۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

پس كي جاه طلب مي شويم؟

تاریخ: 26 مهر 89
علیرضا خطیبی
شكست 10 روز قبل تيم ملي مقابل برزيل مزه اي باور نكردني داشت، در حاليكه تيم ملي در اين بازي با سه گل شكست خورد اما باور عموم بر اين بود كه تيم ملي خيلي خوب بازي كرد و لياقتش را داشت كه با نتيجه اي خفيف تر ببازد و گل هم بزند. اين اتفاق در حالي افتاد كه نظير همين جملات را بعد از شكست خانگي دو بر صفر مقابل آلمان هم به ياد مي آوريم. آن روز هم تيم ملي شكست خورد اما ما روي دربيل زني هاي علي كريمي زوم كرده بوديم و هرگز متوجه نشديم جواناني مثل شواين اشتايگر و فريدريش براي اولين بار پيراهن ملي پوشيدند تا 4 سال بعد در آفريقاي جنوبي بدرخشند. قرار است تا چه زماني به اين شكست ها دلخوش باشيم و چه زماني اين حس جاه طلبي سالها و شايد قرن ها گم شده ما باز مي گردد؟ اگر ما به جاي ژاپن بوديم كه توانست آرژانتين را با همه بزرگانش شكست بدهد، چه كار مي كرديم و آيا هنوز به زمين رسيده بوديم بعد از پرش به هوا براي ابراز شادي اين برد؟
بحث اصلي اين است كه در فوتبال موفقيت به عوامل زيادي بستگي دارد كه يكي از آن ها داشتن اعتماد به نفس بالاست و جاه طلب بودن. در يك دهه اخير فقط امير قلعه نويي را به ياد داريم كه خصوصيات رفتاريش در اين مختصات جاه گنجيد و چند نفر ديگري مثل منصور ابراهيم زاده و علي دايي كه سعي كردند به جداره اين محيط تنه بزنند. تيم ملي براي موفق شدن، براي بالا بردن جامي كه نزديك به نيم قرن است در آرزويش روزگار مي گذرانيم بايد جاه طلب باشد و مقدمه ورود به اين محيط اين است كه به هيچ چيز، دقيقا هيچ چيز، راضي نباشيم. قناعت كردن، همان بلايي را بر سر ما مي آورد كه مي بينيم، به قهرماني در بازيهاي انصافا درجه دوم آسيايي و روي سكوي سوم جام ملتهاي آسيا ايستادن، بسنده كرده ايم و هرگز به خودمان نهيب نزده ايم كه اين جا براي مان كوچك است.
نكته ديگر اما در بازي كردن با بزرگان است، دل خوش بودن به جدال هاي هر چند سال يك بار با آلمان و پرتغال و برزيل ثمره اي براي فوتبال ايران نخواهد داشت. تيم ملي اگر مي خواهد بزرگ باشد و بزرگ شود بايد سالي چند بار با تيم هاي بزرگ، كه الزاما هم نام شان برزيل و آرژانتين و آلمان و اسپانيا نيست و مي توان با دانمارك و سوئد و تركيه و پاراگوئه و شيلي هم ديدار كرد، بازي كند تا همان واكنشي در بدن بازيكنان ايجاد شود كه براي ژاپني ها رقم خورد. آنها در سال 1997 با برزيل براي اولين بار بازي كردند و چنان دست پاچه بودند كه آمار وحشتناكي در مالكيت توپ رقم خورد ولي اين بازيها آن قدر تكرار شد كه ژاپن در جام كنفدراسيون ها گريبان برزيل را گرفت و در نهايت با گلي كه در دقيقه 7+90 خورد به تساوي دو بر دو رضايت داد و حالا وقتي آرژانتين را مي برد گويا يك اتفاق كاملا عادي رقم خورده است و اين يعني دميده شدن و تزريق روحيه جاه طلبي به پيكره تيمي كه براي هدايتش بين مارچلو بيلسا و نستور پكرمن و زاكه روني بحث در مي گيرد ولي در ايران آمدن پيرمردي چون كلمنته در حكم رسيدن به قهرماني جهان بود.
تيم ملي نياز دارد به تزريق شدن روحيه جاه طلبي كه لازمه آن هم داشتن كادر فني اي است كه جاه طلب باشد اما قطبي اين گونه نيست و مجموعه يارانش هم بويي از اين صفت نبرده اند. قطبي همه جاه طلبيش را در تبديل شدن از يك ويدئو آناليزور به نفر اول كادر فني شدن خرج كرده و براي منصوريان و حاجيلو و رشيدي هم همين كه روي نيمكت مي نشينند، بس است. حرف اصلي اين است؛ براي موفقيت بايد جاه طلب بود و براي جاه طلب بودن به مرداني نياز است كه جاه طلب باشند، يكي مثل امير قلعه نويي كه در سپاهان مي ماند تا به جنگ طلسم قهرمان كش ليگ برتر برود حتي اگر موفق نشود، يكي مثل منصور ابراهيم زاده كه وقتي او را مقابل اسكولاري و كالدرون و بوناچيچ ديديم كيف كرديم.

