته دست مديران باز است تا او را براي حضور يك تفكر جديد! از كار بركنار كنند.
شاهین
انتظار برای بهبود این تیم فایده ندارد. چهارده هفته از مسابقات لیگ برتر گذشت و هواداران بوشهری منتظر هستند تا تیم شان از دست انداز لیگ گذشته و وارد سرازیری شود اما هنوز این اتفاق نیفتاده و دور نمای امیدوار کننده ای هم پیش رو قرار ندارد. اگرچه از ابتدای فصل هم کسی از شاهین انتظار نداشت که میان بالا نشینان جدول بدرخشد اما مطمئنا رده چهاردهم هم آن چیزی نبود که جنوبی ها انتظارش را می کشیدند. آنها در خانه به تیم به شدت بحران زده شهرداری تبریز هم نه نگفتند و دو امتیاز را به آنها تقدیم کردند تا پنجمین تساوی فصل را تجربه کنند.
نفت تهران
نفت به دلیل حضور حسین فرکی که سال ها روي نیمکت تیم ملی صندلي نفر دوم را اشغال کرده یکی از تیم هایی بود که نگاه های زیادی را به خود جلب کرده بود. این تیم هم مانند بسیاری از انتهای جدولی ها شروع خوبی در لیگ برتر داشت اما با هماهنگ تر شدن تیم ها نتوانست نتایج خوبی به دست بیاورد. البته نفت در بازی های قبلی اش خیلی سرسخت تر از این نشان داده بود که بخواهد سه گل مقابل پرسپولیس دریافت کند اما این اتفاق افتاد و نفت را به رده پانزدهم فرستاد. نفت با 8 تساوی رکورددار تساوی در لیگ برتر است.
استیل آذین
رده شانزدهم جدول و تیم کهکشانی؟ تنها تغییری که بعد از رفتن تومباکوویچ در استیل به وجود آمده این است که دیگر هر چند هفته یک بار خبری از بردن و مساوی و این کارهای متجددانه و قرتي بازيها نیست. اوضاع به قدری در تیم کهکشانی ها بغرنج است که هر برگه ای مقابل حسین هدایتی بگذارید امضا می کند از استعفای امیر مهریزی گرفته تا آمدن علی پروین با عنوان پر طمطراق ریاست سازمان فوتبال که قرار است بازیکنان را شلاق بزند تا شاید تیم تکانی بخورد. دوئل علی کریمی و علی پروین یادآور ضرب المثل قدیمی دو پادشاه در یک اقلیم است.
شهرداری تبریز
حمید درخشان توانسته روند تیم دوم تبریز را از پشت سر هم باختن به پشت سر هم مساوی کردن تغییر دهد اما مشخص نیست آیا این تغییر فاز به پشت سر هم بردن هم می رسد یا نه؟ حمید درخشان که وعده نیم فصل دوم را داده. کماکان در این تیم همه اتفاقات حول میثم بائو، سعید دقیقی و علی کریمی می گذرد و گویا بقیه به آکسسوار صحنه شباهت دارند. تساوی مقابل شاهین دومین امتیاز درخشان پس از متوقف کردن ذوب آهن در تبریز بود.
پیکان
برد هفته قبل مقابل صنعت نفت آبادان بلافاصله با شکست در تبریز همراه شد تا ثابت شود با یک گل خبری از بهار در تیم پیکان نخواهد بود. آنها خیلی زود به گل رسیدند اما سریع تر از آن هم برتری را با تساوی و تساوی را با شکست عوض کردند. پیکان تا اطلاع ثانوی گزینه اول و آخر سقوط است و ادامه این روند نشان می دهد که این اطلاع ثانوی تا پایان لیگ تمدید خواهد شد.

تنور گداخته صدر جدول

تاریخ: 10 آبان 89
علیرضا خطیبی
وقتي محسن تركي در سوتش به نشانه پايان هفته سيزدهم دميد، همه نگاه ها به سمت صدر جدول دوخته شد يعني جايي كه حالا چهار مدعي اصلي قهرماني ليگ دهم با حداقل اختلاف و حتي گاهي به واسطه تفاضل گل پشت سر هم رديف شده اند و شروعش و البته پايانش با يك اصفهاني است و بين اين دو را سرخابي هاي تهراني اشغال كرده اند. در حاليكه گفته بوديم كار ذوب آهن نسبت به سه تيم ديگر راحت تر است اما در عمل اتفاق ديگري افتاد، اين ذوب آهن بود كه دو امتياز حساس را از دست داد و همين باعث شد تا پيروزي استقلال و پرسپوليس و سپاهان رقابت را در صدر جدول داغ تر از هميشه كند. تب ليگ بالا رفته و هفته هاي انتهايي نيم فصل اول آبستن حوادثي است كه حتي نمي دانيم چه هستند ولي مطمئنيم رخ مي دهند؛ شايد دير يا زود داشته باشد اما سوخت و سوز ندارد.