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

وضعيت باشگاه سوارکاري اصفهان در پرده اي از ابهام

سعيد صديقي

گويي باشگاه سوارکاري اصفهان قرار نيست روزهاي خوشي را تجربه کند تا قديمي ترين باشگاه سوارکاري اصفهان بار ديگر کمر راست کند.

وقتي حدود دو سال پيش مزايده اين باشگاه از سوي شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي در پايتخت برگزار شد و به غير از بهره بردار قبلي سه پيشنهاد دهنده جديد نيز حضور داشتند، اين اميد در علاقه مندان سوارکاري استان زنده شد که باشگاهي که تمامي مربيان نسل جديد استان سواري را در آن آموختند، بار ديگر منشاء توليد سوارکاران بسيار خواهد بود. برنده مزايده يکي از علاقه مندان به اسب بود که از لحاظ مالي نيز در شرايط مساعدي قرار داشت و در آغاز هم بازسازي هاي صورت گرفته در باشگاه و نوسازي بسياري از قسمت ها، نويد دهنده زنده شدن دوباره اين مجموعه دوست داشتني بود. گرد آمدن تعداد زيادي از سوارکاران در اين باشگاه ياد دوران نه چندان دور را زنده مي کرد و کلاس هاي آموزشي آن نيز همچون هميشه به دليل نزديکي به شهر متقاضيان بسياري داشت.

هر چند وجود عده اي باعث شد که برخي سوارکاران قديمي حاضر به بازگشت به اين باشگاه نشوند ولي به هر حال ظرفيت باشگاه تکميل شد اما متاسفانه هر از چندگاهي مشکلاتي در بخش مديريت اين باشگاه، اوضاع آن را متشنج مي کرد. حضور عده مورد اشاره سبب بروز مشکلات متعدد در باشگاه هايي که تاکنون حضور داشته اند بوده است و معمولا" سبب تعطيلي آن محل شده اند!! در اين باشگاه نيز بارها اتفاقات ناخوشايندي را باعث شدند که به دليل وجود نسبت فاميلي با بهره بردار کنترل آنها دشوارتر نيز شده است.

در اواسط سال جاري کار به جايي رسيد که بهره بردار با نصب پارچه نوشته اي خواستار خروج همه اسب ها و سوارکاران از باشگاه شد تا به اين ترتيب از اين گروه نيز خلاص شود اما همه رفتند جز آنها!! مدتي اوضاع آرام شد اما باز در هفته هاي جاري خبرهاي ناخوشايندي از باشگاه اصفهان به گوش مي رسد و برخي از اسبداران و مربيان آن اسب هاي خود را از اين باشگاه به ساير باشگاه ها منتقل کرده اند يا قصد نقل مکان دارند.

اي کاش بهره بردار اين مجموعه نسبت هاي فاميلي را کنار مي گذاشت و با انتخاب مديري قوي و لايق به بهترين شکل از بزرگترين مجموعه سوارکاري استان به نفع جامعه سوارکاري استفاده مي نمود. امکانات اين مجموعه که با هزينه هاي بيت المال ساخته شده و براي ساخت آن بسياري از مربيان و علاقه مندان قديمي استان خون دل ها خورده اند، هنوز هم کم نظير است و نزديکي آن به مرکز شهر يکي از بزرگترين محاسن آن مي باشد.

از شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي نيز انتظار مي رود که بر روند مجموعه هاي اجاره داده شده نظارت داشته باشد و صرفا" پرداخت اجاره بهاي بيشتر يا صرف هزينه هاي کلان را ملاک انتخاب بهره بردار نداند. مديريت چنين مکان هاي ارزشمندي بايستي در راستاي اهداف فرهنگي - ورزشي باشد تا چنين امکاناتي در اختيار ورزش جوانان ايران قرار گيرد.

رستگاري در نود و ششمين دقيقه

تيم تشنه آقاي قلعه نويي

عليرضا خطيبي

حالا مي توان بهتر فهميد چرا اولتراهاي آبي هنوز هم بابت روزهاي حضور امير قلعه نويي كامشان شيرين است و نشستن هيچ مربي ديگري را روي اين «ملك»، تاب نمي آورند و براي آنها، امير قلعه نويي «يكي» است و هنوز هم منتظرند تا او برگردد، كه در برگشتنش اندكي شك نكنيد، و جام قهرماني را بالاي سرشان ببرد. سپاهان تا دقيقه سوم اوقات اضافه از مهمانش عقب است اما وقتي تورج حق وردي در سوتش به نشانه پايان بازي مي دمد آنها همه سه امتياز را به حساب شان واريز كرده اند و قبل از استارت تعطيلات به پله دوم رسيده اند و اين است «تيم تشنه (دوست داشتيم بنويسيم «گرگ» ولي شايد كمي بي ادبانه بود و سانسور هم مي شد) آقاي قلعه نويي» كه تا لحظه آخر مي جنگد و حمله مي كند و اين است كه استقلالي ها وقتي توصيف پيروزي دراماتيك سپاهان بر فولاد را شنيدند به خاطرات خوش ليگ چهارم رفتند كه استقلال تازه از دقيقه 90 موتورش روشن مي شد و دقيقه 2+90 دروازه هر رقيبي را باز مي كرد، به روزي كه استقلال تا دقيقه 1+90 از ابومسلم در مشهد با دو گل عقب بود ولي در نهايت سه بر دو پيروز شد، به ان روز كه داربي را با گل دقيقه 2+90 پيروز قرباني برد و به آن روزهايي كه روي سكوها تازه از وقتي تابلوي وقت هاي اضافه بالا مي رفت، زندگي شروع مي شد. سپاهان اين چند هفته اخير منهاي بازي با ملوان تيمي بود كه نمايشش فقط يك نتيجه داشت، با اين نوع بازي فقط «امير قلعه نويي» مي تواند سرمربي اين تيم و فرمانده روي نيمكتش باشد. خدا را چه ديديد، شايد در اين جنگ زرگري مربي خارجي به جاي قطبي دوباره قلعه نويي به نيكت تيم ملي برسد، به جايي كه بايد يك حساب «كهنه» را صاف كند.

تركيب سپاهان كاملا عاقلانه بود ولي اگر چندان به درد نخورد مشكل از تفكر بازيكنان بود. قلعه نويي با قرار دادن جلال حسيني در سمت راست خط دفاع و بردن خسرو حيدري به خط هافبك، كه چه نمايش دلپذيري داشت و ثابت كرد فقط صمد مرفاوي مي دانسته بايد از او در كجا سود برد، تلاش كرد مقابل بختيار رحماني و آرش افشين سد مستحكمي ايجاد كند تا بلايي كه سر استقلال آمد در فولادشهر تكرار نشود ولي ديديم كه گل اول درست از همين فضا كليد خورد و اين يعني زوج بنگر و حسيني نتوانستند دكترين ذهني قلعه نويي را پياده كنند. هدف ديگر قلعه نويي از بازي دادن همزمان به بنگر و عقيلي و حسيني كاستن از وظايف دفاعي حاج صفي بود و ديديم كه شماره 28 بهترين نمايش تمام ليگ دهمش را اجرا كرد تا ثابت كند اگر بدون وظايف دفاعي بازي كند، مثل آن روزهايي كه لوكا بوناچيچ سرمربي سپاهان بود، چه مهره خلاق و خطرناكي است. البته نبايد از اين موضوع هم غافل شد كه مهدي جعفرپور در راس لوزي تهاجمي قرار گرفت تا بيشتر «بجنگد» و كمتر «طراحي» كند و با اين نوع بازي جلوي خط دفاع فولاد را براي جان واريو و حيدري خلوت كند. ديگر نكته مهم در ابتداي نيمه دوم اتفاق افتاد، قلعه نويي همان اول نيمه دوم يانوش را به بازي فرستاد تا تهاجمي ترين مثلث حمله را تشكيل دهد. اين حركت قلعه نويي را دوست داريم، او اهل فيلم بازي كردن، ادا و اطوار در آوردن نيست و زمان را براي نتيجه گرفتن هرگز از دست نمي دهد چه بسا اگر يانوش ديرتر به ميدان مي آمد اصلا سناريو عوض مي شد.