ذوب آهن/ 25
صدر نشين باز هم متوقف شد و دو امتياز حساس را از دست داد، دو امتيازي كه بر باد رفت تا ذوب آهن حالا كه به پشت سرش نگاه مي كند هرم داغ نفس هاي استقلال و پرسپوليس و سپاهان را كاملا حس كند. ابراهيم زاده هنوز نتوانسته حواس تيمش را از ليگ قهرمانان به ليگ برتر باز گرداند و همين است كه تيم او طي 5 هفته اخير فقط 6 امتياز كسب كرده است. ذوب آهن دارد امتيازات حساسي را از دست مي دهد و اگر دير بجنبد باز هم در آخر فصل بايد افسوس خيلي چيزها را بخورد.
استقلال/ 24
باز هم بد بازي كردند ولي بردند تا در روند سينوسي شان اندك خللي ايجاد نشود. استقلال همه حواسش را روي بردن در خانه و مساوي گرفتن بيرون از آزادي گذاشته و روي همين اصل است كه در هفته هاي فرد پيروز مي شود و در هفته هاي زوج با مساوي از زمين خارج مي شود و خب، اين هفته فرد بود زمان بردن و استقلال هم روي سوپر گل ميداودي، كه مثل خود استقلال بد بازي مي كند، برنده شد. مقابل راه آهن اما نبايد از درخشش وحيد طالبلو و البته و صد البته كيانوش رحمتي به سادگي گذشت.
پرسپوليس/ 24
علي دايي و تيمش بعد از باخت در داربي و آن همه جار و جنجال بيهوده بر سر گلي كه ديگر هرگز بر نمي گشت، بازگشت شكوهمندانه اي به ليگ برتر داشتند و استيل آذين را هم مانند ذوب آهن از پيش رو برداشتند. آنها مقابل استيل آذين مانند داربي نيمه اولي فوق العاده ضعيف داشتند ولي درايت و نبوغ دايي باز هم در المان مربيگري در حين بازي اثبات شد و قرمزها روي دو پاس گلي كه مردان حريف استارتش را زدند، گلزني كردند و بردند تا بين بازنده و برنده داربي فقط يك گل تفاضل وجود داشته باشد.
سپاهان/ 23
يكي از شيرين ترين سه امتيازهاي تاريخ ليگ برتر را به جيب زدند، در ديداري كه هر لحظه بوي باز شدن دروازه رحمتي مي داد ولي در نهايت تك گل ابراهيم توره تازه برگشته، تكليفش را در همان دقيقه 6 بازي نهايي كرد. سپاهان چند هفته اي است كه تيم ديگري شده و اندك شباهتي به آن تيم ضعيف و رنجور هفته هاي ابتدايي ندارد، حالا ستاره ها مي درخشند و امتياز است كه پشت امتياز به حساب واريز مي شود و آنها را تا پله چهارم در حالي بالا مي كشد كه فاصله با صدر فقط دو امتياز است.
مس/ 20
مس باز هم نباخت تا ديگر براي به ياد آوردن آخرين شكست آنها كار سختي پيش رو داشته باشيم، در تيم مرفاوي يك «ادينيو» داريم كه هر بار مس در خانه بازي دارد، نبوغش گل مي كند و كارهايي مي كند كه همه نامعادلات بازي و سنگيني و نتيجه را به سود ميزبان كرماني مي كند. مرفاوي همان مرد بي ادعايي است كه تيمش پياپي مي باخت اما نژادزماني هم مثل واعظ به پاي او نشست و حالا تيمي را داريم كه پول زيادي صرف نكرده ولي بالانشين جدول است و خاطرات خوش كرماني ها را مي خواهد تكرار كند.
صنعت نفت/ 19
صنعت نفت بالانشين است و امتيازات خوبي هم جمع كرده ولي بايد فكري به حال بازيهاي بيرون از آبادانش كند كه كمتر به سود اين تيم و با امتياز براي آباداني ها به پايان رسيده است. كاسيميرو مربي كارداني نشان داده كه با يك مشت جوان تازه ليگ برتري در كنار با تجربه هاي به درد بخور تيم خوبي ساخته ولي گويا بايد براي بازي با سرخابي هاي تهراني بي خيال تماشاگرانش بشود. صنعت نفت بايد قدر امتيازات خانگي را بداند و بيشتر بيرون از خانه بجنگد، آنها اين هفته به پيكاني باختند كه يادش رفته بود بردن يعني چه.
فولاد/ 18
جلالي از فولاد يك تيم محترم ساخته كه وقتي شكست دو به پنج را به تساوي بدل مي كند يعني شخصيتش شكل گرفته و با تكيه بر همين پوئن مثبت بود كه آنها اين هفته داربي جنوب را در خانه بردند هر چند نبايد از درخشش نامتعارف ميثاق معمارزاده گذشت. براي مايي كه بازي را به صورت مستقيم ديديم چاره اي باقي نمانده كه همه اين سه امتياز را به حساب معمارزاده اي بنويسيم كه يك تنه مقابل حملات پر دامنه و فشار شاهين ايستاد و هرگز كوتاه نيامد و كم نياورد، جلالي حالا ستاره هاي تعيين كننده هم دارد.