سپاهان مقابل فولاد گل اول را خورد و به واسطه همين سهل انگاري به بدترين شكل ممكن تنبيه شد و انرژي زيادي را براي جبران نتيجه و در نهايت برنده شدن خرج كرد هر چند به دليل اينكه ليگ تعطيل شده اين صرف انرژي بدون مكافات به پايان رسيد. فولاد گل اول را درست مثل گل دوم و سومش به استقلال زد و اين حركت را دقايق قبل هم تكرار كرده بود كه رحمتي با يك عكس العمل مناسب مانع شد اما سپاهان درس نگرفت تا در بدترين لحظه ممكن گل بخورد. بازي قطري فولاد تمركز و ديسيپلين دفاعي سپاهان را بر هم زد، توپ از سمت چپ به افشين در راست رسيد و او از راست توپ را براي رضا نوروزي در چپ بريد و همين نوع بازي يعني مدافعان ميزبان براي رسيدن به توپ بايد انرژي زيادي را صرف كنند؛ تازه اگر به توپ برسند. روي گل دوم همان اشكال هميشگي را ديديم، يك ضدحمله و كميت پايين تيم دفاعي كه نمونه اش را روي گل دوم راه آهن هم ديده بوديم و اشتباه مرگبار هادي عقيلي كه اين زنجيره را تكميل كرد. بهترين كمك را اما مجيد جلالي به امير قلعه نويي كرد و يك بار ديگر نشان داد يك «مرد» واقعي است، سپاهان بر بازي مسلط شد و احتمال برنده شدنش به طرز وحشتناكي افزايش يافت وقتي كه رضا نوروزي از بازي بيرون رفت و يك مدافع چپ به زمين آمد. با اين حركت، آرش افشين هم تنها شد و به همين دليل روي به «تكروي» آورد يعني آنچه قلعه نويي مي خواست. غناي تكنيكي افشين بالا بود اما نه آن قدر بالا كه حريف ابراهيمي و حسيني و بنگر و عقيلي شود پس بنگر و حسيني جلو رفتند و اولي گل تساوي را زد و دومي هم گل سوم را ساخت. مجيد جلالي بيشتر از داور بايد از خودش بنالد كه يا يك تغيير اشتباه تيمش را به مسلخ برد، تعويض اشتباه كردن روبروي امير قلعه نويي كه استاد تعويض كردن است يك خودكشي محض است.

و نكته آخر، واقعا براي ديدن نمايش سپاهان كه ناسلامتي مدافع عنوان قهرماني است و مدعي تيم اول شهر اصفهان بودن، فقط 4 هزار نفر تماشاگر به فولادشهر آمدند. مي دانيم كه رسيدن به اين ورزشگاه به خصوص از مركز شهر كار سختي است ولي ديگر نه اين قدر مشكل كه فقط 4 هزار نفر بيايند. سپاهان و ذوب آهن بدون شك مجريان اصلي انتقال پايتخت فوتبال ايران از تهران به اصفهان بودند ولي در اين انتقال تماشاگران همچنان در تهران و براي سرخابي ها باقي ماندند. فولادشهر «پر» نمي شود مگر در روزهايي كه استقلال و پرسپوليس مهمان هستند يا قرار است اتفاقي شگرفي مثل تثبيت قهرماني رقم بخورد و اين يك پوئن منفي است چه تيم اول شهر باشي و چه به ديگري لقب تيم دوم را بدهي، كار به درست و غلط بودن اين بذل و بخشش ها هم نداريم

ارسلان کاظمی؛ 206 امتیاز و 49 ریباند در 12 بازی

ارسلان کاظمی بسکتبالیست 20 ساله اصفهانی که در لیگ کالج های ایالات متحده NCAA بازی می کند، تاکنون خود را به عنوان کلیدی ترین بازیکن تیم رایس مطرح کرده است.

کسب 206 امتیاز در جریان 351 دقیقه بازی در 12 مسابقه و نیز انجام 49 ریباند، نشان از نمایش خوب این بازیکن اصفهانی در آمریکاست.

تامیر جکسون، دیگر بازیکن مطرح رایس تاکنون 161 امتیاز برای تیمش در این مسابقات کسب کرده است.

کالج رایس تاکنون به شش پیروزی و شش شکست رسیده است. پنجشنبه گذشته، رایس در برابر کالج اورال رابرتز با نتیجه 78 به 80 بازی را واگذار کرد. ستاره این بازی البته تامیر جکسون بود که 24 امتیاز و 4 ریباند کسب کرد. سهم ارسلان در این بازی 20 امتیاز و 11 ریباند بود.

چهارشنبه این هفته رایس به مصاف کالج ال اس می رود.

هیجان انگیز اما به درد نخور

با دكتر حمیدرضا صدر درباره حضور مارادونا در تيم ملي

اميد آرامش

بحث بر سر حضور ديگو مارادونا به جاي افشين قطبي در راس تيم ملي بعد از پايان جام ملتها را بايد از چندين زاويه مختلف بررسي كرد. در اين خصوص اما به سراغ دكتر حميدرضا صدر رفته ايم، مردي كه تحليل هايش نوع ديگري است و تلاش نمي كند براي راضي شدن خيلي ها روي واقعيت سرپوش مي گذارد. دكتر صدر معتقد است همان طور كه مارادونا بدون شك بزرگترين بازيكن تاريخ فوتبال دنيا و حتي برتر از امثال پله و كرايوف است اما در بعد حاشيه هم كسي به او نمي رسد. دكتر صدر مي گويد نبايد از واقعيت فرار كرد، واقعيتي كه در جام جهاني جلوي چشمان مان بود و ديديم كه هيچ بازيكن و مربي و تيمي بهتر ار مارادونا نتوانست ليونل مسي را مهار كند و با اين مهار دمار از آلبي سلسته در بياورد.

* مارادونا شایستگی فنی ندارد

دیگو مارادونا را باید از چند جنبه مورد بررسی قرار داد. اولین نکته بر می گردد به بحث فنی درباره او. آیا اساسا مارادونا شایستگی فنی برای مربیگری در تیم ملی ایران را دارد؟ پاسخ قطعا منفی است. شاید بپرسید چرا؟ رجوع می کنیم به نتایج مارادونا با تیم ملی کشورش در جام جهانی آفریقای جنوبی.

با وجود یکی، دو جین بازیکن برجسته که هر یک ستاره های تیم های باشگاهی خود بودند مارادونا موفقیتی کسب نکرد تا نشان دهد هنوز برای مربیگری مثل بازیگريش پخته نشده. البته در این مقوله نباید راه پر پیچ و خم آرژانتین برای رسیدن به جام جهانی را نادیده گرفت. این مسائل نشان می دهد مارادونا از نقطه نظر فنی شایستگی رهبری تیم ملی را ندارد.

* دیگو با اسلحه حمله می کند

وجه دوم بررسی حضور مارادونا در ایران بحث مسائل روحی و روانی است. دیگو مارادونا مدت هاست که تعادل روانی و ذهنی ندارد. مارادونا بدون اندك شك و ترديدي بهترین بازیکن تمام تاریخ است، حتی بالاتر از پله و بقيه بزرگان اما از نظر حواشی به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر بزرگان دنیای توپ گرد نیست. مقوله جدایی از همسرش، حمله به خبرنگاران با اسلحه و استفاده از مواد نیروزا و البته مواد مخدر همه و همه در کنار هم نشان می دهند مارادونا از نظر روحی و روانی تعادل ندارد و نمی شود روی او از این جهت حساب باز کرد.

* مارادونا زیر ذره بین منشور اخلاقی

در حالی که ستاد منشور اخلاقی فدراسیون مربیان خودی را بدجوری زیر ذره بین برده طبعا انتظار می رود در مورد مربی خارجی این ذره بین موشکافانه تر شود. حالا اگر مارادونا بیاید و سرمربی تیم ملی ایران شود چگونه فدراسیون او را در چارچوب منشور اخلاقی می پذیرد؟ بدون شک اولین کسی که واکنش نشان می دهد عزیز محمدی است و دوئل مارادونا و عزیزمحمدی دیدنی می شود چرا که دیگو سرآمد مربیان پر دردسر تاریخ فوتبال جهان است.