تراكتورسازي/ 17
لايق ترين بازنده هفته بودند، تيمي كه جز دقايق ابتدايي، كه آن هم تقصير كمالوند و گرته بردارييش از كارهاي سلف ف.كافش بود، در ساير دقايق بازي مدافع 18 ميليارد توماني عنوان قهرماني را تحت الشعاع خود قرار داده بود اما نتوانست با غيبت دو مهره كليديش بسازد و در نهايت در عين شايستگي شكست خورد و دست خالي به خانه اش بازگشت. در اين تيم علي عليزاده يك ستاره واقعي است كه پاهايش با توپ جادو مي كند و بايد اين گفته ها را ببينيد تا باور كنيد و هر چه از او در ذهن داريد را دور بريزيد.
صباي قم/ 17
ديدار با مس در كرمان و همان حاشيه هاي هميشگي از دعوا و درگيري و كارت قرمز تا مصدوميت شديد مهدي واعظي و شايعات كرماني كه او خودش را به مصدوميت زده تا از تست دوپينگ فرار كند. بدون ياوري هم اتفاقي خاصي در روند باختن هاي صبا بيرون از قم رقم نخورد ولي خبر «آس» اينكه شايد آذرنيا هم به زودي رفتني شود و نادر دست نشان صندلي نفر اول را تصاحب كند. فرزاد حاتمي هم مثل بازي با ذوب آهن باز هم در دقايق آخر اخراج شد تا مثل پرسپوليس پاشنه آشيلش در اين لحظه ها عود كند.
راه آهن/ 17
ترمز تيم تارتار كشيده شد تا بعد از 5 هفته رويايي و زندگي كردن روي ابرها لوكوموتيورانان روي ديگر سكه فوتبال را هم ببينند. آنها مقابل استقلال روز خوبي را پشت سر گذاشتند ولي فاقد «تجربه» اي بودند كه در سوي ديگر ميدان به وفور يافت مي شد. نمايشي كه راه آهن تحت نظر تارتار انجام مي دهد تفاوتي فاحش با بازيهاي اين تيم دارد وقتي كس ديگري روي نيمكت حضور دارد. راه آهن مقابل استقلال حمله كرد و حمله ولي توجهي به ضدحملات نداشت و تاوان داد. هرگز نفهمديم ناراحتي تارتار از قضاوت مظفري زاده بابت كدام صحنه بود؟
ملوان/ 17
از اوضاع گل آلود پاس كوسه گرفتند و با يك امتياز حساس به خانه برگشتند هر چند اگر بازيكن شان قدري حرفه اي تر عمل مي كرد و آن توپ به دستش نمي خورد هديه اي درخشان براي مردمان انزلي داشتند. در اين تيم كماكان همه چيز حول محور پژمان نوري مي چرخد، شماره 8 اين بار يك پاس گل داد و الحق كه ضربه محمد همرنگ هم به جايي رفت كه كاري از دست هيچ گلري بر نمي آمد. ملوان بايد قدري تعادلش را در نتيجه گيري بيشتر كند اگر مي خواهد ماندن را بدون دغدغه به سرانجام برساند.
پاس/ 16
اردوي هلند و لشكر سلم و تور همراهان و حاشيه هاي بعدي، كار خودش را كرده ولي شايد هم نفرين همسر اول فلان مرد كادر فني وقتي مي بيند هوويش در سفر همراه شوهر است ولي او بايد در خانه بماند كار خودش را كرده است. انصافا هر چند وقت يك بار اخباري و شايعاتي در خصوص پاس و اتفاقات درون اين تيم مطرح مي شود كه همه را ميخكوب مي كند و همين است كه تيمي كه در ابتداي ليگ همه منتظر زمين خوردنش بودند ولي پشت هم برنده مي شد بالاخره زمين خورد، آن هم چه زمين خوردني.
سايپا/ 15
بعد از طوفان گلزني در دو بازي و به ثمر رساندن 10 گل اين بار مقابل نفت در اكباتان شاگردان مايلي كهن به برهوت گل رسيدند و هرگز نتوانستند دروازه آشنا را باز كنند و همين باعث شد تا اين بار حاجي به «توالت» هاي ورزشگاه گير بدهد و حتي به عنوان شاهد يكي از دستگيره هايش را هم به كنفرانس مطبوعاتي بعد از بازي بياورد. سايپا مدتهاست نباخته و ما هم از درد دل هاي مايلي كهن دور مانده ايم، مصاحبه او را با هفته نامه «تماشاگر» حتما بخوانيد، فوق العاده است. سايپا به ميانه هاي جدول عادت كرده است.