* ما کوبا نیستیم

هیچ مربی دیگری را در کتب تاریخ فوتبال پیدا نمی کنیم که به اندازه مارادونا حاشیه داشته باشد. بايد دید آیا مارادونا با چارچوب های اخلاقی فدراسیون همساز است یا نه؟ باید این مساله را هم در نظر گرفت که او تا چه حد ایران را می شناسد. یک نگاه سیاسی به کوبا دارد اما باید به او گفت ما کوبا نیستیم. چارچوب های مذهبی خودمان را داریم و غیر قابل قیاس با کوبا هستیم. مارادونا نمی داند ساختار فدراسیون ما چه طور است یا اینکه لیگ ما چه طور برگزار می شود به همین خاطر ابتدا باید او را آگاه کرد و سپس تیم ملی را به دستش سپرد.

* هیجان انگیز است اما نه به قیمت آینده تیم ملی

در کنار تمام خصوصیات منفی مارادونا دیدن او از نزدیک می تواند یکی از آرزوهای بزرگ تمام فوتبال دوستان روی زمین باشد. ملاقات با مارادونا از نزدیک قطعا برای بزرگ و کوچک هیجان انگیز خواهد بود. به شخصه علاقه بسیاری به مارادونا و ملاقات با او دارم اما معتقدم نباید آینده تیم ملی و موفقیتش را فدای دیدن مارادونا کرد چرا که حضور او از نظر من نمی تواند فوتبال ما را به روزهای آرمانی برساند.

استقلال به تیر زد، ذوب آهن به تور

علیرضا خطیبی

محسن ترکی که در سوتش دمید اولین چیزی به که ذهن می رسید بعدازظهر پنج شنبه ای بود که با نمایش استقلال و ذوب آهن در آزادی هدر ندادیم، آنچه ما دیدیم یک بازی زیبا و دارای استانداردهای لازم بود. دیداری که طی آن حق به حقدار نرسید ولی تیم حرفه ای تر برنده از زمین خارج شد. استقلال شاید بهترین بازی فصلش را بعد از دوئل مقابل صنعت نفت انجام داد، یک فوتبال کامل با موقعیت های به اندازه ولی این اشکال آبی ها از ابتدای لیگ بوده که هر بار خوب و چشم پسند بازی کرده اند باخته اند. در آن طرف میدان اما مهمانی را دیدیم که لباس قهرمانی واقعا برازنده اش است، تیمی که توانسته طی دو هفته پیاپی تیم های دوم و سوم جدول را شکست بدهد و به همین رو می گوییم شایسته قهرمانی است. پایان هفته بیستم با سوت ترکی در حالی ما را به یک استراحت تقریبا یک ماهه دعوت کرد که لیگ برتر در آستانه یک سورپرایز حقیقی قرار دارد، در بین چهار تیم صدر جدول اثری از سرخابی ها و تیم های پایتخت نشین نیست و این آرایش می تواند تا انتهای لیگ هم پابرجا بماند و فوتبال ایران را به ورق دیگری از تاریخش هل بدهد.شانس، المان و پوئنی است که یک تیم برای رسیدن به قهرمانی نیازمندش است و شاید به همین دلیل یکی مثل الکس فرگوسن برایش بیش از 10 درصد اهمیت قائل شده است. ذوب آهن مقابل استقلال برخورداری از پوئن شانس را به خوبی دید و لمس کرد وقتی آبی ها در بهترین لحظات می توانستند کار را تمام کنند ولی پایه تیر عمودی دروازه جلوی شان قد علم کرد و پیراهن سبز ذوب آهن به تن نمود. استقلال با یک گل جلو بود و ذوب آهن برای زدن گل تساوی همه کار کرده بود که ناگهان برهانی از کمند احمدی گذشت و دروازه خالی را جلوی فردین عابدینی قرار داد ولی ضربه او روی تیر عمودی نشست تا ذوب آهن دقایقی بعد بازی را به تساوی بکشد. چند دقیقه بعدتر هم ضربه شریفات روی پاس استثنایی ده سوزا باز به همان جایی رفت که ضربه عابدینی رفته بود و فقط دقایقی بعد بود که فرهادی با خطای پنالتی متوقف و کار استقلال تمام شد. حتی نمی توان از ضربه سر دقیقه 4+90 مجیدی هم گذشت که در تسلیم محض گردان و خط دفاعی ذوب آهن به سمت بیرون از دروازه رفت. شانس یعنی اینکه حریفت مدام بر تیر بکوبد ولی تو از این شکنجه دور باشی و مدام تور جلویت رخ نمایی کند.نایب قهرمانی در لیگ قهرمانان و شکست در فینال این بازیها مقابل سئونگنام کره جنوبی و بلافاصله باخت به شهرداری یاسوج در خانه خودی و خروج از گردونه جام حذفی باعث شد تا یک اراده خاص در ذوب آهن به وجود بیاید، آنها بعد از دو نایب قهرمانی پیاپی در لیگ برتر حالا فقط با قهرمانی در لیگ دهم به آرامش می رسیدند و از این رو ذوب آهنی که بعد از حذف از جام حذفی دیدیم تیم دیگری بود، آنها دیگر همه نگاه شان به بازی زیبا ولو بدون نتیجه نبود و اراده شان را روی جمع کردن امتیازات قرار دادند. استقلال بهتر از ذوب آهن بازی کرد همان طور که مس هم در فولادشهر اگر بهتر از میزبان نبوده باشد بدتر نبود ولی در هر دو بازی ذوب آهن برنده و با دست پر از زمین خارج شد و این یعنی اراده ای که همیشه در یک قهرمان دیده شده، آنها حتی در روزهای بد خود هم بازنده و با دست خالی زمین را ترک نمی کنند.حوادث کوچک را کسی با اهمیت نگاه نمی کند ولی همین ها هستند که سرنوشت را رقم می زنند. به همین بازی استقلال و ذوب آهن نگاه کنیم، ایگور کاسترو همین که به بازی آمد با یک استارت سریعه به سمت توپ هجوم برد و این یک حرکت کاملا عادی بود ولی حنیف عمران زاده از همین هجوم ترسید و توپ را لو داد تا ذوب آهن به راحتی هر چه تمام تر به گل مساوی دست پیدا کند. حوادث کوچک یعنی همین که با یک حرکت عادی بازیکنان حریف را به اشتابه بیندازی و این اتفاق را روی گل اول دیدیم. وحید طالب لو با نمایش اشتابهش اشتباه عمران زاده را تکمیل کرد تا رافخایی باشد و کاری که باید انجام شود. دقایقی بعد باز هم انارشی خط دفاع استقلال به ذوب آهن کمک کرد تا فرهادی در حالی صاحب توپ شود و در جایی که هیچ استقلال حضور ندارد و بلافاصله هم خروج عجولانه طالب لو را دیدیم و پنالتی و گل و تمام شدن کار استقلال. این نوشته اصلا قصد کم کردن ارزش ذوب آهن را ندارد بلکه بر عکس کوشیده تا نشان دهد نام این تیم تا چه حد روی رقبا اثر می گذارد، استقلال اسیر نام مهمانش شد و اسیر بازیکنان حرفه ای این تیم که می دانستند انجام کارهای عادی هم می تواند حریفان را وادار به تسلیم شدن کند. ذوب آهن تیم خوبی است و این خوب بودن طی همه این سه فصل اخیر شرط «لازمی» بوده که این تیم برای قهرمانی و حضور در کورس لازم داشته ولی در لیگ دهم شروط «کافی» هم به پوئن های مثبت این تیم اضافه شده، داوران به نفع این تیم اشتباه می کنند و شانس در خانه این تیم را پیاپی می زند و از یاد هم نباید ببریم که شانس همیشه به سراغ تیمی می رود که شایستگیش را داشته باشد و الحق هم که ذوب آهن این شایستگی را داشته و دارد.