نفت تهران/ 14
گويا نيت كرده اند ركورد تساوي هاي مقاومت سپاسي و شاغلام را يكجا بشكنند كه طي 13 هفته صاحب 8 مساوي شده اند. نكته جالب اين است كه نفت از اين تساوي ها فقط 8 امتياز گرفته اما اگر به جاي اين تعداد تقسيم امتياز مثلا در 5 بازي مي باخت و فقط 3 بار برنده مي شد حالا يك امتياز بيشتر از مجموع فعليش داشت. در اين تيم بهمن طهماسبي را داريم كه ثابت كرده حق با قلعه نويي بود كه بازيش نمي داد. راستي مارسيو خوزه در آن صحنه به بازيكن سايپا چه گفت كه فريادشيران اخراج شد؟
استيل آذين/ 13
به دست خودشان مقابل پرسپوليس بازنده شدند. گل اولي كه خوردند روي يكي از دريبل هاي ناكام و تمام نشدني علي كريمي در پشت محوطه جريمه خودي رقم خورد و گل دوم هم روي اشتباه هادي ايماني كه ناگهان مقابل دروازه خودي دچار چنان شعفي شد كه پاهايش به هم پيچيدند. افشين پيرواني هم در اين بازي ثابت كرد همه داشته هايش را براي رفتن تومباكوويچ خرج كرده و ديگر چيزي براي رو كردن ندارد، راستي مگر او فصل قبل چيزي براي ارائه داشت؟ ستاره هاي اين تيم حتي از چراغ هاي گردسوز هم نور كمتري دارند، پس بيچاره هدايتي!
شاهين/ 13
كم كم بايد قبول كنيم كه بوشهري ها از روزگار سياه فصل قبل شان درس نگرفته اند و خوش شان مي آيد دوباره كار ماندن شان در ليگ برتر مثل فصل قبل به روز آخر بكشد. آنها در خانه كه برنده نمي شوند و به تساوي رضايت مي دهند، در بيرون از خانه هم كه به ندرت امتيازي كسب مي شود و با اين اوضاع و احوال كدام تيم مي تواند در ليگ ماندني شود؟ آنها اين هفته به فولاد باختند در حاليكه باز هم همان ضعف هميشگي در زدن ضربات آخر گريبان شان را گرفت و خفه شان كرد.
شهرداري تبريز/ 11
حميد درخشان كارش را در ليگ برتر نهم با متوقف كردن صدرنشين بي حال ليگ برتر و فيناليست قبراق ليگ قهرمانان آسيا استارت زد اما نبايد فراموش كرد كه شهرداري ميزبان بود و در حقيقت بيشتر متوقف شد. آنها هنوز به يك تركيب درست و حسابي دست نيافته اند ولي كارهايي براي از بين بردن ضعف تيم دفاعي دارد انجام مي شود كه بايد زودتر نتيجه بدهد، قبل از اينكه كار از كار بگذرد. درخشان فصل قبل با پيكان دو نيمه متفاوت داشت و حالا بايد ديد كدام روي سكه او با شهرداري به زمين مي خورد، ناكام يا موفق؟
پيكان/ 10
خبري مهم تر از اينكه بالاخره بردند و مجموع امتيازات شان در پايان هفته سيزدهم دو رقمي شد؟ پيكان در ابتداي فصل درست و حسابي تدارك نديد و باري به هر جهت قرارداد بست و حالا دارد تاوان گرفتار شدن در دام «رندان» آن روزها را مي دهد و اميدوار كه حميد عليدوستي كاري كند و دستي به سر و روي اين تيم بكشد. پيكان از اين هفته بايد خودش را براي فينال ها آماده كند چرا كه تا پايان نيم فصل اول حق هدر دادن آنها را ندارد، در دوران احمدزاده به اندازه كافي به رقبا امتياز پيشكش شده.

داوری و قهرمانی؟

تاریخ: 10 آبان 89
علیرضا خطیبی
داوری و قهرمانی؛ به نظر شما ارتباطی میان این دو وجود دارد؟ اصلا اشتباه نکنید، منظورمان از ارتباط، مسائل پشت پرده و در ورژن ایرانیش دست های پشت پرده و مافیا و هزار و یک فکر منفی که در فوتبال ایران و جهان دیده و شنیده ایم نیست. منظوراز ارتباط یک ارتباط کاملا فوتبالی است و به داخل مستطیل سبز باز می ‌گردد. نگاهی به قهرمانان چند دوره گذشته لیگ برتر بیندازیم.
سپاهان در لیگ نهم؛ لیستی از گل هایی که این تیم به ثمر رسانده و لیستی از پنالتی هایی که برای حریفان گرفته نشده را می‌توان به عنوان شاهد این مدعا آورد. بازی با تراکتورسازی و پاس در ورزشگاه فولادشهر را در یاد دارید؟ دیدار با صبا در قم را چطور؟ فصل هشتم استقلال هم با امیرقلعه نویی چنین حال و روزی داشت. در آن سال تیم های زیادی از داوری مقابل استقلال نالیدند و شکوه کردند به طور مثال پنالتی دیدار برگشت با ذوب آهن در فولادشهر را فراموش نکنید یا آن ضربه خطای 6 ثانیه در بازی رفت دو تیم را. کمی عقب‌تر برویم و به لیگ هفتم. کمتر کسی است که گل دقیقه 7+90 پرسپولیس را فراموش کند که سرخپوشان به همراه قطبی جام قهرمانی را از دستان مظفری زاده دریافت کردند. گلی که محسن خلیلی به سایپا زد را در ذهن دارید؟ چند نفر جلال حسینی را به زیر کشیدند تا گل سه امتیازی به ثمر برسد؟ باز هم می‌ توانیم نوار ذهن مان را به عقب تر ببریم، به لیگ ششم. علی دایی و اولین تجربه مربیگریش و اولین قهرمانی. شاید آبی پوشان اهوازی تا پایان دوام شان اشتباه کمک داور همشهری دایی و قهرمانی ای را که در اهواز از دستشان رفت و به تهران و به سایپا رسید را فراموش نکنند. شاید اگر آن روز داور درست تصمیم گرفته بود و استقلال اهواز با فیروز کریمی قهرمان می شد حالا این تیم چنین روزگار تلخی را در لیگ یک نداشت و اصلا سقوط نمی کرد.
شاید بد نباشد که سری هم به فوتبال جهان بزنیم. نیازی نیست که چندان به مغزتان فشار بیاورید. مسابقات جام جهانی و تمام جنجال های داوریش مربوط به همین دو، سه ماه اخیر است. اسپانیا در پایان با وجود تمام شایستگی و توانایی اش توانست قهرمانی جهان را از آن خود کند اما در این قهرمانی هم به راحتی می‌ توان ردپای مردان سیاه پوش که تیم های محتلف را سیاه پوش می کنند را پیدا کرد. تک گل سه امتیازی داوید ویا در مرحله یک هشتم نهایی با مهربانی بی حد و حصر داور بازی سند پیروزی اسپانیا مقابل پرتغال را امضا کرد. آلمان هم در کنار فوتبال چشم نواز و بسیار زیبایی که ارائه کرد با مهربانی های داوران اجازه حضور در رده بندی را یافت. در بازی آلمان و انگلیس کمک داور بازی گل کاملا سالم فرانک لمپارد را مردود اعلام کرد تا آلمان با سه امتیاز شیرین به رختکن برود و سه شیرها محبور شوند برای جبران گل عقب افتاده بی محابا حمله کنند و در ضدحملات کمرشان بشکند. مطمئنا اگر بخواهیم به این لیست اضافه کنیم می توان به تعداد قهرمان ها در تورنمنت های مختلف مثال آورد. از جمله شگفتی آفرینی کره جنوبی در جام جهانی 2002 که مطمئنا بدون لطف داوران نمی‌توانست نقش یک غول کش آسیایی را ایفا کند و از پس اسپانیا و ایتالیا بر بیاید.
به نظر می‌رسد همین تعداد برای اثبات این مدعا که همیشه و در همه جا میان داوری و قهرمانی ارتباطی وجود دارد و همیشه پای یک داور یا کمک داور در میان است کافی باشد. همه این ها را گفتیم تا به این برسیم که شاید از هم اکنون بتوان قهرمان این فصل لیگ برتر را هم حدس زد. شاید مدیرعامل تراکتورسازی تبریز از روی عصبانیت حرفی زده باشد که فدراسیون می‌خواهد استقلال را قهرمان کند اما اگر بخواهیم روی روندی که چندین سال آن را با هم بررسی کردیم حساب کنیم باید بگوییم که قسمتی از پیش بینی مدیرعامل تراکتورسازی درست است و استقلال امسال به کسب جام بسیار نزدیک است. به قول رضا غیاثی، اشتباهات داوری مانند باران است که بر سر همه تیم ها می‌بارد اما این را باید اضافه کرد که تیم هایی که بیشتر از این باران رحمت برخوردارند در پایان فصل شکوفا شده و گل می ‌دهند و به نظر می‌ رسد که امسال هوای آسمان استقلال به شدت بارانی است. به هر حال اگر ابرها از آسمان آبی کوچ نکرده و به آسمان دیگری نروند باید امسال در انتظار شکوفایی شاگردان مظلومی بود چون آنها هم تیم خوبی دارند و خوب بازی می‌کنند و هم همان طور که گفتیم ...
منظور از این مطلب به هیچ عنوان مطرح کردن مسائلی مانند دست های پشت پرده و باند دبازی و مسائلی همچون کالچو پولی نیست اما به قول فرگوسن اشتباهات داوری عمدی و غیرعمدی تفاوتی ندارد و مهم این است که این اشتباهات سرنوشت را عوض می‌کنند. به همین دلیل مردان سیاه پوش از آن چه که فکر می‌ کنیم مقتدرتر هستند و باز هم به قول فرگوسن باید 10 درصد( یا حتی بیشتر) از سهم بازی را به آنها اختصاص داد. و سوال آخر، اگر روزی اشتباه داوری علیه استقلال و مظلومی بود در ذهن او این هفته های پر نعمت وجود دارد؟

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

آبي پر رنگ، قرمز كم رنگ

تاریخ: 24 مهر 89
علیرضا خطیبی
داربـي شماره 69 با گل ديرهنگام فرهاد مجيدي به پايان رسيد، گلي كه بعد از 1805 روز برد را با خانه استقلالي ها آورد و همين باعث ميش ود تا كفه ترازوي نوشته ها به سمت آبي سنگين تر شود. مردان حاضر در داربي چه عملكردي از خود به جاي گذاشتند؟ كدام يك خودشان بودند و كدام شان نتوانستند خودي نشان دهند و در دام جو داربي گرفتار شدند؟
محمدمحمدی/6
طبق معمول روی خروج هایش دچار اشتباه شد و هنوز مشخص نیست که چه اصراری دارد که روی تمامی ارسال های از کناره دروازه اش را ترک کند. همان خروج اشتباه بود که گل به غلط مردود شده پرسپولیس را رقم زد اما نباید فراموش کرد که یک تک به تک کلیدی را از رضایی گرفت و اعتماد به نفس بالایی در تمام دقایق بازی از خود نشان داد.