رقابت در صدر جدول فشرده تر شد


با پیروزی نیروگاه بر انتظام رقابت های لیگ برتر آسیا ویژن اصفهان جذاب تر شد. در حساس ترین دیدار هفته سیزدهم که شاید به نوعی حساس ترین دیدار لیگ چهارم آسیا ویژن استان اصفهان هم به حساب می آمد، تیم نیروگاه توانست در زمین تیم صدر جدولی انتظام به پیروزی یک به صفر رسیده و فاصله خود را با این تیم به دو امتیاز کاهش دهد. سطح این بازی به مراتب فراتر از لیگ استان بود و دو تیم بازی حساب شده و جانداری را به نمایش گذاشتند. انتظام که از بازیکنان سرباز و مشمول نیروی انتظامی شکل یافته دو هافبک وسط خود احسان رضایت و سیاوش محمدی را به دلیل تاخیر پنج دقیقه ای از ترکیب اصلی کنار گذاشته بود. در دقیقه دوم بازی در پی یک ضربه شروع مجدد که از سوی سعید عباسی ارسال شد تیم نیروگاه توسط رضا عینی پور، سرزن قهار خود به گل نخست بازی رسد. نیروگاه که در طول فصل نشان داده با تکیه برضربات ایستگاهی سعید عباسی از شروع مجددهای اینچنین، نهایت استفاده را می برد، در این بازی نیز روی سبک بازی به نسبت خشن محمد اسحاقی، مدافع چپ انتظامی ها حساب ویژه ای باز کرده بود و به نتیجه هم رسید.

این گل زود هنگام کمی بازی را سنگین و فیزیکی کرد و جدال دو تیم را به میانه میدان برد. بازگشت دو هافبک بازی ساز انتظام به زمین خود نشان دهنده همین نکته است. آسیب دیدگی و تعویض هاشم علیرضایی در دقیقه 15 که به سبب گرفتگی عضله کشاله ران وی انجام گرفت و البته ضربه سنگین ادموند باغدسار که در دقیقه 30 به دیرک سه گوش دروازه نیروگاهی ها برخورد کرد از دیگر وقایع نیمه نخست بازی بود.

در نیمه دوم انتظامی ها فشار بیشتری را برای به تساوی کشاندن بازی به حریف وارد کردند اما تیم با تجربه نیروگاه این نیمه را با نفرات پرتعدادتر در خط هافبک به حفظ میانه میدان پرداخت. در این نیمه رسول نصر در نقش هافبک میانی جانشین رضا عینی پور مهاجم گلزن قرمز پوشان نیروگاه شد.

در دقیقه 85 برخورد شدید کف پای مدافع انتظام به صورت ابراهیم شاهقلیان هافبک راست نیروگاه البته ختم به خیر شد، و در حالیکه چند دقیقه ای وی بیهوش روی زمین افتاده بود. اما جریان خون از بینی شاهقلیان و به هوش آمدن وی در آستانه آمبولانس در پی آسیب دیدگی شاهقلیان بازی حدود 7 دقیقه متوقف بود و حدود 8 دقیقه نیز وقت اضافه گرفته شد.

احمدرضا زغالیان، سرمربی تیم نیروگاه می گوید: نزدیک چندین ساعت شاهقلیان در بیمارستان تحت معاینه و عکسبرداری قرار داشت و البته همان شب مرخص شد اما پیگیری ها و تماس های مربیان انتظام در این مدت و همدلی های آقایان بابایی و رضایی از نکات زیبای این روز بود و جای تقدیر دارد.

در دیگر رقابت های هفته سیزدهم، یاران آتشگاه در زمین خمینی شهر در برابر زنده رود فلاورجان با نتیجه یک بر یک متوقف شدند. محمود مکتوبیان، همچون هفته های گذشته برای یاران گلزنی کرد و گل زنده رودی ها از روی اشتباه مدافعان یاران و به صورت گل به خودی تیموری به ثبت رسید.

توانای ابریشم در زمین تیم اوج گرفته شهرداری دیزیچه توانست به سه امتیاز ارزشمند برسد. نیمه نخست بازی کاملا در اختیار شهرداری میزبان بود اما حملات دیزیچه ای ها با بی دقتی به خارج رفت. تساوی یک بر یک دو تیم در نیمه نخست اما با حساب سه بر دو در پایان 90 دقیقه عوض شد. مهدی اکبری دوبار و عباس حسن پور یکبار دروازه میزبان را گشودند. داوری این دیدار بر عهده جمشید محمدی بود. این بازی روی دست دو تیم یک اخراجی هم به جا گذاشت.

تیم سپاهان خمینی شهر هم البته در زمین گلپایگان حاضر نشد. محمد خالقی، سرپرست تیم دلیل این امر را خرابی اتوبوس تیم عنوان کرده است.