آندره لوییز/7
مقابل تیم های بزرگ چنان نمایش درخشانی از خود به جای می گذارد که همه را به خود امیدوار می کند. آندره لوییز در کارهای دفاعی هرگز مقابل فشنگ چی و منصوری کم نیاورد و در کارهای هجومی تا قبل از ارسال توپ عالی بود اما ارسال هایش حتی از یک بازیکن آماتور هم ضعیف تر بود. به نظر می رسد او دیگر انتخاب اصلی مظلومی برای سمت راست باشد.
پژمان منتظری/6
بیش از آنکه از قدرت بدنی اش استفاده کند از هوشش کار می کشد و به این ترتیب است که هم مدافع میانی خوبی است و هم به خوبی به کناره ها اضافه می شود و به راحتی هر چه تمام تر مهاجمان حریف را وادار به خطا کردن می کند. منتظری با چنین نمایش هایی منتظر دعوت شدن به تیم ملی است اما قطبی بی سلیقه تر از این حرفها نشان می دهد.
امیرحسین صادقی/6
یک نود دقیقه بدون اشتباه آن هم از سوی امیرحسین صادقی که بدون شک خودش هم چنین چیزی را باور نمی کند. صادقی تمامی ضربات سر را زد و اضافه شدنش به مهدی امیرآبادی باعث شد تا جناح راست اکتیو پرسپولیس هرگز نتوانند مثل دیدار های قبل خودی نشان دهند. مظلومی باید تلاش کند تا به صادقی بقبولاند همه بازیها براي استقلال داربي است.
مهدی امیرآبادی/5
به واسطه تجربه بیشترش در داربی ها جای جواد شیرزاد را در سمت چپ خط دفاع گرفت و نمایش او بعد از پایان بازی مهر تاییدی بود بر انتخاب مظلومی. امیرآبادی هرگز در کارهای هجومی حضور نداشت اما در کارهای دفاعی بی نقص بود و اجازه کوچکترین حرکتی را به محمد، نوروزی و رضایی نداد. آیا او هم مثل صادقی است؟
فرزاد آشوبی/7
بهترین نمایشی که تا به حال از فرزاد آشوبی با پیراهن استقلال در ذهن داریم. مرد شماره 17 هم در مهار محمد نوری توانا نشان داد و هم به عنوان نفر اصلی موج دوم خوب به خط حمله اضافه شد و یک موقعیت گل را هم از دست داد. با نمایشی که از آشوبی در داربي دیدیم می توان به او در میانه میدان استقلال امیدوار بود.
کیانوش رحمتی/6
اگر آن چند موقعیت خوبی که پشت محوطه جریمه پرسپولیس در اثر تعلل از دست داد را در نظر نگیریم می توانیم نمره بهتری به او بدهیم که در فاز دفاعی توانا و کامل نشان داد و ثابت کرد اگر یک هافبک دفاعی دیگر در کنارش باشد استقلال نباید غمی از بابت مهار مردان میانی حریف داشته باشد. آیا این بهترین نمایش رحمتی با پیراهن استقلال نبود؟
ایمان مبعلی/6
توانست در ترکیب اصلی قرار بگیرد و مجتبی جباری را نیمکت نشین کند و با دادن پاس های مختص به خودش یک تئوریسین همه کاره در میانه میدان استقلال باشد. در پایان بازی به قدری خوشحال بود که نمی توانست کلامی بر زبان بیاورد. حضور او مقابل علی دایی در دیداری که مسعود مرادی قضاوتش را برعهده داشت نوستالژيك بود و تنها سوپر جام تاريخ ليگ برتر را به ياد آورد.
آرش برهانی/5
حرکاتش وقتی توپ را در موقیت های تک به تک با دروازه بان حریف مهار می کند همه را به یاد روزهای ابتدایی راه رفتن نوزادان می اندازد با نزدیک کردن مرکز ثقل بدنش به زمین و با حالتی که اعوجاج بهترین توصیف آن است. استقلال اگر در داربي پیروز نمی شد مقصر اصلی اش برهانی بود که سه موقعیت تک به تک را بر باد داد، موقعیت هایی که مجیدی به گل بدل کرد.
میلاد میداودی/5
در داربي دیده نشد و به جز همان ضربه ای که در موقعیت تک به تک به جای این که به سمت دروازه بکوبد به سقف آسمان فرستاد دیگر چیزی از او ندیدیم. میداودی به قدری بد بود که حتی صدای مزدک میرزایی هم درآمد تا او را به یک رهگذر در زمین چمن تشبیه کند. میداودی هیچ یک از امیدها را در داربي محقق نکرد و او را می توان بدترین آبی پوش میدان لقب نهاد.
فرهاد مجیدی/ 9
به رکورد صفر ایرانپاک و مهدی هاشمی نسب رسید و سومین بازیکنی شد که توانسته در سه داربي پیاپی گلزنی کند. کاپیتان این روزها تبدیل به مرد انکار ناشدنی استقلال شده و بدون شک ضربه ای که به توپ زد را فقط و فقط خودش می توانست بزند. مجیدی 33 ساله راه و رسم گل زدن را به جوانانی چون میداودی و برهانی آموخت اما حیف که در جام ملت ها نیست.
مجتبی جباری/8
مصداق بارز تعریف یک ستاره بود. مردی که در یک لحظه و با یک ضربه سرنوشت را تغییر داد و روی پاسی که به مجیدی داد هنرش را دیدیم و تازه متوجه شدیم که چرا هر مربی حتی یک فصل به پای چنین بازیکن دائم المصدومی می نشیند. جباری بدون اینکه توپ را مهار کند آن را طوری فرستاد که مجیدی فقط یک تک ضربه برای گل کردنش نیاز داشته باشد.
امیدرضا روانخواه/4
در داربی بازی کرد تا مظلومی بالاخره همه هافبک هایش را داشته باشد. شماره 23 چندان آماده نبود اما همان یک حرکتی که انجام داد و طی آن چند بازیکن پرسپولیس را به دنبال خودش کشاند خیلی از اولتراهای آبی را امیدوار کرد. استقلال به یک بازیکن سرعتی برای خط هافبکش نیاز دارد و با روانخواه جنسش جور شده.
پرویز مظلومی/7
داربی را برد و همین یک برد یعنی او تا پایان فصل از روی نیمکت تکان نمی خورد. او را باید بابت شجاعتش در به میدان فرستادن هر سه مهاجم اصلی اش از همان ابتدا ستایش کرد. مظلومی بهترین و بهینه ترین تاکتیک را برای شکست دادن پرسپولیس انتخاب کرد و آن قدر روی آن اصرار و پافشاری نمود تا نتیجه گرفت. خودش که می گوید استقلال را تازه باید از این به بعد دید.
استقلال/8
نمایش نیمه اول این تیم به خصوص در یک سوم میانی اش حرف نداشت. آنها داربي را بردند، اتفاقی که 1805 روز در حسرت آن بودند و حالا تیم دوم جدول شدند با یک روند تلورانسی جالب، مساوی در هفته های زوج و پیروزی در هفته های فرد. سناریویی که مدتهاست استقلال از روی آن کپی برداری می کند.
علیرضا حقیقی/6
روی گلی که خورد نمی توان بر او خرده گرفت اما نباید از کنار واکنش هایش روی دو موقعیت تک به تک نیمه اول که با موفقیت او در مقابل آرش برهانی به پایان رسید گذشت. حقیقی را می توان جز بازیکنان رو به بالای داربي نام نهاد و به علی دایی تبریک گفت که با ترجیح دادن او نسبت به رحمان احمدی بهترین تصمیم ممکن را گرفت.
علیرضا محمد/5
گل دقیقا از جایی به ثمر رسید که قاعدتا باید علیرضا محمد در آن جا حضور می داشت و رو به مجتبی جباری بازی می کرد اما شماره 2 با همان سر به هوایی همیشگی باز هم در نیمه زمین استقلال حضور داشت. محمد در داربي هیچ شباهتی به بازیهای قبلی اش نداشت و حتی یک بار هم در کنار خط طولی صاحب موقعیت ارسال نشد.
شیث رضایی/4
هر بار که بر زمین می افتاد از داور می خواست که به بازیکنان استقلال کارت زرد بدهد و نکته دیگر حضور او در داربي به اخم ها و چشم غره هایی بود که او به دوربین می رفت. شیث هیچ گاه از خودش نپرسید چرا مجیدی این قدر چسبیده به او بازی می کند و تلاش دارد او را تا میانه های زمین جلو بکشد اما وقتی گل زده شد تازه فهمید که چه کلکی خورده است.
مجتبی شیری/3
بدون اندک شکی حضور او در ترکیب اصلی بعد از ده هفته غیبت و برای اولین بار در لیگ دهم بزرگترین اشتباه علی دایی بود که باعث شد پرسپولیس یک تعویضش را هم برای ترمیم این ضعف خود خواسته بسوزاند. شیری قرار بود روی زمین مهاجمان استقلال را مهار کند اما نزدیک بود کارش به اخراج بکشد.
حمیدرضا علی عسكري/4
در نگاه اول کسی فکر نمی کرد این بازیکن جوان و یکی از مردان فیکس علی دایی و تیم ملی امید مقابل آندره لوییز تا این حد کم بیاورد اما علی عسكري تحت تاثیر جو داربي و زهر میداودی هرگز نتوانست خودی نشان دهد و هیچ گاه ندیدیم که در جناح چپ به کمک فشنگ چی بیاید و عملا این جناح پرسپولیس تا قبل از حضور منصوری از کار افتاده بود.
مازیار زارع/5
دایی روی ضربات از راه دور او و قدرتش در ارسال های قطری حساب ویژه ای باز کرده بود اما زارع بیشتر زمان بازی را تحت تاثیر هافبک های استقلال و در فکر مهار مبعلی بودن گذراند. شماره 9 که می گفت از پل کریم خان دروازه استقلال را باز می کند حتی قدرت این را نداشت که توپ هایش را به خط دروازه آبی ها برساند.
حسین بادامکی/4
شانس آورد که مسعود مرادی دقیقه 28 کارت زرد دوم را به او نداد تا داربي برای او تمام شود. بادامکی به عنوان یکی از دو هافبک دفاعی پرسپولیس به میدان رفت اما حتی نتوانست مانند مازیار زارع کمکی به این تیم کند. تنها حرکت مفید او در تمام بازی خطایی بود که از رحمتی گرفت تا بازیکن استقلال اخطار بگیرد.
محمد نوری/7
بی شک همه پرسپولیس بود و مردی که در میانه میدان همه توپ های فاز دفاعی به مقصد او ارسال می شد و همه کارهای هجومی هم مبدای به نام او داشت اما پرسپولیس نمی توانست با یک موتور که دو مامور مهار هم داشت کاری از پیش ببرد. در هر حال می توان او را برترین مرد قرمز داربي 69 لقب داد که حتی یک گل صحیح هم زد اما ...
امیرحسین فشنگ چی /4
مشخص نیست که چرا بعد از گذشت یازده هفته از لیگ حتی نیمی از توانایی هایش با پیراهن صبا را در پرسپولیس به منصه ظهور نرسانده، آیا او را هم جز قربانیان جذبه سرخابی قلمداد کرد؟ فشنگ چی فقط یک بار در مصاف یک در مقابل یک از مدافع نه چندان مستحکم استقلال گذشت و در سایر دقایق بازی بیشتر به یک تماشاگر حرفه ای شباهت داشت.
هادی نوروزی/6
مشخص بود که انگیزه زیادی برای این بازی و ادامه روند فوق العاده اش در داربي ها دارد اما آن تعویض جایش با فشنگ چی و رفتن به سمت چپ تمام تمرکزش را برای بازی از بین برد. نوروزی در جناح راست به راحتی می توانست از امیرآبادی عبور کند اما گویا دایی نمی خواست این اتفاق رقم بخورد پس شماره 24 را فدای تفکر اشتباهش کرد.
غلامرضا رضایی/5
چند هفته ای است که نمی تواند همان بازیهای درخشان ابتدای فصلش را برای پرسپولیس انجام دهد که یک دلیل آن می تواند یارگیری شدید تیم های حریف با او باشد. رضایی طبق معمول که هیچ گاه مقابل استقلال نتوانسته بود بدرخشد این بار در داربي هم یک بازیکن کاملا معمولی بود که یک موقعیت تک به تک را در اواخر بازی از دست داد.
علیرضا نورمحمدی/5
بهترین جانشین برای سپهر حیدری و بدون اندک شکی بهترین مدافع میانی پرسپولیس در این فصل بود اما مشخص نشد دایی چرا به این راحتی روی نام او خط قرمز کشید. نورمحمدی تلاش کرد خط دفاع پرسپولیس را سر و سامان بدهد اما روی گل کمی جو گیری شیث رضایی باعث شد تلاش های او هم برای مهار مجیدی به نتیجه نرسد.
محمد منصوری/5
به مراتب بهتر از فشنگ چی بازی کرد اما او هم چندان در جناح چپ به کار پرسپولیس نیامد چرا که که منصوری تلاش داشت با فانتزی بالایی بازی کند و در حقیقت زمین را با فضای پلی استیشن اشتباه گرفته بود. با بودن او و فشنگ چی به نظر می رسد که پرسپولیس باید کرکره جناح چپ را به طور کامل پایین بکشد.
کریم باقری/3
کاپیتان فرصت چندانی برای زدن ضربه پیدا نکرد و تنها آخرین کرنر را زد. از شانس بد اوست یا هر نکته دیگری، هر بار دایی از او در دقایق آخر استفاده می کند پرسپولیس یا بازی برده را مساوی می کند یا نتیجه تساوی را با شکست عوض می کند.
علی دایی/5
همان قدر که در تغییر روند بازی بین دو نیمه درخشان ظاهر شد و به معنای تمام کلمه نیمه مربیان را از آن خودش کرد در ترکیب ابتدایی بازی دچار اشتباهات وحشتناکی شد. فقط خود اوست که می تواند در مورد بازی کردن مجتبی شیری از ابتدا و نیمکت نشین شدن تیاگو که به مراتب بهتر از حسین بادامکی است توضیح بدهد. تیم او برای گل زدن هیچ تاکتیکی نداشت و به همین دلیل مرتضی کریمی سپر بلای او و سوژه اصلی کنفرانس خبری اش شد.
پرسپولیس/5
بعد از 1805 روز در داربي شکست خورد، باز هم در دقایق آخر مثل بازی با پاس و شهرداری تبریز و ملوان گل خورد، رتبه دومش را از دست داد و حالا تیم چهارم جدول است البته به لطف گلی که فولاد وارد دروازه تراکتورسازی کرد. پرسپولیس کم کم از سرعت خود کم می کند و به نظر می رسد که برای استراحت چند هفته ای قید امتیاز گرفتن را بزند. آنها دو بازی مرگ و زندگی در پیش دارند. بازی با ذوب آهن و البته استیل آذین که اپوزیسیون مخالفان دایی است.